دوباره بایکوت اخبار آذربایجان توسط حکومت و همراهی

رسانه های خارجی فارسی  با سکوت غیر قابل درکشان!

 

خبری تکان دهنده با اسنادی غیر قابل انکار از کشته شدن قادر صدیقی و زخمی شدن دو نفر دیگر در یک تعقیب و گریز خیابانی توسط خودروی کلانتری 18 تبریز به شماره پلاک  28486 توسط خانم شهناز غلامی عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ایران ( رزا ) در وبلاگ جنش زنان آذربایجان منتشر شده و برای سایتها و خبرگزاری های فارسی خارج از کشور ارسال گردیده است. اما متاسفانه جزء معدودی از سایتهای خبری مانند ایران گلوبال و اخبار روز، بسیاری از رسانه ها تا این لحظه با سکوتشان حکومت را در بایکوت این خبر همراهی کرده اند.

 

 

هرچند من ادبیات بکار رفته در نوشته احساسی خانم شهناز غلامی را از جمله استفاده از عنوان شهید برای فرد کشته شده را خارج از عرف ژورنالیسم حرفه ای می دانم و در انعکاس خبر مربوطه در سایت ایران گلوبال هم با مسئولیت خودم این ادبیات را تغییر دادم ولی باید دقت کرد که ایشان که از نزدیک شاهد این رفتار وحشیانه ماموران کلانتری 18 تبریز بوده اند و شاهد فشارهای بسیار زیاد و رفتارهای خشن نیروهای امنیتی در روزهای اوایل خرداد امسال بوده اند و خود زندانی و شکنجه شدن در زندانهای جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند، دچار احساسات شده اند و این احساسات شان را وارد خبر نیز کرده اند که چندان مطلوب یک کار ژورنالیستی حرفه ای نیست. اما این مساله تاثیری در صحت خبر منتشر شده ندارد و رسانه های فارس زبان می توانند همانند ایران گلوبال، با جدا کردن احساسات و شعار از متن اصلی خبر، به انعکاس این موضوع بپردازند.

 

ممکن است عده ای استدلال کنند که ممکن است موتورسواران مجرمین سابقه دار بوده باشند و به دستور ایست پلیس توجه نکرده و فرار کرده باشند و پلیس هم آنها را تعقیب کرده باشد. ولی باید به این نکته مهم دقت کرد اگر پلیس حقیقتا با یک حکم رسمی بازداشت دنبال آنها می بود، دلیلی نداشت که پس از تصادف و اجتماع مردم از محل حادثه بگریزد؟! چون بنا به قانون اگر پلیس حکم رسمی بازداشت داشته باشد، در این حادثه مجرم نیست هرچند می بایست تا آنجا که ممکن بود بدون تصادف آنها را دستگیر می کرد ولی در صورت بروز تصادف نیز می بایست آنها را با خود به بیمارستان می برد و تحت نظر می داشت.

 

نکته سئوال بر انگیز این است که چرا پلیس پس از تجمع مردم، از محل حادثه گریخته است آیا این به آن دلیل نیست که آنها هیچ حکمی برای دستگیری نداشته اند؟ و مساله شک برانگیزتر سکوت کامل خبرگذاری های داخلی در مورد این حادثه است که ثابت می کند که این یک حادثه تصادف ساده نبوده که اگر بوده باید آن خبر را به صورت وقوع یک تصادف با خودروی کلانتری تبریز مخابره می کردند و خواستار روشن شدن موضوع و دلیل فرار پلیس از محل حادثه می شدند. چون هرجا تصادفی رخ دهد، پلیس راهنمایی را برای نظر دادن فرا می خوانند و اینجا خودروی پلیس خود از محل تصادف گریخته است!

 

حتی اگر مساله سیاسی هم نبوده باشد و فقط یک تصادف خودروی کلانتری با یک موتور سیکلت بوده (که البته نمی توانسته یک تصادف ساده باشد چون استشهاد محلی شاهدان عینی بر وقوع تعقیب و گریز پیش از تصادف تاکید دارد) سکوت کامل خبرگزاری های داخلی، وجود یک نامه محرمانه از سوی مراکز امنیتی برای منعکس نکردن خبر را نشان می دهد که بر مشکوک بودن این حادثه می افزاید.

 

برداشت شخصی من با توجه به اسناد حادثه این است که چون در این روزها که مصادف با دومین سالگرد اعتراضات خرداد ماه 1385 در آذربایجان است، آماده باش کامل امنیتی در تبریز و سایر نقاط آذربایجان برقرار است، خودروی کلانتری تبریز به موتورسواران مشکوک می شود و یا احیانا متوجه پخش اعلامیه یا شعار نویسی توسط آنها می شود و لذا شروع به تعقیب آنها می کند و موتور سواران در صدد فرار بر می آیند که خودروی نیروی انتظامی موتورسیکلت را در حین حرکت با سرعت زیاد واژگون می کند و چون متوجه مرگ یکی از سرنشینان می شود و حضور مردم و شاهدان محلی را می بیند تصمیم به فرار می گیرد که مردم شماره خودرو را یادداشت می کنند و با تهیه عکس و گزارش تصویری و تنظیم استشهاد محلی به کلانتری مراجعه و خواستار پی گیری موضوع می شوند. 

