سرنوشت جمهوری اسلامی به قاچاق اورانیوم گره خورده است

یونس شاملی

حوادث روز عاشورا در ایران به علت خشونت بی حصر استبداد حاکم علیه مردم در تهران، غلیان خشم معترضین را برانگیخیت. با وجود اینکه درگیری های خونین نیروهای امنیتی رژیم با مردم در روز عاشورا ٨ تن قربانی گرفت، در عین حال محاصره و به اسارت گرفتن بعضی از نیروهای امنیتی توسط مردم نیز چهره دیگری از خشم مردم را به نمایش گذاشت. همچنین انتشار کلیپ ویدئویی زیرگرفتن یکی از معترضین توسط اتومبیل نیروهای امنیتی و رد شدن دوباره از روی جسد وی توسط همان اتومبیل در اینترنت، خشم جهانیان را برانگیخت و نفرت علیه اعمال بغایت ضد بشری جمهوری اسلامی را به فراسوی مرزهای این کشور کشاند.

در همین حال، دیروز، خبرگزاری آسوشیتدپرس از یک گزارش محرمانه میان ایران و قزاقستان پرده برداشت. گزارشی که نشان میدهد جمهوری اسلامی در حال نهایی کردن قراردادی است که بر مبنای آن ایران در ازای پرداخت
۴۵۰ میلیون دلار، ۱۳۵۰ تن سنگ اورانیوم پالایش‌شده را از قزاقستان خریداری می کند.

در گزارش این خبرگزاری همچنین آمده است؛ "سنگ اورانیوم پالایش‌شده را که کیک زرد نیز خوانده می‌شود می‌توان پس از غنی‌سازی به عنوان سوخت رآکتور اتمی یا بمب اتمی به کار برد. این خبرگزاری همچنین می‌گوید که ایران با خرید
۱۳۵۰ تن سنگ اورانیوم پالایش‌شده می تواند ۱۵۰ سلاح هسته‌ای تولید کند.

با این وصف رژیم جمهوری اسلامی در مقابل دو تهدید بسیار جدی در تمامی دوران حیات خود روبروست؛
اول؛ اعتراضات وسیع مردم در داخل علیه جمهوری اسلامی و برای تغییر آن
دوم؛ خشم قدرتهای جهانی از مسلح شدن ایران به تکنولوژی تولید سلاحهای اتمی و در عین حال نقض آشکار حقوق بشر در این کشور از خارج.

اگرچه جمهوری اسلامی تاکنون با اطمینان از عدم وجود اعتراضات داخلی سیاست تسلیح شدن به تکنولوژی اتمی را برای حفظ بقای خود در مقابل تعرض به اصطلاح دشمنان خارجی و بویژه اسرائیل مد نظر داشت. اما با بروز اعتراضات و گسترش هرروزهء دامنه آن که روز عاشورا را میتوان به مثابه یک فشار جدی از درون به جمهوری اسلامی تلقی کرد. شرایط سیاسی و امنیتی را برای جمهوری اسلامی تغییر داده است. آرایش وضیعت سیاسی نظامی و امنیتی جدید با گسترش اعتراضات در داخل ایران، حلقه محاصره علیه جمهوری اسلامی را تنگتر کرده است.

اینک بقای جمهوری اسلامی به سرکوب بی رحمانه و بیش از پیش معترضین در تهران و بعضی از شهرهای مرکزی ایران بستگی تام دارد. چرا که اگر ظاهرا نقاط دیگر ایران، و از آن جمله مناطق ملی غیرفارس در ایران، یعنی آذربایجان، کردستان، بلوچستان و اهواز عربی، خشم مردم علیه جمهوری اسلامی، حتی اگر ظاهرا به چشم نیاید، اما آتش زیر خاکستر را می ماند و هر جرقه ایی میتواند به حیات جمهوری اسلامی در شرایط کنونی پایان دهد.

بنابراین با تغییر شرایط و بروز ناآرامیها و اعتراضات وسیع در ایران، استمرار تلاش بی وقفه، دزدی تکنولوژی و یا واردکردن اورانیوم پالایش شده از قزاقستان، و خلاصه تلاش شبانه روزی جمهوری اسلامی برای مسلح شدن به سلاحهای اتمی چه معنی و مفهومی میتواند داشته باشد؟

با اندکی دقت به پروسه حاکمیت ٣
۰ ساله جمهوری اسلامی میتوان به روشنی دریافت که جمهوری اسلامی همواره در صدد گسترش توان سیاسی نظامی (اتمی) خود به عنوان ژندارم خاورمیانه بوده است. با بروز اعتراضات گسترده که میرود حیات جمهوری اسلامی را تهدید کند و افکار بین المللی از این اعتراضات حمایت می کنند. رژیم جمهوری اسلامی مسلح شدن به سلاح اتمی را تنها راه نجات و بقای خود تلقی می کند.

علت گره خودن حیات جمهوری اسلامی با ساختن سلاحهای اتمی روشن است؛ اگر این رژیم به سلاح و یا بمب اتمی مسلح شود، خیالش از تعرض نظامی توسط دول خارجی راحت خواهد شد و سپس به راحتی و با خشونتی وصف ناپذیر معترضین را در داخل از دم تیغ خواهد گذراند. این نتیجه محتوم مسلح شدن ایران به سلاح اتمی است. فلاکت این تسلیح در خاورمیانه فاجعه بار خواهد شد. فاجعه ایی که در دو سوی خط، یعنی حیات اسرائیل و حیات جمهوری اسلامی است. نتیجه درگیری نظامی این دو کشور، اگر جمهوری اسلامی دارای سلاح اتمی باشد، کل حیات در خاورمیانه را مورد تهدید قرارخواهد گرفت.

تعجب نمی کنم اگر قدرتهای بین المللی نمیتوانند واکنش قاطعی نشان دهند. آنها و در راسشان آمریکا از نظر نظامی و مالی زمین گیر شده است. پافشاری جمهوری اسلامی برای مسلح شدن به تکنولوژی هسته ایی، نیز از همین رو بیشتر شده است. در عین حال با توجه به شرایط کنونی، حیات جمهوری اسلامی حتی در داخل ایران نیز به مسلح شدن این رژیم به سلاح اتمی وابستگی تام پیدا کرده است. قصابی بی حد و اندازه در داخل بدون مسلح بودن این رژیم به سلاح اتمی غیرممکن است. چرا که قصابی بی حد و حصر در داخل میتواند مداخلات جدی خارجی را به همراه داشته باشد. اما با مسلح بودن به سلاح اتمی، هرگونه سرکوبی در داخل ایران محصور خواهد ماند و مانع از مداخله قدرتهای خارجی در ایران خواهد شد. حال میتوان تلاشهای عجولانه و دسپرات رژیم آخوندی را برای قاچاق اورانیوم پالایش شده و تسلیح شدن به سلاح اتمی به راحتی دریافت.

به نظر میرسد که جمهوری اسلامی تصمیم خود را برای مسلح شدن به سلاح اتمی گرفته است. چه قدرتهای جهانی بخواهند و چه نخواهند. چه حمله کنند و چه نکنند. علت روشن است؛ به خاطر اینکه رژیم در شرایط کنونی و با جنبشهای اعتراضی موجود در حال فروپاشی است. سرکوب وسیع جنبش اعتراضی تنها با اطمینان از وجود سلاح اتمی در ایران و آگاهی همگان در جهان از این امر مقدور و ممکن است.

فردا برای مقابله با ایران حتی در سطح بین المللی نیز ممکن است بسیار دیر باشد.

Yunes.shameli@gmail.com
۲۰۰۹-۱۲-٣۱