مجید ماکوئی از زندان اورمیه ازاد شد

مجید ماکوئی یکی از دانشجویان هویت طلب دانشگاه اورمیه بعد از تحمل قریب به 10 روز حبس، روز جمعه از زندان این شهر ازاد شد.

وی بعنوان مدیر مسئول نشریه آیدین سحر همزمان با قیام ضد اپارتاید اهالی اورمیه بازداشت شده بود.

 

 

اسامی شناسائی شده برخی از محبوسین هویت طلب در زندان اورمیه

اسامی شناسائی شده هویت طلبانی که در زندان اورمیه نگهداری می شوند عبارتند از:

جواد عباسی، ایوب حسین بیگلو، رسول عظیمی و ابراهیم رشیدی

 

 

جوانبخت مفقود شده است

مهندس علیرضا جوانبخت یکی از فعالین هویت طلب آذربایجانی و از چهره های سرشناس اورمیه بدنبال انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان مفقود شده و هیچ اطلاعی از وی در دست نیست.

جوانبخت یکی از هویت طلبان اهل سنت و موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان موسوم به آسمک بوده و چندین بار در دفاع از حقوق ملت آذربایجان راهی زندان شده است.

 

 

اسامی شناسائی شده جمعی از محبوسین در زندان اردبیل

اسامی شناسائی شده هویت طلبانی که در زندان اردبیل نگهداری می شوند عبارتند از:

عباس لسانی، مهدی محمدپور، جلال تقوی، ودود اسدی، اکبر خوب، جعفر سبحانی، رحیم غلامی و رضا شعبانی.

عباس لسانی به رغم برخی شایعات به تهران منتقل نشده و همچنان در زندان اردبیل نگهداری می شود. او اخیرا قادر به ملاقات با برادر خود شده است.

 

 

هشدار به فعالین هویت طلب آذربایجان

در گوشی های موبایل محبوسین میکروفون کار گذاشته شده است

جمعی از هویت طلبانی که اخیرا از زندانهای مختلف آزاد شده اند معتقد هستند که در گوشی های موبایل آنها میکروفون های کوچکی جهت استراق سمع کار گذاشته شده بود.

 

 

http://haqqimiz.blogsky.com/

 

یکشنبه 21 خرداد ماه سال 1385 دو ماه بازداشت موقت برای فعالان مراغه ای

داود عظیم زاده-یاشار حکاک پور-علیرضا حقی-مجید پژوه فام و حامد یگانه پور پنج فعال حرکت ملی آذربایجان در زندان مراغه دیشب به مدت ۵ ساعت در دادگاه مراغه مورد بازپرسی قرار گرفته و به اتهامات مطرحه از طرف بازپرس به صورت کتبی و شفاهی پاسخ داده اند.بنا به خبری که خانواده های زندانیان در اختیار وبلاگ حق قرار داده اند قاضی غیوری رئیس شعبه رسیدگی به این پرونده برای هر یک از متهمان ۲ ماه قرار بازداشت موقت صادر کرده است.بازپرس نیز پس از تکمیل اوراق بازپرسی به متهمان اعلام کرده است ظرف ۴۸ ساعت پرونده ایشان را در اختیار دادگاه قرار خواهد داد

 

 

 

 

اعتصاب در شرکت ایران ترانسفو زنجان

کارگران شرکت ایران ترانسفو زنجان از امروز صبح اعتصاب خود را آغاز کردند.در این اعتصاب همه کارگران شرکت کرده اند و تمام بخشهای کارخانه تعطیل است.این دومین اعتصاب گسترده در این شرکت ترانس سازی در طول ۵ سال گذشته است و کارگران همچنان نسبت به مدیریت کارخانه اعتراض دارند.

جامعه کارگری زنجان در ماههای اخیر شاهد نارضایتی ها و اعتراضات پراکنده بوده است.از جمله مسائلی که کارگران را در این شهر نگران کرده است استخدام کارگران غیر بومی فارس زبان است.این کارگران در طی دو سال گذشته در شرکتهای بزرگی چون نخ تایر و بلکا شرق که متعلق و وابسته به اداره اطلاعات هستند و شرکت روغن نباتی جهان استخدام شده اند .

http://xeberci.blogfa.com/post-9.aspx

 

 

بازداشتهای فله ای هنرمندان و خبرنگاران در آذربایجان

ایماندار، روحانی، غیبی و امیری درمرند بازداشت و به زندان قیرخلارمنتقل شده اند

 

مطابق اخبارسایت تبریزما، دو هنرمند مرندی با اسامی غلامرضا ایماندار و احمد روحانی روز جمعه مورخه 85.3.21 ، بدون هرگونه توجیهی درتفرجگاه یام درمجاورت شهر مرند دستگیر شده اند.

