http://www.gis-azbiltop.blogfa.com/post-50.aspx

بیانیه مجمع دانشگاهیان آذربایجانی در خصوص احکام صادره بر علیه فعالین حرکت ملی آذربایجان

بسمه تعالی

طی هفته های اخير جمعی از فعالین جنبش دانشجویی آذربایجان با اتهامهای تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی، اقدام علیه امنیت ملی و مشابه آن به زندانهای طولانی مدت محکوم شده و حتی عده ای از فعالین حرکت ملی آذربایجان در استان اردبیل علاوه بر حبس طولانی مدت، حکم تبعید را از دادگاههای انقلاب دریافت کرده اند. این در حالی است که خواسته اکثریت فعالین مدنی آذربایجان دفاع از هویت ملی و فرهنگی خویش و تلاش در جهت برقراری حقوق شهروندی ملت ترک آذربايجان در داخل کشور ایران از راههای کاملا مدنی و مسالمت آمیز بوده است. بدون شک چنین برخوردهای غیر منطقی باعث افزایش هرچه بیشتر شکاف قومی در کشور شده و حل مسئله ملی را بیش از پیش دچار مشکل خواهد ساخت. در حالی که در روزهای قیام اقوام و ملل ایران برعلیه رژیم ظالم و شوونيستي پهلوی و برقراری حکومتی مبتنی بر شعارهای آزادی و عدالت قرار داریم، مشاهده چنین احکامی از طرف مسئولین جمهوری اسلامی بر علیه فعالین راه آزادی و برابری و عدالت دور از ذهن و منطق بوده و با ایده های فوق کاملا در تضاد است.

مجمع دانشگاهیان آذربایجانی ضمن دفاع از حرکتهای مدنی و مسالمت آمیز فعالین حرکت ملی آذربایجان در جهت احقاق حقوق فرهنگی و سیاسی ملت ترک آذربایجان، احکام صادره فوق را دور از عدالت و مهرورزی نظام جمهوری اسلامی دانسته و خواستار برچیدن چنین برخوردهای غیر عقلانی مسئولین کشور می باشد. به عقیده مجمع فعالیت در جهت برقراری عدالت واقعی در کشور و برخورداری همه شهروندان از حقوق ملی و زبانی خویش بعنوان یک فرصتی است که متأسفانه برخوردهای خشونت آمیز همراه با دستگیری فعالین ملی و مدنی و بازداشت و زندانی کردن در سلولهای انفرادی و وارد آوردن فشارهای روحی و جسمی به آنان، چنین فرصتی را به تهدیدهایی تبدیل خواهد کرد که جبران آن غیرممکن خواهد بود.

مجمع دانشگاهیان آذربایجانی

1387/11/28

 

بیانه انجمن های اسلامی دانشکده فنی، علوم طبیعی، کشاورزی و علوم تربیتی دانشگاه تبریز و علوم پزشکی

در مورد جریانات اخیر در آذربایجان

 

دوشنبه  ۲٨ بهمن ۱٣٨۷ -  ۱۶ فوريه ۲۰۰۹

 

کشور ایران مرحله ی جدیدی از فعالیت های مدنی را تجربه می کند. به صورت مشخص در چند سال اخیر نیروی اجتماعی-سیاسی هویت طلبی آذربایجان که متاسفانه یا خوشبختانه سابقا از سوی کنشگران سیاسی- چه حکومتی چه سوای آن -بایکوت می شدند، با روندی طبیعی و به دور از حساسیت ها و جار و جنجال ها ابتدا موجدیت سیاسی خود را رشد داده اند و سپس حیات سیاسی- اجتماعی خود را تثبیت کردند. به صورتی که اینک این جنبش سیاسی- اجتماعی نه تنها از جانب کنشگران فعال در عرصه جامعه مدنی ایران انکار نمی شود بلکه سابقه تاریخی، نفوذ اجتماعی و همگامی کنش های تئوریکی و پراتیکی این جنبش که در تمام حالات خود شکلی مدنی و دور خشونت به خود گرفته است، تحسین و توجه خاصی را متوجه خود نموده است. مشخصا این نکته از دلایل عمده ای است که نیرو های تمامیت خواه و اقتدارگرا را به وحشت و عکس العمل واداشته است. چرا که جنبش هویت طلبی دقیقا در مقابل آرایش سیاسی- اجتماعی ای قرار دارند که پروژه ی تمامیت خواهی، قصد دارد آن را به جامعه القا کند.

جسارت پراتیکی به دور از خشونت نیرو های هویت طلب فضای رعب و وحشت ایجاد شده توسط نیرو های امنیتی را بی اثر می کند. پشتوانه ی اجتماعی آنان پروژه تمامیت خواهان را در راستای جدایی فعالین سیاسی از اجتماع و حذف آنان را غیر ممکن می سازد. خاصیت فرا طبقاتی جنبش، ائتلاف های طبیعی و ارگانیک چه سیاسی، چه اقتصادی، چه فرهنگی و ... را بین طیف ها و قشرهای مختلف جامعه آسان تر می کند. ائتلاف هایی که نه اپورتونیستی و به مثابه ی کف روی موج که نتیجه آرایش طبیعی سیاسی- اجتماعی جامعه است. و شاید به این دلیل است که نیرو های اقتدارگرا تمام تلاش خود را برای شکستن چنین ائتلاف هایی به کار گرفته اند.

