روزنامه ی فرانکفورتر آلگماینه- 13 مارس 2012

نوشته ی مجید ستار و هانس کریستیین روسلر

 

ترجمه: ف. انزلی

 

 

حزب الله و "محور افراطی"

 

حزب الله لبنان در بحبوحه ی قیام در سوریه و مقابله ی ایران با اسرائیل در جستجوی مسیر خود می باشد.

 

 

از جمعه ی گذشته* آژیرهای اعلان خطر حمله ی هوایی در جنوب اسرائیل لحظه ای ساکت نمی شوند. پرتاب موشک از نوار غزه باعث شده که بیش از یک میلیون نفر از اسرائیلی ها در پناهگاهها بسر برده و فقط بندرت این اماکن را ترک بکنند. ساکنین این مناطق شرایط سخت و توانفرسائی را تجربه میکنند. آنها در شرائطی به سر می برند که با حمله ی اسرائیل به مراکز اتمی ایران، سایر مناطق کشور از جمله کلانشهر تل آویو در صورت ضد حمله ی تلافی جویانه ی ایران با آن روبرو خواهند بود.

رئیس جمهور اسرائیل، نتان یاهو، در مورد گروه تروریستی"جهاد اسلامی"- دار و دسته ی وفادار به رژیم ایران که اکثر موشکها نیز توسط آنها پرتاب میشوند- میگوید: " این افراطیون بدون کمک ایران نه می توانند اسلحه داشته باشند و نه آموزش و پشتیبانی لازم را دارا خواهند بود.".

به هر ترتیب متحدین ایران، یعنی شبه نظامیان حزب الله لبنان، بر خلاف گروه ذکر شده برای راه اندازی یک جنگ تازه از تجهیزات بهتری برخوردارند. طبق محاسبات رئیس بخش سیاسی وزارت دفاع اسرائیل آموس گیلاد: حزب الله استان (منظور مناطقی از لبنان می باشد که تحت کنترل شبه نظامیان حزب الله قرار دارد. م.) اکنون بیش از 45000 موشک در اختیار دارد. دوایر امنیتی اسرائیل تخمین می زنند که این گروهها از جنگ سال 2006 تا به حال میزان زرادخانه ی خود را به سه برابر رسانده اند. در صورت حمله ی اسرائیل به ایران این سلاحها میتوانند مورد استفاده قرار گیرند. حزب الله تا به حال به میزان زیادی آلات و ادوات جنگی بوسیله ی ایران و از طریق سوریه دریافت کرده است. در عین حال این جنگجویان در منطقه ی مرزی کشور همسایه انبارهای اسلحه ی وسیعتری در اختیار دارند. شبه نظامیان لبنان بر خلاف سازمان حماس که اکنون تا حدود زیادی از کشور سوریه خارج شده، هنوز هم از اسد- این رئیس جمهور تحت فشار قرار گرفته- جانبداری می کنند. اما اینطور که پیداست، افراطیون شیعی لبنان نیز خود را برای دوران بعد از سرنگونی رژیم دمشق آماده می سازند.

مدتی است که حزب الله دیگر مانند گذشته روی کمکهای ایران نمیتواند حساب کند. نیروهای امنیتی اسرائیل گزارش میدهند که در گذشته ایران سالانه بالغ بر 200 تا 300 میلیون دلار کمک مالی به شبه نظامیان لبنانی می رساند. در حالیکه از نزدیک به یکسال اخیر در نتیجه ی تحریمهای بین المللی علیه ایران، میزان این کمکها کاهش یافته است. حتی این امر بر سازمان حماس در غزه نیز تأثیر خود را گذاشته است. لذا برای حزب الله مهم میباشد که منابع مالی خود را حفظ نموده و همچنین به دنبال منابع جدیدی نیز باشد. اما در این مورد شبه نظامیان با مشکلات تازه ای روبرو هستند.