گفته میشود این دو هنرمند همراه جمعی از اهالی  تبریز و مرند درحال خواندن ترانه های آذربایجانی بودند که مورد هجوم مامورین قرار گرفته اند.

مطابق خبراین سایت، ریس کلانتری شعبه 12امام مرند، درمعیت چند سربازاقدام به فحاشی به این هنرمندان ونوامیس انها کرده و سپس ضمن شکستن و ضبط آلات موسیقی آذربایجانی، بدون هیچ اخطارشفاهی و یا ارایه مجوز، احمد روحانی را به زندان قیرخلارمنتقل کرده است.

عجیب اینکه بعد ازشکایت ایماندار از رییس کلانتری مذکور که از اقوام امام جمعه شهرمیباشد، روحانی روز یک شنبه رها شده و بصورت حیرت انگیزی ایماندار بجای وی بازداشت گردیده و در واقع بگروگان گرفته شده است که درحال حاضرهیچ خبری از او دردست نیست!

از طرفی دیگرمتعاقب قیام دههاهزار نفری اهالی مرند علیه آپارتاید فارس، آقای عبدالمجیدغیبی (کاریکاتوریست معروف که چند جایزه جهانی را به نام خود کرده) و آقای اوروج امیری (خبرنگار فعال روزنامه نوید اذربایجان) نیزبازداشت شده و به زندان منتقل شده اند.

مطابق گزارش سایت تبریز ما، اوضاع جسمانی اوروج امیری وخیم است.

نهایت اینکه براساس اخبار رسیده ازمرند، درحال حاضردهها تن ازفرزندان هویت طلب آذربایجان در پی انقلاب سراسری ملت آذربایجان جنوبی و بالاخص اهالی غیور و رشید مرند در زندان قیرخلار تحت تهدید و شکنجه به سر میبرند.

تاکنون خانواده های دستگیر شدگان نیز چندین بار در برابر زندان قیرخلار تجمع کرده و خواستار روشن شدن وضعیت عزیزان خود شده اند.

جهت دریافت اطلاعات بیشتر به این سایت رجوع کنید:

 

http://www.mytabriz.com/showthread.php?t=594

 

 

 

 

مساله ما روزنامه شرق نیست!

با یاد شهدای آذربایجان

http://zenganli.blogfa.com/

 سعيد متين پور

دیروز چند sms دریافت کردم که از مطلبی در شماره روز چهارشنبه ۱۷ خرداد روزنامه شرق خبر می دادند.در صفحه مشروطیت روزنامه مزبور در یک مقاله تاریخی در مورد ستارخان نوشته شده بود که سردار ملی در دوره ای از عمرش راهزنی کرده است. امروز نیز چند sms رسید که اکثر روزنامه های ورزشی چاپ تهران از تیم ملی با شعار ستارگان پارسی یاد کرده اند.هر دوی این اخبار عده ای را ناراحت کرده بود.

ساعتی پیش هم دوستی زنگ زد که یکی از سردبیران سابق نشریات اصلاح طلب تلفن کرده و گفته است که ممکن است شرق توقیف شود.گویا جوانی که آن مطلب را نوشته به اداره اطلاعات تهران فراخوانده شده و پرونده روزنامه شرق هم به هیات نظارت بر مطبوعات رفته است.

شاید اگر دیروز مقاله دکتر رضا براهنی و کنکاش او در مورد علل اینکه آن کاریکاتوریست چرا ترکها را به سوسک تشبیه کرده است نبود به خودم اجازه می دادم که بیشتر به اخبار منتشره بپردازم.اما نویسنده بزرگ فارسی نویسمان شاهکارگونه باز ذهنیت فارسگرا و باستانگرای مرکز نشینان و فارسیست ها را به چالش کشیده است.مقاله دکتر براهنی اگر حسن نیت و حقیقت جویی در میان مخاطبانش باشد باید محل بحث جدی ترین بحث های مربوط به مسائل ایران امروز قرار گیرد.

