گزارش رادیو آزادی از وضعیت بد جسمی سعید متین پور در زندان اوین

http://www.azadliq.org/content/article/1797310.html

http://www.savalansesi.com/2009/08/blog-post_12.html

 

میللی حرکت پنجشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۸:

 

کبیران دیلاورلی - رادیو آزادلیق - بخش آذربایجانی رادیو اروپای آزاد

عطیه طاهری که در زنجان زندگی می کند از وضعیت سلامتی همسرش سعید متین پور، فعال حقوق بشر آذربایجانی که در زندان اوین تهران به سر می برد ابراز نگرانی می کند : وضعیت سعید در زندان بغرنج است. سردرد و سرگیجه طولانی مدت و معده درد شدید از جمله مشکلاتی است که سعید با آنها روبروست

سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی است که به حکم شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس محکوم شده و از ژوئن امسال در زندان به سر می برد.

اتهام متین پور ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. به گفته نزدیکان وی، او پس از سفر به ترکیه مورد خشم حکومت ایران واقع شد اما علت اصلی صدور حکم سنگین زندان برای وی فعالیتهای مدنی و مقالات و نوشته های او در رابطه با حقوق بشر است.

وضعیت سلامتی متین پور به دلیل شکنجه هایی که در مدت بازداشت تحمل کرده وخیم شده است

سعید متین پور در سال ۲۰۰۷ بازداشت و در سال ۲۰۰۸ به قید وثیقه از زندان آزاد شد.صالح کامرانی فعال سیاسی و یکی از افرادی که در آن مدت به همراه متین پور در بازداشت بود می گوید اتهام وارده به آنها بی پایه و اساس است: دو سال پیش از بازداشتمان به ترکیه سفر کرده و در کنفرانسی با موضوع حقوق بشر شرکت کرده بودیم و حکومت از این مسئله مطلع بود اما دو سال بعد از آن ما را بازداشت کردند. کنفرانس مذکور کنفرانسی علمی بود.

صالح کامرانی می گوید وضعیت سلامتی متین پور به دلیل شکنجه هایی که در مدت بازداشت تحمل کرده وخیم شده است : سعید ۹ ماه در بازداشت موقت بود که مدت ۷ ماه از این مدت را در سلول انفرادی نگه داشته می شد.نگهداری انسانها در سلول انفرادی خودش نوعی شکنجه محسوب می شود. در مدت بازداشت در سلول انفرادی وی را به صورت جدی مورد شکنجه جسمی قرار داده بودند و هرگونه اعترافی در پرونده هست زیر شکنجه جسمی از سعید اخذ شده است.من خودم هم شکنجه شده ام و از وضعیت خودم می توانم بگویم.

امکان دارد که بلایی سر متین پور بیاید

یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) می گوید معالجاتی را که سعید متین پور لازم دارد به وی ارائه نمی شود : متین پور دچار ناراحتی های قلبی و کلیوی و کمردردهای شدید است. وی سرگیجه دارد و نمی تواند مدت طولانی سرپا بایستد که در روزهای اخیر وضعیتش وخیمتر شده است . متین پور باید مدتی طولانی زیر نظر پزشک معالجه شود و اکنون در شرایط بدی به سر می برد. وضعیت وخیم جسمی متین پور موجب نگرانی خانواده و گروههای حقوق بشری شده است که یکدفعه بلایی بر سر متین پور بیاید.

نزدیکان متین پور می گویند وکیل قبلی وی اکنون در بازداشت است و به همین دلیل وکالت وی از سوی خانواده به وکیل دیگری داده شده است که وکیل جدید جهت اخذ مرخصی جهت درمان متین پور به دادگاه مراجعه کرده است.

سازمانهای بین المللی حقوق بشر تا کنون چندین بیانیه در رابطه با سعید متین پور و دیگر فعالین آذربایجانی صادر کرده و با مراجعه به مسئولین حکومت ایران خواهان آزادی بدون قید و شرط متین پور شده اند.سازمان عفو بین الملل که سازمانی بین المللی در دفاع از حقوق بشر است اعلام کزده است که سعید متین پور زندانی عقیده و وجدان است.

مصاحبه را ازاینجا بشنوید

لینک مستقیم گزارش از رادیو آزادی

ترجمه از ساوالان سسی

 

آيت‌الله سيدعلی‌محمد دستغيب، از مراجع تقليد و عضو مجلس خبرگان رهبری: تا دير نشده، خبرگان تشکيل جلسه دهد،

موج سبز آزادی

آيت‌الله سيد علی‌محمد دستغيب، مرجع تقليد ساکن شيراز و عضو مجلس خبرگان رهبری، در متنی که با عنوان مشروعيت و مقبوليت در اسلام منتشر شد، از رفتار دوگانه مجلس خبرگان با خاتمی و احمدی‌نژاد در دوره‌های قبلی رياست‌جمهوری انتقاد کرد و خواستار آن شد که تا دير نشده، جلسه علنی خبرگان برای اعاده حيثيت از مرجعيت و پاسخ به خواسته‌های مردم تشکيل و به شکاياتشان به وسيله نمايندگان آنها يعنی آقايان موسوی و کروبی رسيدگی شود.

به گزارش موج سبز آزادی، متن منتشر شده در سايت اين عضو برجسته مجلس خبرگان رهبری را بی‌هيچ ويرايشی در ادامه می‌خوانيد:

بنابر آنچه از کتاب و سنت و عقل و اجماع فهميده می شود لازم است که در احکام شرع جاهل به عالم رجوع کند. در اين ميان وظيفه فقيه عادل است که مردم را از پليدی (رجس) دور کند که مهمترين مصداق آن جهل است و اين خود جهادی است بزرگ؛ لذا معصوم می فرمايد: مداد العلماء أفضل من دماء الشهداء فقيه عادل يعنی با فهم و ادراک نسبت به قرآن و سنت و عامل به آن و آزاد از زنجيرهای حبّ دنيا و رياست و غالب بر هوای نفس، چنين شخص فقيه و مجتهد در هر زمان و مکانی باشد بر آن عدّه که از او استقبال می کنند ولايت دارد؛ يعنی از امتحان الهی خوب در آمده و نيز مورد استقبال مردم واقع شده. امّا اينکه گفته شود اين شخص بر همه نقاط کره زمين ولايت دارد بی مدرک است.

در زمان امام خمينی (ره) تمام فقهاء و مراجع خودجوش مرجعیّت و فقاهت ايشان را امضاء کردند و اکثریّت قريب به اتفاق مردم با ميل و رغبت استقبال نمودند؛ در آن موقع علماء و مردم هر دو متّفقاً دست به دست هم دادند و ايشان را مرجع و ملجأ و رهبر خويش قرار دادند، لذا پيروزی به اين صورت و در مدّت کوتاهی به دست آمد. چنان چه اين معنی از زمان غيبت صغری تا به حال برقرار بوده و از مرجعيت و زعامت ميرزای شيرازی (سیّد محمّد حسن(ره)) که با امضای چهارصد نفر مجتهد و استقبال عظيم مردم تحقّق يافت، چندان مدّتی نگذشته و ايشان با گريه اين سمت را پذيرفتند.

بنابر روايات، هر فقيهی فی الجمله ولايت دارد چنان چه امام خمينی(ره) نيز فرمودند؛ امّا ولايت مطلقه، اعلميت و اعدليت و پشتيبانی قاطع علما و مردم را می طلبد.

اين که امام خمينی(ره) فرمودند: پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به اين انقلاب ضربه نخورد يعنی همين که اگر مردم حمايتشان را از اين ولايت فقيه برداشتند، ديگر از اين ولايت کاری ساخته نيست و در واقع ارزشی ندارد.

وظيفه خبرگان است که از بند بند قانون اساسی دفاع کند و مردم را همراه داشته باشد. فلسفه وجودی خبرگان حفظ قانون اساسی است. مردم به خبرگان به عنوان وکلای خود رأی دادند که نگهبان قانون اساسی باشند. اين قانون حاصل خون هزاران شهيد و جانباز و نتيجه تحمّل زندان ها و شکنجه های استبداد شاهنشاهی و تبعيد شدن علما و روحانيون و نخبگان است، که در اوّلين فرصت بعد از انقلاب به دستور امام امّت و نجات دهنده مردم ايران از استبداد و استعمار و استثمار، به وسيله خبرگان ملّت، از فقها و روشنفکران تدوين شد، و برای تأمين نظرات حضرت امام خمينی(ره) اصل ولايت فقيه در آن گنجانده شد و مردم، قانون اساسی را تأييد کرده و رأی دادند و به دنبال آن هستند. در وقايع اخير (انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری) اعتراض مردم در راهپيمايی ها که هنوز هم معترضند، به نتيجه انتخابات و روند آن، به خاطر عمل نشدن به قانون بوده و هست. اگر قانون به خوبی اجرا می گرديد مردم اعتراضی نداشتند، چون خودشان به آن رأی داده اند.

چه کسانی جز خبرگان، حافظ و نگهبان قانون اساسی هستند. مجلس خبرگان قانون اساسی مجلسی بود نظير همين خبرگان فعلی و بعضی از اعضای اين مجلس از اعضای آن بودند و در تدوين قانون اساسی شرکت داشتند. مردم از ايشان می خواهند که به خواسته های آنها بر طبق قانون اساسی رسيدگی شود.

معلوم اينجانب است که اگر مردم متوجّه شوند که خبرگان در جهت احقاق حق مردم سعی دارند و برای حفظ قانون اساسی و رأی آنها احترام قائلند، ساکت می شوند و راضی به تحقّق قانون اساسی هستند، چون خودشان شعار دادند و نسل امروز هم شعارش اين است که: ـ استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ـ امّا بايد خود خبرگان متوجّه کيفیّت و نظر جامعه باشند.