در اواخر سال گذشته یک دادگاه فدرال آمریکائی پرونده ای را بر علیه چندین موسسه ی مالی لبنانی گشود. این موسسات متهمند که با شستوی پول بدست آمده از فروش مواد مخدر، به حزب الله کمک میرسانند. در ایالات متحده، شبه نظامیان حزب الله جزو سازمانهای تروریستی محسوب میشوند. ادارات دولتی آمریکایی سه بانک لبنانی از جمله بانک لبنان ـ کانادا و همچنین 30 وارد کننده ی خودرو را تحت نظر گرفته اند. در اصل به آنها اتهام زده میشود در آمدی را که از بابت فروش کوکائین در آمریکای لاتین بدست میاید، به حسابهائی واریز می کنند که از طریق آنها تجارت جهانی اتومبیل انجام می شود.

تشبث اخیر واشنگتن تلاش تازه ای است برای نابودی منابع مالی حزب الله. بنظر سازمانهای اطلاعاتی غربی، با ایجاد اختلال در شبکه ی مالی، میتوان ضربه ای اساسی به شبه نظامیان وارد نمود. البته در این زمینه همکاری اتحادیه ی اروپا ضروریست. سالها پیش بوسیله ی اتحادیه ی اروپا تلاشهائی به عمل آمد تا حزب الله به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شود. ولی این اقدام با مخالفت فرانسه بی ثمر ماند. اینک اسرائیل و ایالات متحده ی آمریکا پافشاری میکنند که اتحادیه ی اروپا از نظر قانونی علیه بنگاههای مالی و تجاری که اروپا را عرصه ی فعالیتهای تبهکارانه برای رساندن کمک مالی به حزب الله نموده اند، وارد عمل شود.

شبه نظامیان حزب الله ناچار شدند در مقابل اقدامات آمریکا از خود عکس العمل نشان دهند . علی فیاد به عنوان مسئول برنامه ریزی و استراتژی رهبر حزب الله حسن نصرالله گفت: به سازمان ما تهمت زده میشود که در مبادله ی بین المللی مواد مخدر دست دارد. این چیزی جز تبلیغات با هدفهای سیاسی نیست. هیچگونه ارتباطی با بانک لبنان ـ کانادا - که در این فاصله از دفتر ثبت تجاری حذف گردیده- وجود ندارد. "واشنگتن تجار بیگناه شیعه را تعقیب میکند." به نظر اسرائیلیها عکس العمل شدید فیاد بخاطر اینست که حزب الله از نظر نظامی نمیتواند همانند گذشته روی کمکهای ایران حساب بکند. به همین خاطر برای شبه نظامیان مهم میباشد که جایگاه خود را در اقتصاد لبنان و نهادهای دولتی آن مستحکم کنند. آنها در این میان از 9 بانک تجاری 6 عدد آنرا تحت کنترل خود در آورده اند. علاوه بر آن با گماردن افراد خودی در بانک ملی نفوذ خود را مدام گسترش میدهند. عین این مسئله شامل ادارات گمرک نیز میباشد.

برای اسرائیلیها مهم است که بدانند بعد از حمله ی ارتششان به ایران و همچنین در صورت سقوط رژیم اسد چه بر سر "محور افراطی" خواهد آمد. تا به حال این محور از طریق دمشق به تهران و از آنجا به جنوب لبنان متصل می شد.

سازمان حماس حساب خود را جدا کرده است. حتی اخیرا نخست وزیر رژیم حماس (دولت فلسطینی مستقر در نوار غزه- م.) هانیه بطور رسمی از رئیس جمهور سوریه اسد یعنی شخصی که سالها به دفتر سیاسی این سازمان در دمشق پناه داده بود، فاصله گرفت. حماس در آخر هفته هنگامی که درگیریهای مسلحانه ی اخیر در نوار غزه به اوج خود رسیده بود، برای برقراری آتش بس تلاش کرد.