اما اکنون مساله جدیدی پدید آمده است و با اینکه دوستان تهران نشین ما که مشغول فرهنگ پراکنی و لفظ اندازی هستند هنوز هیچ کمکی به حل مساله اول-مساله همان است که رضا براهنی می گوید-نکرده اند با دسته گل کاملا غیر قابل توجیهشان آن را آفریده و بهانه بدست حکومت داده اند.

دعوای دموکرات ها و طرف مقابلشان در تهران را همه می دانیم.با اینکه میدانیم در دموکراسی محل بحث این دعوا ما را هیچ جای و خیری نیست اما از مغلوب شدن دموکراسی دیگران هم خوشحال نمی شویم و با وجود اینکه می دانیم باز بر علیه ما خواهد بود.اما این را هم می دانیم که تیغش به اندازه استبداد تیز نیست.

برای من توقیف روزنامه شرق یا ارگانهای روشنفکری اصلا خوشایند نیست.اگر چه آنها در ویژنامه سال گذشته سالگرد مشروطیت سعی در فارسی نشان دادن مشروطیت داشتند اما باز ساکت ماندنشان پسندیده نیست.آنها به هر حال در حوزه فرهنگ کار می کنند.برای من و امثال من همین قدر کافی است که قلم آنها و دیگران پشت شمشیر نباشد.همین قدر راضی هستیم که اگر کسی را کشتند یا زندانی کردند از آن کارها حمایت نکنند.

می دانم و می دانیم که توقیف شرق دردی از ما دوا نخواهد کرد و اگر این روزنامه را توقیف کنند فقط ترکها-یا به قول خود شرقی ها و حکومتی ها آذری زبانها-را بهانه کرده اند.راستش برای من اصلا خوشایند نیست که ملتم و هویتم را به عنوان ابزاری برای توقیف و سرکوب به کار برند.اصلا مساله ما این روزنامه یا فلان شومن هتاک نیست.در چند هفته گذشته دهها بیانیه درآمد که همه ایرانیان می توانند به آنها رجوع کنند:ما رسمیت زبان و فرهنگمان را می خواهیم و برای ما اهمیتی ندارد که یک قوم در درون خود به اقوام و انسانهای دیگر انسان گونه نگاه کند یا ملک گونه یا حیوان گونه.این مساله آن قوم و عقلا و آدمهایش است.(کاش یکی از سایتها و روزنامه های تهران یک گزارش از بیانیه های منتشره می داد.کشته ها و زندانی ها به کنار.)

دوستان تهران!

ما خود الان برای حل مساله ملیمان مساله و مشکل فراوان داریم.دهها زندانی بلاتکلیف مانده اند.حداقل ۱۸ نفر از مجروحان نقده ای ناپدید شده اند.فردا عباس لسانی روزه مرگ آغاز خواهد کرد و اعتصاب غذای تر خود را به خشک تبدیل خواهد کرد تا زمانی که همه زندانی ها آزاد شوند.می دانم هرگز در کنار ما نخواهید بود.اما با چند کلمه به کنار شما می آیم و درک خود را از حادثه ای که ممکن است اتفاق بیافتد بیان می کنم:هر برخوردی که از طرف حکومت با روزنامه شرق صورت پذیرد ربطی به ترکها ندارد.ما اعتراضات این چنینی را نزد حکومت نمی بریم.اصلا این مساله جای اعتراض آن چنانی هم ندارد.می گویید جوان روزنامه نگار در این شرایط اشتباه کرده است.ما هم می گوییم حتما چنین است.این چنین اشتباهی هم مستحق توقیف روزنامه و به اداره اطلاعات فراخواندن کسی نیست.(صفحه تاریخ روزنامه سعه صدرش را بیشتر کند و نظرات مخالف تاریخی را چاپ کند یا صفحات فکری و فرهنگی روزنامه میدان را برای کالبد شکافی رنجشی که چنین مطالب یا عناوینی مثل ستارگان پارسی می آفرینند باز کند.)

مشکل و مساله هر دوی ما سیستمی است که راه گفتگو و عمل اجتماعی را بسته است و مشکل مضاعف شما ذهنیت نژاد پرست فارسگرا است.اگر به آذربایجان می آمدید می دیدید که ما هر کجا که حکومت خواست جریان هویت خواه را که به خیابان آمده بود منحرف کند مانع شدیم.اما شما نه جلوی حکومت در آمدید نه ذهنیتتان را به چالش کشیدید.ما در سرکوب و توقیف پشتیبان حکومت نیستیم-نه ما که تاریخ و فرهنگمان و تجربه تاریخیمان اجازه نمی دهد.به عنوان یک ترک اگر روزنامه شرق توقیف شود یا با کسی در این ارتباط برخورد قضایی صورت گیرد متنفر و منزجر خواهم شد و اگر امکان باشد در محکومیتش سخن خواهم گفت.   