در انتخابات چند دوره قبل بيش از بيست ميليون از مردم به سیّد بزرگوار حجّت الاسلام و المسلمين سیّد محمّد خاتمی رأی دادند و در دو دوره رئيس جمهورشان بود. ما با آن بزرگوار چه کرديم، روحانی که از صنف خودمان بود، پدرشان از فقها و خودشان مورد تأييد امام امّت(ره) و مقبول جامعه، آيا يک بار از ايشان دعوت شد که در جلسه ای از شانزده اجلاسيه خبرگان بيايند و به سؤالات پاسخ دهند يا او را از خود دور کرديم و حتّی گفته شد او اجنبی است و اتّهامات ديگر.

امّا رئيس دولت نهم که در کسوت روحانيت نبود چند بار از او دعوت شد و به سؤالات هم پاسخ نداد و ديگری را برای اين جهت معیّن کرد و بعضی از اعضای خبرگان اعتراض به نامربوط بودن مطالب نمودند. آيا اين محلّ سؤال برای مردم نيست که چرا خبرگان اين همه تبعض قائل می شوند؟

اينجانب صادقانه و خيرخواهانه عرض می کنم تا دير نشده خبرگان برای اعادۀ حيثيت از مرجعيت، تشکيل جلسه دهد آن هم علنی و مطالب بررسی گردد و به خواست مردم که همان قانون اساسی است جواب داده شود و به شکايات آنها به وسيلۀ نمايندگان آنها يعنی آقای موسوی و آقای کروبی رسيدگی شود، ببينيد چه قدر محبوب خواهيد شد و حفظ نظام اين است، که بايد بماند، و اشخاص می روند امّا اعمال و رفتار آنها باقی است. مخفی نباشد که خبرگان مجتهد هستند و تقليد بر مجتهد حرام است. يعنی تشخيص صدق و کذب هر موضوعی بايد با تحقيق و تفحّص بر طبق شرع و قانون صورت گيرد.

و السلام
سیّد علی محمّد دستغيب
۲۱ / ۵ / ۸۸

اخبار تکان دهنده ای از تجاوز جنسی به دختران و پسران جوان در زندان های جمهوری اسلامی

دوشنبه  ۱۹ مرداد ۱٣٨٨ -  ۱۰ اوت ۲۰۰۹

 اویرنجی: مهدی کروبی یکی از نامزدهای دهمین ریاست جمهوری ده روز پیش نامه ای به هاشمی رفسنجانی نوشته و در آن پرده از جنایات رسمی و هولناک نیروهای بسیجی و امنیتی مبنی بر تجاوز جنسی به دختران و پسران بازداشت شده در حوادث پس از انتخابات برداشته است. متن نامه مهدی کروبی بشرح زیر است: 

مهدي كروبي از هاشمي‌رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان خواست با تشكيل يك هيات به برخي شايعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسيدگي شود.

حسين كروبي فرزند او در اين‌باره گفت: پدرم اين نامه را حدود 10 روز پيش خطاب به آقاي هاشمي نگاشت و آن را براي ايشان به‌طور خصوصي ارسال كرد. ايشان تاكيد داشت آقاي هاشمي حتما به اين نامه پاسخ دهد و اقدام لازم را انجام دهد. متاسفانه آقاي هاشمي پاسخي به نامه ايشان نداد. پدرم تاكيد كرده بود اگر تا 10 روز پاسخي به نامه داده يا اقدامي صورت نگيرد، نامه را منتشر مي‌كند.

حسين كروبي درباره مسائل مطرح شده در نامه، گفت: اساسنامه، بر نگراني آقاي كروبي استوار است. ايشان نگران آنچه گروه‌هاي بيگانه و غربي درباره نحوه رفتار با بازداشت‌شدگان بيان مي‌كنند، هست. اين روزها بسياري از افرادي كه آزاد شده‌اند، به ديدار پدرم آمده و ماجراي رفتاري را كه ضابطان و ماموران با آنها داشتند، براي وي بيان كرده‌اند. آنها آنچه را ديده و شنيده به دقت گفته‌اند. طبيعتا نحوه رفتار برخي از ضابطان با بازداشت‌شدگان خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوري اسلامي و هيچ نظام ديگري نيست.

وي تاكيد كرد: آنچه در نامه آمده، نه‌تنها دغدغه و نگراني آقاي كروبي است، بلكه من فكر مي‌كنم هر كس كه اين شايعات را خصوصا درباره وضعيت زنان و اتفاقاتي كه درباره آنها در حال انجام است، مي‌شنود، نگران مي‌شود و علاقه‌مند است، اين لكه ننگ را اگر وجود دارد پاك كند. البته ما اميدوار هستيم تمام اين خبرها و شايعات تكذيب شود.

متن كامل نامه مهدي كروبي به هاشمي رفسنجاني به اين شرح است:

حضور محترم آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني

 رياست محترم مجلس خبرگان رهبري

با سلام و احترام

بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري، حوادث تلخي به وجود آمد كه به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوي جنابعالي، هم از سوي افراد، گروه‌ها و رسانه‌هاي مختلف به آن پرداخته شد.

از دستگيري‌هاي بي‌حساب و كتاب، از ضرب و شتم و وارد كردن جراحات تا شهادت فرزندان اين كشور، از حمله به خانه‌هاي مردم تا فاجعه خونين كوي دانشگاه و برخوردهاي خشن و وحشت‌انگيز حتي با خانم‌ها در سطح خيابان‌هاي شهر- كه تاكنون سابقه نداشته است- رخ داد كه بسيار قابل تامل و پيگيري است. آنچه در اين ميان مطرح است در خصوص برخي از رفتارهاي شناعت‌آميز است كه اگر به طور متواتر از افراد مختلف كه در روزهاي اخير آزاد شده‌اند، نشنيده بودم، باورشان حداقل براي من و شما كه در طول قريب به نيم قرن سردي و گرمي روزگار را چشيده‌ايم سخت بود.

از برخوردهاي خشن و بي‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد كردن، آنچنان كه بعد از گذشت قريب به 40 روز همچنان اوضاعشان غيرعادي است و عوارض آن روي بدنشان قابل مشاهده است.

هتاكي و ابراز دشنام و فحاشي ركيك به افراد و نثار نواميس بازداشت‌شدگان و مردمي كه براي نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهايي كه در فرهنگ ديني و اسلامي هيچ يك از گروه‌ها جايي ندارد و نشان‌دهنده آن است كه افرادي براي اين كار استخدام شده‌اند كه حتي با اصول بديهي اسلام آشنايي ندارند و البته شايعاتي نيز مطرح شده كه فعلا به آن نمي‌پردازم.

احتمالا همانطور كه مطلع هستيد در اين خصوص چندي پيش نامه‌اي خطاب به رياست محترم قوه قضائيه ارسال كردم و جمعه هفته جاري همين نكات را به وزير معزول اطلاعات يادآور شدم كه روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.

اما موضوعي را شنيده‌ام كه هنوز از آن بر خود مي‌لرزم. در دو روز اخير كه اين خبر را شنيده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو كه خود را براي خواب آماده مي‌كردم. به بسترم رفتم ولي خدا شاهد است كه بدون ذره‌اي مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد كه مجددا بلند شدم كمي قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب كمي آرامم كند، حتي نماز صبح را نيز خواندم و تا نزديكي‌هاي طلوع آفتاب خوابم نبرد.

افرادي اين مطالب را به من گفته‌اند كه داراي پست‌هاي حساس در اين كشور بوده‌اند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. اين افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقي در زندان‌ها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعه‌اي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين مي‌كند كه روي بسياري از حكومت‌هاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.

گمان نمي‌كنم زندانيان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب كه از افراد توده گرفته تا گروه‌هاي مسلح مبارز التقاطي تا اعضاي نهضت آزادي و موتلفه و حزب ملل اسلامي كه در زندان با هم زندگي كرده‌اند، ديده يا شنيده باشند.

اينجانب اين مطالب را براي شما مي‌نويسم و مصرانه مي‌خواهم روي اين قضيه اقدام و به صورتي كه صلاح مي‌دانيد با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مطرح فرماييد و با جديت پيگير شود تا روشن گردد اگر چنين اتفاقي نيفتاده كه ان‌شاءالله هم نيست و بعيد مي‌دانم باشد، اعلام شود، چرا كه در همين جامعه امروز و توسط خود بچه‌هاي بازداشتي در رسانه‌ها و سايت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نيست آيندگان چه قضاوتي با شاخ و برگ دادن آن خواهند كرد. همچنان كه جمهوري اسلامي و روحانيت مظلوم نيز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خداي ناكرده رخ داده باشد، سريع با عوامل آن در هر جايگاهي برخورد و اعلام شود تا در شرايط فعلي كه بازار شايعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان كه لازم است ترتيبي اتخاذ گردد تا اين اقدام از سوي هياتي عاليرتبه صورت گيرد تا افراد مورد بحث جرات بيان حقايق را داشته باشند چرا كه شنيده‌ام تهديد شده‌اند كه اگر مطلبي در اين خصوص بيان نمايند، نابود خواهند شد.

جناب آقاي هاشمي اينجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و اين همه فداكاري‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الي الله، به‌رغم آنكه در شأن من نيز نمي‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاري‌ها و به‌رغم آنكه مي‌دانم به حيثيت اينجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسووليت تحقيق و بررسي جهت تعيين صحت و سقم اين حوادث و اخبار رسيده را بر عهده گيرم و تعهد شرعي مي‌نمايم بدون حب و بغض و با رعايت كمال انصاف به بررسي و ارائه گزارش بپردازم.

اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:

عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند.