تهران، مابین گروههای فلسطینی بویژه روی دار و دسته ی کوچک رادیکال جهاد اسلامی حساب باز کرده است. در اسرائیل بر عکس چشمها به حزب الله دوخته شده و حساب میشود که شبه نظامیان در صورت تغییر رژیم در دمشق، در کوتاه مدت بتوانند ذخایر نظامی خود را در سوریه حفظ کنند. ولی در فاصله زمانی نه چندان طولانی باید در فکر راههای جدید برای تهیه و تکمیل وسایل نظامی باشند.

زرادخانه ی مجهز سوریه موجب نگرانی سیاستمداران و نظامیان اسرائیل میباشد. اگر کنترل از دست اسد خارج شود، این امکان وجود دارد که سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک و همچنین راکتهای ضد هوایی بدست گروههای رادیکال بیفتد. از زمان شکوفایی بهار عرب اسرائیل سعی کرده است که در مقابل سوریه بویژه با آرامش برخورد کند. فعلا درگیری بین اسرائیل و سوریه فرو کش کرده و اسرائیل تمایل ندارد با برافروختن آن بهانه ای به دست سوریه بدهد تا این کشور نظرها را از اوضاع سیاسی و داخلی خود منحرف سازد.

تظاهراتی که در ماه مه سال گذشته در منطقه ی جولان صورت گرفت نگران کننده بود. در این روز (همه ساله پانزدهم ماه مه- م.) سوریها به مناسبت روز نکبت به مرز اسرائیل هجوم آوردند. روز استقلال کشور اسرائیل در سال 1948 برای عربها روز فاجعه محسوب می شود. بعد از آن بار دیگر آرامش به جولان بازگشت.

در مورد عواقب درگیری آشکار بین ایران و اسرائیل ارزیابیهای گوناگونی وجود دارد: سران اورشلیم اطمینان دارند که رهبر حزب الله نصرالله - علیرغم میل باطنی اش به یک درگیری جدید مسلحانه- با موشک به اسرائیل حمله خواهد کرد. اطرافیان رئیس جمهور اسرائیل نتان یاهو می گویند که شهر تل آویو این بار ـ برخلاف جنگ لبنان در سال 2006 ـ در امان نخواهد ماند و تلفات و خساراتی ببار خواهد آمد.

در اوایل ماه مارس، سخنگویان حماس در نوار غزه اعلام نمودند که با وجود اینکه نیروهایشان بوسیله ی ایران با راکتهای دوربرد مجهز شده اند، ولی آنها دست به مقابله انتقامی نخواهند زد. سلاحهائی که آنها در اختیار دارند، برای یک جنگ منطقه ای کفایت نمی کند و در اصل برای دفاع از منافع فلسطینی میباشد. در حال حاضر رئیس دفتر سیاسی حماس مشعل بدنبال جلب پشتیبانی رژیمهای میانه روی مصر، قطر و ترکیه میباشد.

علیرغم همه ی اینها حزب الله و ایران به شیوه همیشگی آشکارا در سطح آسیا به همکاری خود ادامه میدهند. در شهر دهلی، بر اثر یک حمله ی تروریستی همسر یک دیپلمات اسرائیلی مجروح گردید. در بانکوک، تفلیس و باکو عملیات مشابهی صورت گرفت. برای اسرائیلیها این عملیات واکنشی است به ترور یک متخصص اتمی ایران که در ماه ژانویه در تهران رخداد. وزیر طرحهای استراتژیک اسرائیل یاآلون تنها فردی نیست که از ایران به عنوان طراح پشت پرده ی حملات تروریستی به دیپلماتهای اسرائیلی نام میبرد. رژیم تهران و رهبر حزب الله نصرالله، این اتهام را بلافاصله رد نمودند. احتمالا ترور ایرانیانی که در برنامه اتمی شرکت دارند و حملات به دیپلماتهای اسرائیلی قسمتی از جنگ پنهانی است که چندیست بین ایران و اسرائیل جریان دارد.

 

* سخن از اوایل ماه مارس امسال است.