 

 زنجان-۲۱ خردادماه

 

 

 

 

حرکت ملی آذربایجان به کدامین سو در حرکت است؟

محمد تقی ستاری (دانشجوی دکتری و مدرس دانشگاه)

 

حوادث و جریانات اخیر و سرریز مطالبات ملی آذربایجان از دانشگاهها به درون جامعه آذربایجان و تاثیرهای کلان ملی و فراملی آن در داخل کشور و منطقه رفته رفته می رود که این حرکت را بعنوان یک حرکت اجتماعی- سیاسی تاثیرگذار در معادلات منطقه ای مطرح کند. در چنین موقعیت و شرایط حساس و مهمی که دقت و هوشیاری بیشتری در اتخاذ سیاستهای آتی پیش روی حرکت ملی آذربایجان ضروری است، این نوشته صرفا با هدف بررسی نقاط ضعف و قوت حرکت برشته تحریر درآمده و هیچگونه قصد بزرگنمائی غیرمعقول و یا کوچک نمائی دشمن پسند را ندارد.

حوادث روزهای اخیر بویژه برای آنهائیکه ملت آذربایجان را ملتی بی اعتنا به سرنوشت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود و ذوب شده در درون سیاست آسیملاسیون هشتاد سال گذشته می پنداشتند حاوی درسهای بزرگی بود. دقت روی شعار هارای هارای من تورکم که در سرتاسر آذربایجان گفته شد بیانگر شکست کامل سیاست آسیملاسیون از سوئی و دفاع سربلندانه از هویت ملی انسانهایی بود که با سکوت چندین ساله اشان توهم گریزازهویت ملی خود را هم در ذهن روشنفکران ملی و هم طراحان سیاستهای ضد ملی و قومی ایجاد کرده بودند. واقعیت اینست که خیزش عظیم ملی آذربایجان حتی باعث شوک کسانی شد که تحت عنوان فعالین ملی آذربایجان در این زمینه قلم فرسائی نموده و در حال مبارزه می باشند. از سالها پیش شکایتهای متعددی از سوی فعالین و روشنفکران ملی آذربایجان مبنی بر سرخوردگی ملت آذربایجان از هویت ملی خود بارها به گوش می رسید. اما حوادث روزهای اخیر بار دیگر روشنفکران ملی را در موضعی قرار می دهد که مجددا به بررسی روانشناسی اجتماعی یکی ازپیچیده ترین ملتهای تورک روی زمین بپردازند. این حرکت عظیم باعث شناخته شدن حرکت ملی و مطالبات کاملا متمدنانه این حرکت در سطح دنیا شد. بطوریکه حتی جریانهائی که کاملا بر علیه مطالبات ملی آذربایجان بوده و اساسا وجود مسئله ملی در ایران را منکر می شدند نیزمجبور به موضع گیری شدند. این به مفهوم جهشی عظیم و باورنکردنی درحرکت ملی آذربایجان و انتقال مواضع و خواسته های آن از سوی اقلیت تحصیلکرده فعال آذربایجان به اکثریت خاموش آن بود.

 

در این بین متاسفانه ضعفهای عمده و ساختاری موجود در حرکت بنوعی پابرجا ماند که امید است با گذشت زمان این حرکت با نوسازی دائمی بتواند تاکتیکها و استراتژیهای موثر و مفیدی در پیشبرد حرکت ارائه دهد.

 