با توجه به اهميت مساله انتظار است اين اقدام توسط هياتي بي‌غرض و شفاف از طرف رئيس مجلس خبرگان رهبري مورد بررسي و پيگيري تا حصول نتيجه قرار گيرد. تا درسي براي آيندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشي از اين دست ندهد تا آبروي نظام و امام و جمهوري‌اسلامي را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانيت را مخدوش نمايند. به عنوان آخرين مطلب نيز يادآور مي‌شوم از اين نامه دو نسخه تهيه گرديده كه يكي مهر و موم شده براي جنابعالي ارسال و ديگري نزد بنده قرار دارد.

با آرزوي توفيق

مهدي كروبي 7/5/1388 

برگرفته از سجام نیوز

 

پنجشنبه 22 مرداد 1388

کروبی: هيچ گاه اين فحاشی ها من را وادار به سکوت نخواهد کرد، بهتر بود آقای لاريجانی و بروجردی شتاب زده موضعگيری نمی کردند، سحام نيوز

سحام نيوز: مهدی کروبی از دستور هاشمی شاهرودی برای رسيدگی به نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان کهريزک خبر داد وگفت : " آقای هاشمی رفسنجانی نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ايشان نيز دستور رسيدگی به اين نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگيرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد و نقطه نظرات مرا دريافت کنند تا به مسئولان منعکس شود."
دبيرکل حزب اعتمادملی در گفت و گويی با سايت سحام نيوز در پاسخ به سوالاتی که در واکنش به انتشار نامه وی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی در کهريزيک بود دلايل نگارش چنين نامه ای را تشريح کرد . کروبی قبل از هر سخنی در پاسخ به کسانی که وی را به خاطر نگارش نامه ای مورد انتقاد واعتراض شديد خود قرار دادند گفت : " کسانی که اين روزها به دنبال جوسازی ها هستند فضايی امن و آرام را ايجاد کنند و هياتی مستقل و بی طرف را هم مسئول رسيدگی به اين ماجرا کنند و آنگاه شاهد آن باشند که افرادی که اين مسائل را به بنده منتقل کرده اند می آيند و شکايت خود را مطرح می کنند . البته افرادی در اين هيات قرار گيرند که کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند و شکايتی دارند نسبت به آنها اعتماد داشته باشند و مسايلی که برايشان روی داده را با آنها در ميان بگذارند و البته اطمينان داشته باشند که اين هيات نيز تا آخر از حقوق آنها دفاع می کند."