رفته رفته جریان هویت طلبی به حرکتی عظیم و شکل گرفته از بطن جامعه تبدیل می شود که برخی افراد فعال در آن لیبرالیست اند و برخی سوسیالیست. از سوی دیگر وجود فمنیست های فعال در بدنه جنبش، توجه بسیاری به خود جلب کرده است و چه بسیارند افراد مذهبی و حتی سنتی که خود را هویت طلب می نامند و با افرادی که مدرنیته غربی را نمود آمال خود می دانند، فعالیت مشترک دارند تا دین مدنی و انسانی خود را ادا کنند.

و دقیقا در چنین بزنگاهیست که تمامیت خواهی که هیچ حرکت خارج از چهارچوب صلب خود را تحمل نمی کند، شروع به عکس العمل های غیر منطقی و حتی غیر قانونی می کند. سابقا دستگیری و فشار های غیر قانونی همچون فشار ها بر دیگر جریانات، تا حدودی به عنوان هزینه های قابل انتظار برای هر حرکت حق طلبی ظاهر می شدند اما ناگهان دستگیری ها و فشار های پس از خرداد 87 حاکی از پروژه ای تعریف نشده، نامنسجم و شتاب زده از سوی نیرو های امنیتی به نظر می آید که قصد داشتند دیگر ارگان ها و سازمان های کشور را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و به زعم خود این جنبش را فلج کنند. اما این افراد غافل از اینند که جنبشی که هویت اسمی و تاریخی دارد، همچون ققنوسی است که از زمین برخواسته و فریاد غرور ملتی را سر می دهد.

تازه ترین احکام صادر شده برای فعالین دانشجویی هویت طلب نمود عینی فشار های نا متعارف بر جنبش های مدنی به شمار می رود.

در طی یک ماه اخیر حسین حسینی، عسگر اکبرزاده و اردشیر کریمی سه فعال دانشجویی هویت طلب دانشگاه های اردبیل به همراه ودود سعادتی، بهروز علیزاده و رحیم غلامی فعالان هویت طلب اردبیل به پنج سال زندان تعزیری همراه با تبعید محکوم و سجاد رادمهر، احسان نجفی، فراز زهتاب، آیدین خواجه ای و امیر مردانی پنج فعال دانشجویی دانشگاه تبریز به همراه مجید ماکویی دیگر فعال هویت طلب دانشگاه مالک اشتر اصفهان، به سه زندان که یک سال آن تعزیری و دو سال آن تعلیقی به مدت چهار سال است، محکوم گشته اند. همچنین وحید شیخ بیگلو دیگر فعال دانشجویی هویت طلبی دانشگاه آزاد تبریز به تازگی و پس از پنجاه روز با قرار وثیقه از بازداشت نهاد های امنیتی رها شده است و مهدی نوری دیگر فعال هویت طلب دانشگاه آزاد نقده دوران دو ساله زندان خود را در زندان تبریز می گذارند

9 نفر از فعالین هویت طلب دانشگاه های تبریز و ارومیه نیز به لطف دولت مهرورز طعم ستاره دار شدن و محرومیت از ادامه تحصیلات را چشیدند.

در کنار این احکام و دستگیری ها قریب به 70 نفر از فعالین جنبش اجتماعی- سیاسی هویت طلبی پس از خرداد 87 دستگیر شده اند. که می توان به دستگیری های 20 تن از فعالین مدنی هویت طلب در تهران و در یک مهمانی افطاری و شهناز غلامی فعال هویت طلب زنان در تبریز و نیز دستگیری مهندس عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه رجایی تهران اشاره کرد که از 23 آبان تا کنون در بازداشت گاه 209 اوین بوده است.

با توجه به موارد فوق، شاید بهترین دست آورد های هر حرکت جنون آمیز از جانب اقتدار گرایان، همگرایی نیرو های به روز حوزه مدنی باشد. برای نمونه دفتر تحکیم توانست با توجه به دینامیسم ذاتی آن که منتج به پویایی و دوری از نگاه های تعصب آمیز و صلب در داخل آن می شود، خود را به شکلی احسن مهیای گفتمان جدید جنبش هویت طلبی کرده و با آن به تعاملی پایدار دست یابد. تعامل دو سویه دفتر تحکیم وحدت با جنبش دانشجویی آذربایجان و فعالین هویت طلب قطعا مزایای خود را در آینده به شکلی عیان تر در جامعه مدنی ایران نشان خواهد داد.

البته در دیگر سو اقتدار گرایان با سردم داری کیهان شروع به پروژه "براندازی نرم" کرده اند. آیا آنان فرایند های طبیعی ناشی از اقدامات خودسرانه ی خود را براندازی نرم معرفی می کنند؟

اگر این چنین است گناه را به پای چه کسی باید نوشت. از این گذشته اگر آقایان نظریه ی جدید در باره تفاوت ها و تشابهات فعالیت های مدنی و فعالیت های براندازانه ی نرم دارند بهتر است نهاد های آکادمیکی جهان را محروم از آن نسازند.

انجمن های اسلامی دانشکده های فنی، علوم طبیعی، کشاورزی و علوم تربیتی دانشگاه تبریز و علوم پزشکی ضمن بی اثر دانستن این گونه اقدامات خشمگینانه و شتاب زده ی اقتدار گرایان در چرخه ی حق طلبی جنبش هویت طلبی آذربایجان، احکام صادره ی اخیر دادگاه های انقلاب اردبیل و تبریز و صدور 43 سال زندان برای 11 دانشجوی هویت طلب دانشگاه های اردبیل و تبریز را محکوم کرده و این احکام را نشانه ی نا مطلوبی از وضعیت اجتماعی- سیاسی کشور می داند