مبارزات حداقل صد ساله اخیر در آذربایجان از جنبش مشروطیت بدین سو متاسفانه بعلت دلایل متعدد با شکست مواجه شده است. شکستهای پی درپی در مسئله ملی متاسفانه به مقدار زیادی به اعتماد بنفس ملی در آذربایجان صدمه زده است. اما آرام آرام این اعتماد به نفس ملی در حال احیا است. مهمترین فاکتوریکه نبایستی بدان اجازه آسیب داد همین اعتماد بنفس ملی است. بنظر می رسد بعضی جریانات عمدتا خارج نشین با عجله ای که در طرح بعضی ازمطالبات دارند ناخواسته شرایطی را پیش می آورند که در آن شرایط امکان صدمه دیدن این اعتماد بنفس ملی دوچندان می شود. بالا بردن کف مطالبات در درون یک جامعه توسعه نیافته ای چون ایران که بالطبع برخورد خشن از سوی حاکمیت را درقبال این خواسته ها بهمراه خواهد داشت می تواند از مهمترین عوامل ضربه بر اعتماد بنفس ملی باشد. آنچه که در صحنه مبارزه ملی دیده میشود جوانانی هستند که بعنوان پتانسیل انسانی و قدرتمند برای آینده آذربایجان مطرح بوده و دائما از طرف خانواده های خود برای ترک صحنه مبارزه سیاسی تحت فشار هستند. افزایش هزینه مبارزه و خدای نکرده شهادت و اعدام های احتمالی باعث افزایش این فشارها از سوی خانواده هایی خواهد شد که در حافظه تاریخی خود از اعدامهای بی حساب و کتاب خاطرات بس تلخی به یاد دارند. این حرکت در فازهای نوین مردمی شدن بوده و تحمیل هزینه های غیرعادی برآن چه بسا باعث تقویت سیاست زدگی شده و حرکت ملی آذربایجان را از وجود جوانان پرشور و با استعداد محروم کند.

بعلت عدم وجود احزاب و تشکیلات سیاسی ملی در داخل کشور هیچگونه کادر سازی صورت نگرفته و ساختارهای مدیریتی و اجرائی در حوضه های اقتصادی فرهنگی و سیاسی تعریف نشده است. واقعیت این است که نحله های فکری موجود در حرکت ملی آذربایجان صرفا روی مسائل انگشت شماری سرمایه گذاری نموده اند، این در حالیست که حرکت ملی آذربایجان بایستی فارغ از کلی گوئیهای شناخته شده بصورت صریح دیدگاهها و نقطه نظرات خود را در ارتباط با مسائل اقتصادی-اجتماعی نیزبیان کند. پرداخت دقیق به این قسمت از اهداف حرکت ملی آذربایجان خواهد توانست طیف عظیمی از ملت را که در پی شرایط بهتری برای زندگی و معیشت خود بوده و به مسائل فرهنگی کمتر اهمیت می دهند را بسوی خود جذب نماید.

تشکلها و انجمن های موجود در چارچوب حرکت ملی آذربایجان نیاز به زمان دارند تا پا به پای توسعه توده ای حرکت ملی این ساختارهای ضروری را پی ریزی نموده و در مواقع لازم با کمک آنها توان مدیریتی در سطح کلان را داشته باشند. سیستم حرکت ملی آذربایجان بایستی بصورتی عمل کند که همه اجزا و ساختارهای آن در هماهنگی کامل باهم بسوی هدف سیستم به پیش بروند. سیستمی که در آن اجزا و المانهایش توام و هماهنگ با هم عمل نکنند جوابگوی پروژه های بزرگ نخواهد بود.

 

علیرغم اینکه اعتقاد به اصلاح ساختارهای موجود و عزیمت بسمت موقعیت مطلوب درچارچوب شرایط فعلی طرفداری در بین روشنفکران ملی ندارد اما از سوئی دیگر نیزتجربه انقلابهای خشن، پرسرعت، پرهزینه و بدون فایده نیز در حافظه تاریخی ملت ما جایگاه محکم و قابل دفاعی ندارد. اساسا بعلت موقعیت مدنی و صلح آمیز حرکت ملی آذربایجان رویکردهای انقلابی در رسیدن به اهداف مورد نظر ملی اگرچه شاید در فضای احساساتی کنونی معقول بنظربرسد اما در یک اتمسفر غیر احساسی و خرد گریانه غیرمنطقی جلوه خواهد نمود. حرکت ملی آذربایجان این توان را در سطح ملی دارد که با فشار بر ساختارهای قدرت آنها را مجبور به عقب نشینی از مواضع شونیستی نموده و در جهان آزاد با معادلات بین المللی موجود و آگاهی های کلان ملی زمینه وبستررا برای یک انتخاب سرنوشت ساز ملت آذربایجان مهیا کند. در یک کلام بجای تصمیم گیری ملی از سوی گروهها و تشکیلات ملی ایجاد بستر و شرایط برای انتخاب و تعیین سرنوشت ملی در طول یک مبارزه تکاملی با حداقل هزینه شاید مطلوبترین تاکتیک مبارزاتی در این موقعیت باشد.