وی همچنين به پرسش های کسانی جواب داد که از علت نگارش اين نامه به هاشمی رفسنجانی به عنوان رييس مجلس خبرگان می پرسند . وی گفت : " من برای نگارش اين نامه به آقای هاشمی دلايل بسياری داشتم. نخست اينکه ايشان از ارتباط نزديکی با رهبری برخوردار هستند و بنابراين مطمئن هستم که اين مسائل را به ايشان منتقل می کنند . از طرف ديگر خود آقای هاشمی رفسنجانی نيز انتقاداتی را به حوادث اخير داشت و در نماز جمعه نيز تا حدودی گلايه های خود را مطرح کرد و حتی درخواست کرد تا زندانيان را آزاد کنند . همچنين من طی هفته های گذشته نامه ای را به وزير اطلاعات و رييس قوه قضائيه نوشته بودم و بنابراين تصميم گرفتم که اين نامه را به رياست مجلس خبرگان و رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بنويسم . در عين حال بنده از قبل از آغاز حرکت نهضت انقلاب با آقای هاشمی آشنا بودم و همواره از قبل و پس از انقلاب با ايشان همکاری و رفاقت داشته ام و من از اين حق برخوردارم که به ايشان نامه ای را بنويسم البته اين ارتباطی به اختلاف سليقه من با آقای هاشمی ندارد چرا که هرچند ما با هم اختلاف ديدگاه داريم ولی من معتقدم که ايشان از جايگاه خاصی برخوردار است که شايد بتواند کاری کند . همين آقايانی که امروز به آقای هاشمی رفسنجانی هتاکی و انتقاد می کنند شايد از ياد برده اند که ايشان از نزديک ترين ياران امام بوده اند و حتی زمانی که قرار بود حکم مهندس بازرگان خوانده شود در مراسمی که همه ما حضور داشتيم ايشان کنارامام نشستند و متن حکم را قرائت کردند . "
وی با اشاره به انتشار برخی مطالبی که در آن مدعی شده اند کروبی نامه را زودتر از موعدی که قرار بوده منتشر کرده است، گفت : " من هنگامی که به ايشان نامه نوشتم انتظارم اين بود که با توجه به ابعاد فاجعه آميز اين مسائل در مدت زمان کوتاهی ايشان پاسخ اين نامه را بدهند زيرا و البته از نامه هم دو نسخه تهيه شد که يکی نزد ايشان و ديگر نزد بنده بود . وليکن بيش از ده روز طول کشيد که آقای هاشمی به اين نامه پاسخی ندادند . البته اين به معنای گلايه از آقای هاشمی رفسنجانی نيست بلکه من احساس کردم که ايشان نخواسته به اين نامه پاسخ دهد و يا اينکه بنابر شرايط فعلی و وضعيتی که خود ايشان در آن قرار دارد نمی خواسته که وارد اين معرکه شود و من هم بنابر نگرانی نسبت به اخباری که مدام به من می رسيد اين نامه را منتشر کردم . البته بعدها متوجه شدم که ايشان نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داده است و ايشان نيز دستور رسيدگی به اين نامه را صادر کرده و از آقای دری نجف آبادی دادستان کل کشور خواسته که با من تماس بگيرد و اعلام کند که نفراتی را به نزد من خواهند فرستاد تا نقطه نظرات مرا دريافت کنند و به آنها منعکس شود . "
کروبی همچنين افزود : "هنگامی که اين نامه منتشر شد برخوردهای متفاوتی صورت گرفت برخی از استقبال کردند ، چرا که می گفتند اين باعث شد تا فضا به گونه ای شود که کسانی که در اين باره مطالبی داشتند آن را مطرح کنند مانند خبری که يک خانم سنندجی آن را مطرح کرد که من از ذکر نام ايشان خودداری می کنم و آقايان می توانند به سايت ها مراجعه و در اين باره آگاهی بيشتری کسب کسب کنند."
وی افزود :" البته در همين ميان کسانی هم بودند که از انتشار آن برآشفتند و قصد آن دارند تا فضايی را ايجاد کنند که کسی جرات بيان مطالبی در اين باره را نداشته باشد . يعنی فضايی ايجاد شود که اگر بچه های مردم را می کشند و يا کسی را در زندان مورد اهانت قرار می دهند ، خانواده هايشان را در مقابل در زندان تهديد کرده و کتک می زنند، به خانه های مردم می ريزند و به اموال آنها خساراتی وارد می کنند کسی جرات طرح اين مطالب را نداشته باشد."
وی گفت : "چرا به جای اينکه چنين فضای رعب و وحشت را ايجاد کنند تا مردم را به سکوت بکشانند فضايی را ايجاد نمی کنند تا اگر مسائلی در اين باره وجود دارد و کسانی هستند که شکاياتی دارند آن را در فضای آزاد و امن مطرح کنند." وی خطاب به مسئولان گفت: "بهتر نيست به جای آنکه برخی در برابر انتشار اين نامه چنين موضعگيری و فحاشی کنند به بررسی اصل ماجرا بپردازند نه اينکه هنوز کميته پيگری مجلس تشکل نشده است بگويند که محتوی اين نامه بررسی و کذب محض است. به نظر من بايد مسئولان با شنيدن چنين مسائلی ناراحت باشند." وی افزود: "آخر شما فضايی ايجاد کرده ايد که کسانی که مورد آزار قرار گرفته اند جرات طرح اين مباحث را ندارند و حتی شايد در شرايطی قرار گيرند که بيايند و بگويند که در زندان به ما نماز شب ياد می دادند و هيچ شکنجه ای هم روی نداده است."
کروبی سپس تاکيد کرد که بايد فضای امنی در جامعه ايجاد شود تا همه آزادانه حرف بزنند وليکن ابراز تاسف کرد از اينکه در فضايی که اينک شکل گرفته مردم حتی جرات نفس کشيدن هم ندارند. وی به فضايی که در اين چند سال اخير شکل گرفته است اشاره کرد و گفت: "در جامعه ای که قتل های زنجيره ای روی می دهد و مردم را می کشند و جنازه هايشان را در کنار خيابان رها می کنند! و يا در جامعه ای که مصطفی مولايی مسئول دفتر بنده را ربوده و آن را در کيسه می اندازند و کتک می زنند ديگر چطور افراد جرات آن دارند که بيايند و اين مسائل را مطرح کنند. در جامعه ای که زنی را در پاسداران با آن وضعيت به قتل می رسانند ديگر چگونه مردم احساس امنيت می کنند." وی افزود: "متاسفم از اينکه مردمی را که به بهانه اعتراض به يک انتخابات بازداشت کرده اند چنين مورد شکنجه قرار داده اند به طوری که من شنيده ام که افراد را در کهريزيک لخت می کردند و چهار دست و پا می نشاندند و سوار بر آنها می شدند و به آنها می گفتند که صدای حيوانات را در بياوريد آخر اين مايه تاسف جمهوری اسلامی است و يا اينکه برخی را دستگير کرده و آنها را لخت کرده اند و روی هم خوابانده اند و آب بر روی آنها ريخته اند. حتی شنيده ام که هنگامی که افراد را شکنجه می کردند به آنها می گفتند با صدای بلند بگوييد که مادرتان .... است، مانند زمان قتل های زنجيره ای که به آن افراد می گفتند بگوييد که من بچه مادرم نيستم! و سپس آنها را در بيابان ها کتک زده و رها می کنند. واقعا من از طرح چنين مباحثی احساس شرم می کنم." وی تاکيد کرد: "هرگز فراموش نکنيم که مردم ما در جامعه ای زندگی می کنند که خانم دکتر بنی يعقوب را به اتهام ارتباط با مردمی می گيرند و سپس جنازه اش را تحويل می دهند. آيا شما وجود اينها را کتمان می کنيد ؟ امروز به جای اينکه اين مسائل را پيگيری کنيد بدون آنکه تحقيقاتی در صحت و يا سقم مطلبی انجام شود به دفاع از عملکردتان می پردازيد؟"
وی تاکيد کرد: "هنگامی که حضرت علی (ع) توسط ابن ملجم مورد ضربت قرار گرفت حضرت تاکيد کردند که مراقب فردی که او را مورد حمله قرار داده باشند و گفتند که چنانچه من زنده نماندم برای قصاص به او يک ضربه بزنيد . ولی اينک شاهد آن هستيم در حکومتی که حکومت عدل علی (ع) الگوی آن قرار دارد جوانی را به خاطر آنکه شعاری سر داده است با باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار می دهند و طوری برخورد می کنند که حتی برخی از آنها جان می بازند. آيا اين رفتارها با حکومت عدل علی (ع)‌ و دين اسلام که دين رافت است سنخيت دارد؟"
کروبی با اشاره به توجه امام به چنين مسائلی گفت: "هيچ گاه يادم نمی رود هنگامی که لطف الله ميثمی به دستور مرحوم لاجوردی بازداشت شده بود همسرش نزد من آمد و گفت که به خاطر شرايط فيزيکی اش نمی تواند حتی آشغال گوشه چشم خود را پاک کند. من پس از ديدار با همسر او به همراه احمد آقا به نزد امام رفتم و عين کلام همسر ميثمی را مطرح کردم که امام فورا دستور آزادی او را صادر کردند. اين در حالی است که اکنون شنيده می شود که در برخی از زندان های ما رفتارهای بدی با زندانيان صورت می گيرد به طوری که زنی که شنيده شده باردار است اينک دچار ناراحتی کليه شده و يا زندانيان سياسی را به بند معتادين منتقل می کنند. می گفتند که زندان ها کانون آدم سازی هستند ولی اين طوری آدم سازی می شود که هنگامی که فردی را بازداشت می کنند به او می گويند تو را به کهريزيک می فرستيم که در آنجا آدم شوی و زندانيان سياسی را اراذل و اوباش محسوب می کنند آخر اين طوری می توان آدم سازی کرد؟"
وی با انتقاد از اينکه رييس مجلس و رييس کميسيون امنيت ملی که رييس کميته پيگيری وضعيت آسيب ديدگان حوادث اخير است بدون هيچ پشتوانه تحقيقاتی به تکذيب اصل ماجرا پرداختند گفت: "من پيشنهاد کردم که مسئوليت پيگيری اين حوادث را می پذيرم هرچند که اين مسئوليت برايم افتخارآور نيست بلکه برايم زجر آور است ولی قصد دارم تا حقايق کشف شود و هياتی مستقل و بی طرف تشکيل شود تا فضايی ايجاد شود که اگر کسانی هستند که مورد آزاد قرار گرفته اند خودشان بيايند و اين مسائل را بازگو کنند تا ريشه اين فسادهای اخلاقی و شکنجه های قرون وسطی خشکانده شود. نه آنکه مسئولان پيگيری اين حوادث در مجلس شورای اسلامی در مدت
۲۴ ساعت و قبل از آنکه کميته پيگيری جلسه ای را تشکيل دهد به تکذيب محتوای اين نامه می پردازنند. من ضمن احترام به رياست مجلس هشتم جناب آقای دکتر لاريجانی که نسبت به ايشان و پدرشان و پدر خانم ايشان ارادت ويژه ای دارم و آقای علاءالدين بروجردی رييس کميسيون امنيت ملی مجلس هشتم می گويم که قبل از آنکه در اظهار نظری شتاب زده اصل ماجرا را تکذيب کنيد حداقل با بنده تماسی می گرفتيد يا از من می خواستيد که نفراتی را نزد شما بفرستم شايد من اطلاعاتی در اين رابطه داشتم. آخر چطور می شود که بدون آنکه تحقيقی صورت گيرد و جلسه ای تشکيل شود می گوييد اين ماجرا کذب محض بوده است. شما حداقل تحقيق می کرديد تا ببينيد اين کسی که اين حرف ها را زده از روی هوی و هوس چنين گفته و يا چون اينکه رای او را در انتخابات ناديده گرفته و تقلب کرده اند می خواهد برای عقده گشايی چنين حرف هايی را بزند و يا اينکه مطلبی دارد و بر اساس مستنداتی اين حرف ها را زده و بعدا موضعگيری می کرديد." وی افزود: "در شرايطی که رييس مجلس که سالها من در جايگاه ايشان و ديگر جايگاهها بودم بدون تحقيقی اصل ماجرايی را تکذيب می کند ديگر افراد چطور می توانند بيايند و اين مسائل را مطرح کنند و حتی در قبال آنچه که گفته اند مورد اهانت قرار گيرند و ابرويشان نيز برود." وی تاکيد کرد: "من احساس می کنم که اين موضعگيری های شتاب زده تحت فشار صورت گرفته است زيرا اين بزرگواران نگران آن هستند که به سرنوشت ديگر دوستان خود در گذشته دچار شوند. چرا که آقای لاريجانی نگران آن است که به سرنوشت دکتر حداد عادل گرفتار شود و او را از رياست مجلس حذف کنند و يا اينکه آقای بروجردی نگران تکرار سرنوشت ديگر دوستانش چون آقای افروغ در مجلس هفتم که او را از رياست کميسيون حذف کردند و يا سرنوشت مجيد انصاری و محتشمی پور در مجلس ششم هستند."
وی گفت: "آخر چرا فضايی ايجاد می شود که حتی وقتی علی مطهری حرفی می زند به او حمله می شود و می گويند که به خون پدرش خيانت کرده است به طوری که حتی کسی ديگر جرات آن را نداشته باشد تا اين ماجرا را پيگيری کند."
کروبی با گلايه از قضاوت های عجولانه درباره اين نامه گفت: "آخر نبايد آقای لاريجانی و بروجردی اين قدر شتاب زده درباره محتوی اين نامه موضعگيری می کردند و شايد بهتر بود که اين دوستان نيز به مانند آقای شاهرودی حداقل هياتی را می فرستادند تا اصل ماجرا را از من جويا شود، نه آنکه حرف های آقای بروجردی را چهل بار از تلويزيون پخش کنند ولی حتی يک کلمه از حرف های مرا پخش نکنند. بهتر بود که آقای لاريجانی همان کميته تحقيق و پيگيری را نزد من می فرستادم تا من مستندات و مطالبی که دارم به اين کميته منتقل کنم."
کروبی با قاطعيت گفت: "من به مسئولان می گويم که هيچ گاه اين فحاشی ها و انتقادات، من را وادار به سکوت نخواهد کرد من در اين
۲۰ سال گذشته از اين حرف های درشت بسيار شنيده ام و تا زمانی که زنده هستم از حقوق مردم دفاع خواهم کرد و شما نمی توانيد زبان، دست و قلم بنده را بنديد."
وی گفت: "برخی از اربابان مطبوعات به گونه ای حرف می زنند که گويی با جبرئيل امين حشر و نشر دارند و او برايشان گزارش هايی می آورد و قصد دارند تا فضا را به اندازه ای سنگين کنند که ديگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد." وی افزود: "اينها همان کسانی هستند که نمی گذاشتند تا اصل ماجرای قتل های زنجيره ای برملا شود و افراد می کشتند و سپس پرونده هايی مبنی بر فساد اخلاقی برای آنان درست می کردند و حتی به آنها تهمت می زدند."
کروبی همچنين با اشاره به محتوای اين نامه ای که مورد انتقاد بسياری قرار گرفته است گفت: "مسائل مختلفی را در اين نامه بر اساس مستنداتی که موجود بود منتشر کردم وليکن در همين باره بايد دو نکته را خطاب به مسئولان بگويم." وی تاکيد کرد: "در اين مدت اخبار بسياری دراين رابطه به من رسيده است و در سايت های خبری منتشر شده است که موجب تاسف برای نظام جمهوری اسلامی است و من هم در اين نامه پيشنهاد کردم که هرچند پذيرش مسئوليت پيگری اين موضوع برای بنده کاری سخت است ولی من حاضرم که اين مسئوليت را قبول کنم تا به اين موضوعات رسيدگی شود و حتی من در اين نامه تاکيد کرده ام که انشاءالله چنين اخباری صحت نداشته باشد ولی اگر درست باشد بايد هرچه سريعتر رسيدگی شود و من نيز تنها قصد داشتم که در اين باره به مسئولان تذکراتی را بدهم ولی نمی دانم که اين تذکر بنده چرا تا اين حد اين آقايان را برآشفت و فحاشی کردند."
کروبی در تکذيب سخنانی که گفته شده استنادات اين نامه تلفن های خوانندگان روزنامه اعتماد ملی بوده است گفت: "من از اين سخنان تعجب می کنم چرا که يک بار از طرف روزنامه تلفن خوانندگان را به من منتقل نکرده اند و البته تلفن هايی که در اين باره به روزنامه شده است پس از انتشار اين نامه بوده است و قبل از آن تماسی در اين باره نشده بود . بنابراين به اين آقايان می گويم که مستندات من کسانی بوده اند که نزد من آمده اند که يا خود مورد آزار قرار گرفته بودند و يا اينکه شاهد بوده و يا کسانی نزد آنها اقرار کرده بودند پس من آدمی نيستم که بدون آنکه مستنداتی داشته باشم و بنابر يک تلفن و يا اينکه کسی حرفی را بدون پشتوانه به من زده باشد چنين نامه ای را بنويسم."
کروبی همچنين در پاسخ به سوالی در واکنش به مسائلی که درباره نحوه عملکرد وی در بنياد شهيد از سوی رسانه های اصولگرای تندرو مطرح می شود گفت: "طرح اين مسائل اهميتی ندارد و طرح اين موضوعات نشان دهنده اين است که من پرونده ای ندارم که بخواهند آن را مايه تخريب من قرار دهند و بنابراين به داستان سرايی درباره عملکردهای مديريتی من می پردازند در حاليکه کسانی که بنده را می شناسند و با من همراه بوده اند هميشه از من حمايت کرده اند." وی با اشاره به ماجرای استعفايش از بنياد شهيد گفت: "بنده در دو مرحله از رياست بنياد شهيد استعفا دادم نخست بعد از فوت امام که حج و بنياد شهيد استعفا دادم ولی رهبری نپذيرفت و سپس در سال
۷۱ استعفا دادم و با اصرار من رهبری آن را قبول کردند که البته بيت امام و رهبری از جمله آيت الله محمدی گلپايگانی به خوبی در جريان اين ماجرا قرار دارند." وی در ادامه با اشاره به حمايت های خانواده شهدا از وی گفت: "خدا را شکر که پس از گذشت ۱۸ سال هنوز اکثريت خانواده شهدا هنوز ارتباط خودشان را با من حفظ کرده اند و من به اين آقايان پيشنهاد می کنم به جای اينکه خانواده های شهدا را وارد اين دعواهای سياسی کنند بهتر است که دو ماه ديگر از همين مسئول جديد بنياد شهيد بپرسند که کارمندان و خانواده های شهدا از مديران اين بنياد هنوز نام چه کسی را بيشتر از ديگران به خوبی ياد می کنند."
وی گفت: "من ازآقايان خواهش می کنم که ديگر اين خانواده های معزز شهدا که با فداکاری های آنها اين نظام به پيروزی رسيد و تثبيت شد را وارد اين دعواهای سياسی نکنند زيرا آنها به اندازه کافی خودشان مشکلاتی دارند و ديگر نبايد آنها را وارد اين قضايا کرد و من مطمئن هستم که اکثر اين خانواده از وضعيتی که در جامعه حاکم شده است رنج می برند."
کروبی با اشاره به نيت کسانی که اين روزها علاقه خاصی به راه اندازی دعواهای سياسی دارند و آنگاه اصلاح طلبان را به تنش زايی در کشور متهم می کنند گفت: "نزاع بر سر اين است که اپوزيسيون نظام هستيم ولی من اين را می گويم که ما مدافع نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام هستيم. ما می گوييم که جمهوريت و اسلاميت بايد در کنار هم باشد ولی آنها می گويند که رای مردم زينتی است و حتی اين روزها يکی از شخصيت ها گفته که اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست که البته من می گويم اين حرف ها در برابر همان پول هايی است که به موسسه اين بزرگوار سرازير می شود. از سوی ديگر يکی از نزديکان همين آقای احمدی نژاد می گويد که او تنها چهار ميليون رای دارد و
۲۰ ميليون باقی مانده منتقد به اصل نظام هستند." وی تاکيد کرد: "من همين جا می گويم که هيچ رييس جمهوری نه آقای احمدی نژاد و نه روسای جمهوری قبلی و يا حتی بعدی نماينده خدا بر روی زمين نيستند و نمی دانم اين چه حرف هايی است که زده می شود." وی با ذکر داستانی گفت: "زمانی برای ناصرالدين شاه بادمجان می آورند فردی که از نزديکان وی بوده به تعريف از بادمجان می پردازد و ناصر الدين شاه نيز می خورد ولی هنگامی که قصد خروج از اتاق را داشته است از زياد خوردن بادمجان دل درد ميگيرد و آروغ می زند در همين زمان همان فرد شروع می کند در مزمت بادمجان سخن گفتن، که ناصرالدين شاه به وی می گويد تا حالا که تو از فوايد آن سخن می گفتی حالا چه شده است که در مزمت آن حرف می زنی . آن فرد می گويد آن موقع شما از آن خوشتان می آمد و بنابراين من خوب می گفتم ولی حالا شما بدتان آمده و من بايد در مزمت بادمجان سخن گويم که شايد به نوعی شاهد تکرار چنين وقايعی هستيم."
وی در ادامه به خانواده های شهدا توصيه ای داشت و گفت : " من خودم به اين خانواده ها می گويم که وارد اين نزاع های سياسی نشوند . البته در اين جا از آقای ضرغامی قدردانی می کنم که در برابر هتاکی به همسر شهيد باکری از او دفاع کرد ولی همه خانواده شهدا مانند همسر شهيد باکری شناخته شده نيستند که از انها دفاع شود ."
وی تاکيد کرد : " من به نسل های جوان تر می گويم که اين شرايطی که اکنون در کشور وجود دارد همان اهداف و آرمان های نظام جمهوری اسلامی با قرائت امام نيست و اين رفتارها را به نام اسلام و نظامی که بنيان گذار ان امام بوده است ننويسند . چرا که اين نظام جمهوری اسلامی همان نظامی است که با وفادا کاری و ايثارگری های بسياری شکل گرفت . کسانی چون سردار لشکری که
۱۸ سال در زندان های بعثی اسير بودند و يا اينکه در جبهه ها شهيد شدند . کسانی که در تظاهرات های قبل از انقلاب به شهادت رسيدند و اکنون نيز خانواده هايشان از فضايی که در کشور حاکم شده است رنجيده خاطر هستند . "
وی در نهايت تاکيد کرد : " من
۲۰ سال است که برای دفاع از حقوق شهروندی و حقوق مردم به عنوان عضو کوچک اين نظام تلاش کرده ام و اکنون هم بار ديگر تاکيد می کنم که اين تهت و افتراها مرا از راهی که بدان اعتقاد دارم جدا نخواهد کرد."