 

هرچند استنباط فوق و یا هر استباط دیگری نیاز به بررسی دارد، ولی رسانه های فارس زبان مثل بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا و ... می توانند فقط خبر وقوع تصادف یک خودروی کلانتری تبریز با موتور سواران و کشته شدن یکی از سرنشینان و فرار خودروی پلیس از محل را گزارش کنند و هیچ استباطی را تا موقعی که اثبات نشده منتشر نکنند. اینکه پشت صحنه ماجرا چه بوده هنوز به تایید مراجع رسمی نرسیده است ولی خود حادثه را که اتفاق افتاده به راحتی می توان تایید کرد و منتشر نمود. کجاست آن پیمان پاکمهر به اصطلاح خبرنگار تبریزی که با استناد به چند مقوا نوشته در دست چهار بزرگ سال و دو خردسال، خبر از اعتراض 200000 هزار نفری در تبریز را منتشر می کرد! 

 

آیا این همه عکس، تصویر ویدئویی، استشهاد محلی شاهدان عینی، دستور پی گیری رئیس کلانتری 18 تبریز، تایید و مخابره خبر توسط یک فعال شناخته شده جنبش زنان آذربایجان هم به صورت متنی در وبلاگ جنبش زنان آذربایجان و هم به صورت تصویری با حضور خود گزارشگر در گزارش ویدئویی در محل حادثه به اندازه آن چند مقوای پیمان پاکمهر برای سایتهای خبری مثل رادیو فردا سندیت ندارد؟!!

 

چرا پیمان پاکمهر تنها خبرنگار مورد تایید این رسانه ها در کل آذربایجان است؟! چرا آنها با فعالین شناخته شده داخل کشور تماس نمی گیرند و با آنها مصاحبه نمی کنند؟! همکاری رسانه های خارجی با این فعالین می تواند آنها را با مخابره خبر به شکل ژورنالیسم حرفه ای بیشتر آشنا کند تا از روی آوردن به ادبیات احساسی پرهیز نمایند. اما هرگاه این اتفاق رخ ندهد، این جو احساسی و مشاهده بایکوت همزمان اخبار هم در داخل و در خارج کشور می تواند به بروز یک موج انقلابی دیگر در آذربایجان به جان آمده از سرکوب و تکرار حوادث خرداد ماه 1385 منجر شود.

 

متاسفانه این بایکوت خبری تمام رشته های عاطفی و احساسی باقیمانده در مورد حس هموطنی  بین آذربایجانیان با بقیه ایرانیان را از هم می گسلد و احساسات جدایی خواهانه را در آذربایجان به شدت تقویت می کند، چیزی که پیش از خرداد ماه 1385 و بایکوت اخبار آن حوادث اصلا موضوعیت نداشت. این اشتباهی که مسئولان رسانه های فارسی زبان خارج از کشور مرتکب می شوند، مهمترین عاملی است که ایران را به سوی تجزیه پیش می برد و کاری که گروههای تندروی جدایی خواه هرگز نمی توانستند موفق به انجام آن شوند، توسط این رسانه ها انجام می شود.

 

آیدین تبریزی

 

منابع: 

 

 

اسناد غیر قابل انکار این خبر از منابع مختلف و بویژه وبلاگ شناخته شده جنبش زنان آذربایجان که توسط فعالین شناخته شده زن آذربایجانی داخل کشور از جمله خانم شهناز غلامی اداره می شود به صورت زیر است:

 

یک فیلم مستند چند دقیقه ای از صحنه تصادف عمدی خودروی نیروهای امنیتی با موتورسواران که در آن خود گزارشگر ( خانم شهناز غلامی ) نیز حضور دارد را در لینک زیر ببینید:

 

فیلم مستند از صحنه تصادف عمدی خودروی نیروهای امنیتی با موتورسواران

http://youtube.com/watch?v=MhsABECpoeU


 

عکس هایی از صحنه تصادف و تصویر استشهاد محلی با امضای حاضران در محل حادثه را در سایت جنبش دانشجویی آذربایجان (اویرنجی) ببینید:

 

عکس هایی از صحنه تصادف و تصویر استشهاد محلی شاهدان عینی به همراه امضا و شماره تلفن

http://www.oyrenci.com/News.aspx?newsId=2884

 

اصل این خبر را به قلم خانم شهناز غلامی عضو انجمن روزنامه نگاران زنان ایران ( رزا ) در تبریز، در وبلاگ شناخته شده جنبش زنان آذربایجان ببینید:

 

http://azarwomen.blogfa.com/8703.aspx

 

تصویر تایید این مساله که اتومبیل شماره 28486 متعلق به کانتری 18 تبریز می باشد را در لینک زیر ببینید:

 

اقرار سرهنگ شفیعی مبنی بر قابل بررسی بودن موضوع قتل توسط مأموران نیروی انتظامی

 

http://i29.tinypic.com/33wwjyb.jpg

 

خبر منتشر شده در سیات ایران گلوبال را در لینک زیر ببینید:

 

http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2&news-id=46410&nid=haupt

 

Tasavire Shahid Qadere Sadigi

http://i28.tinypic.com/2qwk6lw.jpg
http://i28.tinypic.com/5a5dl3.jpg
http://i30.tinypic.com/25re5x3.jpg
http://i27.tinypic.com/2vulxfl.jpg
http://i26.tinypic.com/2z7kkrk.jpg
http://i27.tinypic.com/ngzj9k.jpg
http://i25.tinypic.com/2gtxgs7.jpg
http://i25.tinypic.com/a5ghgk.jpg