 

موسوی: کشور نیازمند اصلاح عمیق است

به گزارش سایت قلم نیوز وابسته به میرحسین موسوی، او گفته است که آنچه در زندان ها بر سر مخالفان می آید نیاز کشور به تغییرات عمیق را آشکار می کند.

خبرگزاری های عمده جهان به نقل از سایت قلم نوشته اند که آقای موسوی گفت: "آنچه امروز در زندان‌ها می‌گذرد به خوبی نشان‌‌دهنده ضرورت یک اصلاح عمیق در کشور است." این سایت هم اکنون به دلایل نامعلوم در دسترس نیست.

اما آقای موسوی که همواره از قانون اساسی دفاع کرده است نگفت که به نظر او نظام حاکم در چه بخش هایی نیازمند اصلاحات اساسی است.

بسیاری از مخالفان می گویند که ساختار حکومتی ایران و قانون اساسی که قدرت زیادی به یک نفر - ولی فقیه - می دهد را سرمنشا اصلی بحران جاری و مقاومت حکومت در برابر اصلاحات جدی می دانند و برای اثبات نظر خود به دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی که بسیاری از اصلاحاتش از سوی نهادهای محافظه کار تحت نظر رهبر خنثی شد اشاره می کنند.

برخی معترضان در تظاهرات روز هشتم مرداد به مناسبت چهلم برخی از قربانیان خشونت های پس از انتخابات حتی شعار "استقلال آزادی، جمهوری ایرانی" سردادند.

اما آقای موسوی که از فشارها در این زمینه آگاه است در هفته های اخیر بارها بر این مساله تاکید کرده که قانون اساسی ایران ظرفیت های زیادی برای پاسخ دادن به خواسته های عمومی دارد.

آقای موسوی در اظهارات تازه اش در روز چهارشنبه در دیدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همچنین گفت: "آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج می کرد می توانست به اندازه اتفاقاتی که در زندان ها افتاده است به کشور و انقلاب لطمه بزند؟"

وضعیت کسانی که پس از اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات 22 خرداد و اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد دستگیر شدند از همان ابتدا موضوع نگرانی ناراضیان بود.

به تدریج گزارش های غیررسمی متعددی از بدرفتاری و شکنجه بازداشتی ها به خصوص آنان که در جریان ناآرامی ها و تظاهرات خیابانی بازداشت شده بودند منتشر شد.

در پی فشارهای شدید مخالفان، دولت ایران اوایل مرداد ماه گفت بازداشتگاهی به نام کهریزک در جنوب تهران را به علت "غیراستاندارد" بودن آن می بندد.

وزیر دادگستری ایران این هفته در اولین اذعان رسمی به بدرفتاری با برخی زندانیان، حوادث کهریزک را "تلخ" خواند. با این حال حکومت ایران آزار سیستماتیک زندانیان را رد می کند و تخلفات را به برخی ماموران پایین رتبه نسبت می دهد.

گزارش ها همچنین حاکی از کشته شدن برخی از افراد تحت بازداشت در کهریزک است و گزارش های تایید نشده ای نیز از وقوع تجاوز جنسی در آنجا به زندانیان وجود دارد.

مهدی کروبی دیگر نامزد معترض انتخابات گفته است که برخی منابع درون نظام به وی گفته اند که به زندانیان زن و مرد تجاوز شده است اما رئیس مجلس روز چهارشنبه این موضوع را انکار کرد.

آقای موسوی در اظهارات تازه خود همچنین بار دیگر نسبت دادن اعتراضات عمومی به بیگانگان را به باد حمله گرفت.

وی گفت: "بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند."

او از نحوه پوشش اخبار توسط صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران و روزنامه کیهان انتقاد کرد و آن را خدمت به اهداف "بیگانگان"خواند.

آقای موسوی گفت: "یک اراده سیاسی می خواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند. حال آن که وقتی دقت می کنیم می بینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است."

وی افزود: "هیچکس از نیروهای دلسوز انقلاب نمی خواست این حوادث روی دهد و بدتر از آن با دروغ های پی در پی توجیه شود."

او افزود مردم می خواهند خواسته ها و اعتراض هایشان در جوی آرام و عاری از تشنج طرح شود و کسانی به منافع "بیگانگان" خدمت می کنند که تجمعات آرام مردم را برهم زدند و آنرا خونین کردند.

او در مقابل برگزاری دادگاه های "نمایشی" که "منافقین منفور را در کنار فرزندان انقلاب" در کنار هم قرار می دهد را به نفع آمریکا و انگلیس خواند.

میرحسین موسوی همچنین از "رواج تهمت" در صدا و سیما و همچنین آنچه اهانت به مهدی کروبی دانست انتقاد کرد و چنین روشی را مورد پسند آمریکا و بیگانگان ارزیابی کرد.

آقای موسوی همچنبن با اشاره به مطالب روزنامه کیهان گفت که این روزنامه قشر فرهیخته و روشنفکر را در برابر نظام قرار می دهد.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی:

احمدی نژاد و سردار محصولی مسول جنایات کهریزک اند

 

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای در باره آنچه در زندان کهریزک گذشت، نوشت:

زندان کهریزک یک زندان غیر قانونی و خارج از نظارت و کنترل سازمان زندان ها بوده است. مسئول نهایی و پاسخگوی اصلی حوادث این زندان که زیر نظر نیروی انتظامی اداره می شده است، شخص آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و آقای محصولی به عنوان وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور است. این دو تن مسئول تمام تخلفات و رفتارهای غیر قانونی و اسفناک دو ماهه اخیر از جمله در زندان کهریزک علیه شهروندان هستند. فرمانده نیروی انتظامی زیر نظر وزیر کشور فعالیت می کند و شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که رئیس دولت و وزیر کشور وی در طول دو ماهه اخیر نه تنها کمترین حساسیت و تلاشی برای نظارت بر عملکرد این نیرو و ممانعت از اقدامات غیر قانونی آن از جمله وجود و فعالیت زندان کهریزک نداشته اند، بلکه برعکس شواهد آشکاری از حمایت رئیس دولت از اقدامات مذکور حکایت دارد. رئیس دولت نهم در حالی اقدام به حرکات تبلیغاتی نظیر نوشتن نامه به رئیس قوه قضائیه و درخواست رأفت اسلامی با بازداشت شدگان حوادث اخیر می کند که درحمایت از رفتارهای سرکوب گرانه و غیر قانونی علیه مردم، وزیر اطلاعات را به دلیل"کم کاری و عدم برخورد فعال وزارت اطلاعات با حوادث دو ماهه اخیر" عزل میکند و ضمن برعهده گرفتن مسئولیت مستقیم این وزارتخانه و ابراز رضایت از ارگان ها و نهادهای نظامی و انتظامی در حوادث مذکور، پرسنل این وزارت را مورد انتقاد قرار می دهد و بلافاصله چند تن از معاونان این وزارت را تنها به خاطر این که توهماتی نظیر انقلاب مخملی و برخوردهای سرکوب گرانه اخیر با معترضان را تأیید نکرده اند، از کار برکنار می کند.

با توجه به آنچه که ذکر شد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اعلام می کند هرگونه اقدامی برای رسیدگی به تخلفات و قانون شکنی های دوماهه اخیر در نقض حقوق شهروندان و در رأس تمام آن ها جنایات ابوغریب کهریزک بدون توجه به مسئولیت وزیر کشور و رئیس دولت نهم به عنوان مسئولان اجرایی اصلی این تخلفات، اقدامی ناتمام و غیر بنیادین است و نمی تواند نگرانی ها را نسبت به امکان تکرار چنین جنایاتی در آینده منتفی سازد.

متخصصان سازمان ملل نگران شکنجه در ایران


بی بی سی : یک گروه از متخصصان حقوق بشر سازمان ملل متحد نسبت به اتهامات شکنجه شدن افرادی که به دلیل اعتراض به تنیجه انتخابات ایران بازداشت شده اند، ابراز نگرانی کرده اند.
این متخصصان سازمان ملل گفته اند که علاوه بر فعالان سیاسی مخالف دولت محمود احمدی نژاد و افرادی که در اعتراض به انتخابات به خیابانها رفتند، تعدادی وکیل، روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر در بازداشت به سر می برند.
مانفرد نواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل در خصوص شکنجه گفته است که هیچ نظام قضایی نباید به اعترافات ناشی از شکنجه ترتیب اثر دهد.
آقای نواک که به اتهامات شکنجه بازداشتیان دولت آمریکا در زندان نظامی جلیج گوانتانامو نیز رسیدگی کرده است می گوید که دولت ایران اجازه سفر به آن کشور را به او نداده است.
او همچنین گفته است که محاکمات انجام شده در دادگاه انقلاب بیشتر حالت محاکمات نمایشی داشته و نگرانی او این است که بازداشتیان بر اساس اعترافات اجباری محکوم شوند.
متخصصان سازمان ملل گفته اند که بازداشتیان دسترسی مناسب و متعارف به وکیل برای دفاع از خود ندارند و در شرایطی در بازداشت به سر می برند که از دسترسی به ارتباط با جهان خارج و خانواده های خود محروم هستند.
در خصوص عدم دسترسی به امکانات بهداشتی و پزشکی بازداشت شدگان نیز ابراز نگرانی شده است.
متخصصان حقوق بشر سازمان ملل متحد گفته اند که گزارشهایی مبنی بر مرگ افراد در بازداشت همچنان به آنها می رسد و به خانواده های قربانیان اطلاعات کذب و یا ضد و نقیض در مورد فوت آنها داده می شود.

تجاوز جنسی پاداشی برای شکنجه گران

یونس شاملی

خبر رذالت تجاوز به دختران و پسران در شکنجه گاههای جمهوری اسلامی که در نامه مهدی کروبی منعکس شده است، وجدان هر انسان آزاده را به درد می آورد. با وجود اینکه مقدمه ایی در این خصوص برای نامه کروبی در فیس بوک ام نوشته بودم، اما با این وجود آرام و قرار ندارم.

فکر می کردم، همین جانیانی که در سر کوچه ها برای دیده شدن چند لاخ موی زنان، آنان را حتی در همان خیابان توبیخ می کنند، همین جانیانی که بخاطر لباسهایی که به اصطلاح کاملاً پوشیده نبوده توسط دوایر امر به معروف و نهی از منکر به پلیس جلب می کنند، حتی تا دیروز نمی خواستند صدای زن، آن گونه که هست شنیده شود، چگونه و برای چه می توانند مجوز تجاوز جنسی را برای شکنجه گران صادر کنند؟! شکنجه گرانی که به آن شناعتها قناعت نکرده و حتی اسیر خود را بعد از تجاوز بسوزانند. ترانه موسوی نماد رسوایی این جانیان است!

سوآل اینست که؛ چه کسی و برای چه مجوز تجاوز جنسی صادر می شود؟

مسئولین این وحشیت ها کاملا آشکار است. هر کسی نیک میداند که سید علی خامنه ایی مستقیم استفاده از چنین روشهایی را مورد تایید قرار میدهد. چه غیر ممکن است اعمالی با این گستردگی در زندانهای جمهوری اسلامی صورت گیرد و رهبر آن از این موارد بی خبر باشد! علی خامنه ایی و اعوان و انصارش مسئول اصلی این جنایات محسوب می شود.

علت صدور چنین مجوزهایی از این نوع نیز کاملاً آشکار است. تحقیر کردن مردم، سرکوب و وحشیت علیه آنان تنها و تنها برای حفظ قدرت سیاسی است. بنابراین رهبران جمهوری اسلامی حفظ نظام را با توسل به هر وسیله ایی مجاز می شمارند. خمینی خود پیشترها گفته بود که حفظ نظام از هر چیزی برتر است.

سوآل بعدی اینست که؛ برای چه مقصودی اجازه تجاوز جنسی به دختران و پسران صادر می گردد؟

با اندکی دقت به تاریخ جمهوری اسلامی، شکنجه از تمامی انواع آن هم مجاز بوده و هم اعمال شده است؛ کتک زدن، شکستن دست و پا، سوزاندن بدن با انواع و اقسام آتش، آویزان کردن زندانیان، گرسنگی آنان، شلاق زدن، انواع و اقسام اهانتهای ناموسی و انواع و اقسام شکنجه ها که میتوان از زبان زندانیانی که زنده مانده اند شنید.

اما تجاوز جنسی به زندانیان دختر و پسر از نوع متفاوت تری از شکنجه است. در این شکنجه، شکنجه شونده، هم از نظر روحی و روانی و هم از نظر جسمی مورد تعرض قرار میگیرد و شکنجه کننده لذت سادیستی اش را اشباء می کند. به عبارت دیگر، اگر شکنجه جسمی زندانیان، سادیسم و مریضی روحی شکنجه گر را تامین می کند، اما تجاوز جنسی شکنجه گران، پاداشی است که رهبر جمهوری اسلامی در اضاء بازجویی و شکنجهء آنان به شکنجه گران تقدیم می کند!!

 رهبر جمهوری اسلامی، سید علی خامنه ایی، ناموس مردم را در بازداشتگاهها، تقدیم شکنجه گرانش می کند تا آنان در کارشان کوشا تر باشند! این رذالت نمی تواند و نباید بی پاسخ بماند. استمرار اعتراضات با وسعت هرچه بیشتر، کارآ ترین پاسخ به علی خامنه ایی و در راستای سرنگونی نظام تجاوزگر حاکم بر ایران است.

Yunes.shameli@gmail.com

2009-08-11

 

کانون مدافعان حقوق بشر: اعترافات اخذ شده از متهمان فاقد اعتبار و ارزش قانونی می باشد

هموطنان عزيز
به دنبال انتخابات دوره دهم رياست جمهوری تعداد زيادی از فعالان حقوق بشری، مطبوعاتی، سياسی و زنان بدون رعايت ضوابط قانونی توقيف شدند.
از تاريخ
۱۰/۵/۸۸ شاهد پخش علنی جلسات دادگاه و قرائت کيفر خواست و به اصطلاح "اعتراف" و "اقرار" تعدادی از بازداشت شدگان بوديم. پس از گذشت بيش از ۴۵ روز از بازداشت اين افراد، محاکمات بازداشت شدگان، آشکارا مغاير و نامنطبق برضوابط قانونی شروع شد که به پاره ای از آنها اشاره می کنيم:
۱- اصل ۳۶ قانون اساسی و ماده ۲ قانون مجازات اسلامی اصل "قانونی بودن جرم و مجازات "را پذيرفته است. مقصود آن که اعمال ارتکابی متهم در صورتی قابل مجازات می باشد که جرم و مجازات آن در قانون تعريف و تعيين شده باشد. آنچه عمدتا در کيفرخواست مورد تاکيد قرار گرفته عناوينی چون:"کودتای مخملين"،"براندازی نرم"، "تشکيک در انتخابات" و ... می باشد که به موجب قانون، اساسا جرم نبوده و نمی توان با تمسک به عناوين مجرمانه ديگر ، افراد را تحت تعقيب قرار داد.

۲- احضار و جلب متهمين برابر با مواد ۱۱۲،۱۱۸ و ۱۲۴ آئين دادرسی کيفری نبوده است.
۳- بر طبق شواهد موجود، تحقيقات از متهمين مطابق با اصل ۳۸ قانون اساسی و ماده ۱۲۹ قانون آئين دادرسی کيفری نبوده و تحت شرايط قانونی "اقارير" اخذ نشده و فاقد ارزش قانونی است.
۴- به استناد اصل ۱۶۸ قانون اساسی و تبصره ذيل ماده ۲۰ اصلاح قانون تشکيل دادگاه های عمومی انقلاب ، در مواردی که اتهام متهمين، سياسی و مطبوعاتی باشد ، محاکمات علی الاطلاق بايد در محاکم دادگستری، به صورت علنی و با حضور هيئت منصفه واقعی انجام پذيرد که نه تنها چنين نبوده، بلکه متهمين سياسی و مطبوعاتی- که در کليه قوانين جزايی جهان به لحاظ انگيزه و داعی شرافتمندانه امتيازات ويژه دارند- مع الاصف در ايران به طور عام ودر اين محاکمه به طور خاص حتی از حقوق متهمين عادی و مجرمين خطرناک نيز برخوردار نبوده و صدور قرارهای بازداشت و وثيقه برای چنين متهمانی بر خلاف موازين قانونی می باشد.
۵- برابر اصل ۳۵ قانون اساسی و مواد ۱۲۸ و ۱۸۵ قانون آئين دارسی کيفری و بند ۳ ماده واحده قانون احترام و حفظ حقوق شهروندی ، حضور وکيل در کليه مراحل تحقيقات مقدماتی دادسرا و محاکمه در دادگاه الزامی بوده و پيش از شروع محاکمه می بايست از محتويات پرونده مطلع باشد و حال آن که در تمام مراحل فوق متهمين از داشتن وکيل محروم بوده اند.
نظر به مراتب فوق کانون مدافعان حقوق بشر هيچ يک از مراحل احضار،جلب، تحقيقات مقدماتی و محاکمه متهمين را فارغ از مغايرت با اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاقين، منطبق با موازين قانونی کشور جمهوری اسلامی ايران ندانسته و اعلام می نمايد که محاکمات انجام شده فاقد مختصات دادرسی عادلانه و منصفانه بوده و اعترافات اخذ شده از متهمان فاقد اعتبار و ارزش قانونی می باشد.
لذا از مسولان نظام جمهوری اسلامی ايران می خواهيم که هر چه سريعتر مقدمات آزادی زندانيان سياسی را فراهم و ناقضين حقوق مردم را تحت تعقيب و مجازات قرار دهند.

کانون مدافعان حقوق بشر
۲۱/۵/۱۳۸۸

گزارشی از وضعیت و شرایط  زندانیان سیاسی زن در بند 209 زندان اوین

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایرانبنابه گزارشات رسیده از بند مخوف 209 زندان اوین، زندانیان سیاسی زن تحت شرایط و فشارهای  غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارند. این شرایط غیر انسانی و طاقت فرسا باعث بیماریهای جسمی آنها شده است و همچنین از درمان آنها خوداری می کنند.
دستگیریهای گسترده اعتراضات اخیرا که تعداد زیادی از زنان آزادیخواه دستگیر و به شکنجه گاههای مختلف انتقال داده شدند و تحت شکنجه های قرون سطائی قرار گرفتند. تعداد از آنها را به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل کردند.تعداد دستگیرشدگان به حدی زیاد است که در یک سلول انفرادی بیش از 4 نفر جا داده شده است.سلولهای انفرادی فاقد سیستم تهویه در گرمای زیاد تابستان که گاها بخاطر کمبود هوا دچار حالت خفگی و سر دردهای شدید و حالت تهوع می شوند و اثرات آن بر  زنانیان سیاسی زن باقی  می ماند.
از طرفی دیگر بازجویان وزارت اطلاعات برای تحت فشار قرار دادن بعضی از زندانیان سیاسی زن  هر 24 ساعت فقط 3 بار حق استفاده از دستشوئی را دارند . این برخورد ضد بشری بازجویان وزارت اطلاعات باعث شده است که زندانیان سیاسی درچار ناراحتی مثانه و کلیوی شوند.اخیرا بر اثر اعتراضات زندانیان سیاسی زن رفتن به دستشوئی را از 3 بار به 4 بار افزایش داده اند ولی این مسئله را عملا بکار نمی برند و استدلال آنها حضور بیش از اندازه زندانیان سیاسی است. در حال حاضر علاوه بر شکنجه های جسمی و روحی شیوه های غیر انسانی استفاده از دستشوئی و استحمام را به حداقل رسانده اند. این مسئله باعث شده است که تعداد زیادی از زنان زندانی سیاسی دچار ناراحتیهای مثانه،کلیوی،تنفسی و گوارشی شوند.زندانیان سیاسی که دچار ناراحتی جسمی هستند از درمان انها خوداری می شود و در شرایط بسیار بد جسمی قرار دارند.
چند برابر شدن ظرفیت زندانیان سیاسی زن  در بند 209 باعث شده است که به همان اندازه امکانات اولیه انسانی تقلیل یابد. امکاناتی مانند ،بهداشت،غذا،درمان و غیره
وضعیت و شرایط دختران و زنان زندانی بی نام و نشان که در قیام اخیر مردم ایران دستگیر شده اند و در بند 209  زندان اوین بسر می برند بسا بدتر می باشد. آنها مورد وحشیانه ترین و کینه توزانه ترین شکنجه های جسمی و روحی قرار می گیرند و همچنین بازجویان وزارت اطلاعات، جنایتکاران علیه بشریت برای تحت فشار روحی قرار دادن آنها، به آنها اتهامات اخلاقی نسبت می دهند. این موارد بخصوص  در مورد خانم ها و یا دخترانی که در ستاد تبلیغاتی میر حسین موسوی و یا کروبی بوده اند بیشتر می باشد.بازجویان در درنده خوئی ،توهین و تحقیر مرزی را باقی نمی گذارند و به آنها گفته می شود که شما ها باید عبرتی برای دیگران باشید و دیگران وقتی شما ها را می بینند جرئت حضور در اعتراضات نداشته باشند. هچنین برای زندانیان سیاسی قدیمی که در این بند می باشند بازجویان آنها را تهدید می کنند که نام و شرایط آنها را نباید با خانواده های خود در میان بگذارند.
قبل از شروع ملاقاتهای کابینی  به زندانی تاکید می شود که در مورد چه جیزهایی میتواند با خانوادۀ خود صحبت کنند زندانی حق ندارد در مورد رفتار و برخورد بازجویان حرفی بزند.زندانی از شرایط و وضعیت موجود در این بند نباید چیزی بگوید هنگام ملاقات افراد وزارت اطلاعات کنار زندانی قرار می گیرند و به حرفهای او گوش می کنند و به او تذکر می دهند که این حرف را نباید بگویید.و از این طریق سعی دارند رفتارهای ضد بشری حاکم بر این بند را پنهان نگه دارند.
فشار علیه خانواده های دستگیر شدگان بسیار زیاد می باشد بخصوص علیه خانواده های بی نام و نشان؛ به آنها گفته می شود : که نباید در مورد عزیز خود با کسی صحبت کنند در غیر اینصورت عواقب وخیمی برای خانواده و خود زندانی دارد. آنها ناچار هستند که دردهای خود را  بیان نکنند.
دانشجوی زندان مهسا نادری 19 ساله  علیرغم اینکه  توسط مغیسه ای معروف به ناصریان از ا عضای هیئت مرگ سال 67 به حکم سنگین و غیر انسانی 1 سال زندان محکوم شده است ولی بدستور سعید شیخان سر بازجو و شکنجه گر معروف 209 همچنان در این بند و در سلول انفرادی با 3 نفر دیگر نگهداری می شود، و از انتقال او به بند عمومی ممانعت می کند. خانم نادری در اثر فشارهای غیر انسانی دچار ناراحتی کلیوی و سر دردهای شدید و حالت تهوع بصورت دائم می باشد. او تا به حال از امکانات درمان محروم بوده است.
خانم فاطمه ضیائی 52 ساله که از ناراحتی شدید ام. اس رنج می برد و تا به حال 3 بار دچار حملۀ ام. اس شده است که ناچار به انتقال او به بهداری زندان شده اند و خطرات جدی برای او ایجاد کرده است. سربازجو علوی به او گفته است : قرار نیست شما از این بند زنده بیرون بروید اگر هر چه زودتر بمیرید هم ما را راحت کردید و هم خودتان را  او در حال حاضر همراه با 3 زندانی قیام مردم ایران در یک سلول انفرادی قبلی نگهداری می شود.علیرغم گذشت 5 ماه هنوز در بلاتکلیفی بسر می برد و تا به حال چند بار به دادگاه انقلاب برده شده ولی هر بار به دلائل واهی دادگاه او را به تعویق افتاده است.مادر خانم ضیائی در بستر مرگ بسر می برد و برای آخرین دیدار خواستار دیدن فرزندش می باشد ولی بازجویان وزارت اطلاعات از دیدار او با مادرش مخالفت می کنند.
فعال حقوق بشری  خانم شیوا نظر آهاری نزدیک به 57 روز از دستگیری او می گذرد ولی هنوز خانوادۀ وی علیرغم مراجعات مکرار به دادگاه انقلاب و زندان اوین موفق به ملاقات با فرزندشان نشده اند و از وضعیت و شرایط او بی خبر هستند . خانم نظر آهاری نزدیک به 18 روز است که با خانواده اش تماسی نداشته است .او در سلول انفرادی همراه با 2 نفر دیگر در بازداشت بسر می برند.از جمله کسانی که در سلول او بسر می برند خانم ژیلا بنی یعقوب می باشند .خانم بنی یعقوب از فعالین حقوق زنان که در دستگیریهای اخیر بازداشت و به بند مخوف 209 منتقل شده است.
خانم عاطفه نبوی زندانی دیگری است که در پی  یورشهای مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بند 209 زندان اوین منتقل شد. او در تاریخ 24 خردادما همراه با تعداد دیگر دستگیر شدند . خانم نبوی در طی مدت بازداشت تحت فشارهای مختلفی قرار گرفتند .و او را اخیر به دادگاه نمایشی برده بودند. همچنین خانم ها آزموده و باباخانی  و تعداد بیشماری دیگر در این بند بسر می برند.

 

دستگیری دو تن از فعالین فرهنگی سولدوز در قلعه بابک

دوشنبه  ۱۹ مرداد ۱٣٨٨ -  ۱۰ اوت ۲۰۰۹

سولدوز خبر: دو تن از فعالین فرهنگی سولدوز به نامهای میر موسی ضیاء و مصطفی قاسمی که پنج شنبه 88/5/15 در قلعه بابک توسط نیروهای اطلاعاتی رژیم بازداشت شده بودند، دادگاه برای هر کدام ده میلیون تومان وثیقه صادر کرد.

مصطفی قاسمی و میر موسی ضیاء که در حاشیه مراسم قلعه بابک دستگیر شده بودند دیروز با خانواده شان تماس تلفنی کوتاهی داشته اند.به احتمال زیاد مصطفی قاسمی و میر موسی ضیاء فردا از زندان آزاد خواهند شد.

یکی دیگر از بازداشتی های روز پنج شنبه رسول ایرانی(رسول کدرلی) ساکن پارس آباد و وبلاگ نویس نیز در بازداشت است.

بنابر خبری دیگر روز جمعه نیز مراسمی با حضور نزدیک به پانصد نفر در قلعه بابک

برگزار شد.این مراسم که با تدابیر شدید امنیتی نیروهای نظامی همراه بود به

درگیری مردم با نظامیان مستقر در قلعه بابک انجامید.بسیاری از بازداشت شدگان از شهرهای سولدوز و پارس آباد هستند که تعدادشان به 25 نفر می رسد.هنوز اسامی و محل نگهداری بازداشت شدگان روز جمعه قلعه بابک مشخص نیست.

 

http://sulduzxabar.blogfa.com/post-727.aspx

بازداشت سه فعال آذربایجانی در یک مراسم فرهنگی در قلعه بابک

 

۱٨ مرداد ۱٣٨٨ - ۹ اوت ۲۰۰۹

 

ساوالان سسی : مصطفي قاسمي، مير موسي ضيا زرگر و رسول ايراني از فعالین فرهنگی آذربایجانی روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸ به هنگام شرکت در مراسم فرهنگی در قلعه بابک بازداشت و به زندان اهر منتقل شدند.

همزمان با نیمه شعبان در روز پنجشنبه
۱۵ مرداد ۸۸ مراسم شعرخوانی و آواز و موسیقی و رقص آذربایجانی در قلعه بابک برگزار شد که ماموران انتظامی و امنیتی با حمله به مردم آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و چندین نفر از جمله مصطفي قاسمي، مير موسي ضيا زرگر و رسول ايراني را بازداشت کردند.

قلعه بابک در نزدیکی شهر کلیبر در شمال غرب ایران قرار دارد و مقر بابک سردار بزرگ آذربایجان بوده است.

گفتنی است آذربایجانیها هرساله در سالروز تولد بابک خرمدین (قهرمان ملی آذربایجان) در
۱۱ و ۱۲ تیر نیز در قلعه بذ (قلعه بابک) گرد هم می آیند و با اجرای مراسمات فرهنگی یاد و خاطره قهرمان خود را پاس می دارند اما حکومت ایران از چند سال پیش مانع از برگزاری این مراسمات فرهنگی می شود و یک هفته پیش از برگزاری این مراسم تمامی راههای دسترسی به این مکان تاریخی را مسدود می کند در اطراف این قلعه تاریخی اقدام به برگزاری مانورهای نظامی می کند.

در سالهای اخیر برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانی با ممانعت شدید مسئولین امنیتی و انتظامی روبرو شده است و آذربایجانیها از حق بزرگداشت قهرمانان ملی و برگزاری مراسمات
فرهنگی محرومند.ترند نیوز

 

سازمان عفو بين الملل: ۱۱۵ نفر بعد از انتخابات در ايران اعدام شده اند

شنبه  ۱۷ مرداد ۱٣٨٨ -  ٨ اوت ۲۰۰۹

سازمان عفو بين الملل روز جمعه شانزدهم مردادماه اعلام کرد: طی بيش از ۵۰ روز که از انتخابات رياست جمهوری ايران می گذرد دست کم ۱۱۵ نفر در اين کشور اعدام شده اند.

ايرن خان، دبيرکل سازمان عفو بين الملل ، دربيانيه ای گفته است : اين سازمان دست کم اعدام ۱۱۵ نفر را طی مدتی که از انتخابات در ايران می گذرد ثبت کرده است و این به طور متوسط دو اعدام در روز است.

دبيرکل سازمان عفو بين الملل معتقد است: به رغم اين که تعداد اعدام ها درايران بسيار بالا است، اما اين رقم از افزايش چشم گير تعداد اعدام ها درايران حکايت می کند.

در بيانيه سازمان عفو بين الملل آمده است در فاصله زمانی بين ۱۲ دی ماه سال ۱۳۸۷ تا ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ در ايران ۱۹۶ اعدام ثبت شده است که از نظر تعدا اعدام ايران را در رتبه دوم جهان قرار می دهد. طبق اين گزارش چين در رتبه اول قرار دارد.

سازمان عفو بين الملل می گويد: خبر برخی از اعدام های انجام شده پس از انتخابات رياست جمهوری ايران به اين شرح اعلام شده است: ۱۴ اعدام در روز دوم ژوئيه، ۲۰ اعدام در روز چهارم ژوئيه، ۱۳ اعدام در روز ۱۴ ژوئيه و ۲۴ اعدام در روز پنجم اوت.

معاون دادستان تهران در امور زندان‌ها، روز چهارشنبه، چهاردهم مردادماه، پنجم اوت، گفته بود: اعدام ۲۴ نفر در روز پنجشنبه ۸ مرداد در زندان رجايی شهر، کرج صورت گرفته و اتهام مطرح شده برای کليه متهمان قاچاق مواد مخدر بوده است

انتشار خبر اعدام دستجمعی ۲۴ نفر در کرج با واکنش اتحاديه اروپا نيز مواجه شد.

سوئد به عنوان رييس دوره‌ای اتحاديه اروپا روز پنجشنبه با صدور بيانيه‌ای به دار آويخته شدن ۲۴ نفر در ايران که بزرگترين اعدام دسته‌جمعی در سال‌های اخير بوده است را محکوم کرد.

رياست دوره‌ای اتحاديه اروپا در بيانيه خود اعلام کرده بود که اعدام ۲۴ نفر در شهر کرج در تاريخ ۳۰ ژوئيه ۲۰۰۹ را محکوم کرده و نگرانی خود را از بابت ادامه استفاده گسترده از اعدام را ابراز می‌کند.

در همین حال، سازمان عفو بين الملل در بيانيه خود تاکيد کرده است که طی هفته های اخير به طور قابل درکی جهان به خبر های سرکوب خشونت بار تظاهرات مسالمت اميز معترضان معطوف بوده است.

اين سازمان مدافع حقوق بشر افزوده است که با توجه به آمار تازه اعدام ها، می توان گفت کاهشی در روند نقض حقوق بشر در ایران رخ نداده، بلکه اين روند برعکس تشديد نيز شده است.

سازمان عفو بين الملل اذعان کرده است که تعداد واقعی اعدام ها در ايران بسيار بيشتر از آماری است که اين گروه توانسته ثبت کند .

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ايران در سال جاری ميلادی، در مجموع دست‌کم ۲۱۹ را اعدام کرده است. ايران در سال ۲۰۰۸ ميلادی با اعدام دست‌کم ۲۴۶ نفر، پس از جمهوری خلق چين، دومين کشور در جهان با بالاترين شمار اعدام شدگان بود.