برای چنین مبارزه ای وجود تشکیلات داخلی و توانمند که بتواند گام به گام زمینه را برای آن انتخاب سرنوشت ساز مهیا نموده و توان بسیج مردمی از سوئی و قدرت چانه زدن در سطح ملی و فراملی را داشته باشد ضروری است. از اینروی تقویت گروههای داخلی و موجود آذربایجان در اتمسفر سیاسی فعلی ایران و به چالش کشیدن قدرت سیاسی حاکم از سوی این تشکیلات زمینه را برای عرض اندام بیشتر حرکت در مجامع ملی و بین المللی فراهم خواهد نمود. ما به تشکلهایی نیاز مندیم که ضمن داشتن وجهه مردمی در داخل حداقل بصورت عینی توان دفاع از این حرکت در مجامع بین المللی را نیز داشته باشند. چرا که بنظر می رسد تصور اینکه بتوان بکمک حزب و یا احزابی در خارج از کشور که بتعداد عضو های چند نفره شان سایت اینترنتی راه انداخته و قصد مبارزه و رهبری این حرکت عظیم را دارند تصوری باطل بوده و در حد خیال پردازی باقی بماند.

 

پذیرش یک فضای احساسی و انقلابی پرشور از سوئی دیگر زمینه را برای ظهور دیکتاتوریهای نوین فراهم خواهد نمود. بنظر می رسد در یک فضا و موقعیت انقلابی که سرعت وقوع تحولات خارج از دسترس بوده قبل از آمادگی روشنفکران صادق و ملی جهت راهبری حرکت ملی، جامعه پوپولیستی آذربایجان مساعد برای پذیرش دیکتاتورهای پوپولیست خواهد بود و در آن صورت نیل به آرمانهای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و ایجاد یک جامعه دمکرات، آزادیخواه و سکولار به فراموشی سپرده خواهد شد. و در آنصورت به جایی خواهیم رسید که بگوییم نقطه سرخط ...

 

 

 

 

بیانیه عفو بین الملل در مورد عباس لسانی فعال آذربایجانی

PUBLIC AI Index: MDE 13/063/2006 08 June 2006

احتمال شکنجه و سو رفتار / معالجه پزشکی زندانی در سلول انفرادی / UA 163/06

ترجمه: مهرداد بامدادان

عباس لسانی فعال برجسته ترک آذربایجانی که در روز 3 ژوئن بارداشت شده و در محل نا معلومی زندانی شده است و احتمال میرود که تحت شکنجه قرار داشته باشد وی به مراقبت پزشکی نیز نیاز دارد چرا که در جریان تظاهرات مردم اردبیل زخمی شده بود

وی در خانه اش واقع در اردبیل بازداشت شده است همسرش از هجوم بیش از 30 مامور اطلاعاتی به خانه ایشان از طریق پشت بام و دیوار خانه خبر میدهدماموران اطلاعات بدون برگه ورود به خانه لسانی حمله کرده و پس از ضرب و شتم وی مقابل چشمان فرزندان خرذسال وی ( 2 پسر و یک دختر ) به وی دستبند زده و وی را با خود به محل نا معلومی انتقال داده اند

مامورین تلویحا گفته اند که حق تیر دارند آنها کامپیبوتر- 2 دستگاه موبایل - کتابها و سی دی های وی را توقیف کردند.

پس از انتشار کاریکاتور توهین آمیز در روز نامه دولتی ایران منطقه آذربایجان شاهد برگزاری چندین تظاهرات خشونت آمیز در اکثر شهرهای این منطقه بود . طی این تظاهراتها صد ها نفر بازداشت شده که برخی از انها مورد شکنجه نیز قرار گرفته اند. روز نامه دولتی ایران روز 23 می توقیف سر دبیر و کاریکاتوریست ان بازداشت شدند. مردم اردبیل در اعتراض به این کاریکاتور روز 27 می اقدام به برگزاری تظاهرات کردند. طبق گزارشات رسیده عباس لسانی در جریان این اظاهرات زخمی شده بود و پس از یک هفته به هنگام مراجعت به خانه بازداشت شده است وی پیش از بازداشت شدن به اعضای خانواده و همچنین دوستانش گفته بود که اگر دستگیر شود اعتصاب غذا خواهد کرد.

منابع آذربایجانی از کشته شدن دها نفر و مجروح شدن صدها نفر توسط نیروهای امنیتی خبر میدهند.روز 29 می نیروی انتظامی کشته شدن 4 نفر و زخمی شدن 43 نفر در جریان تظاهرات مردم نقده را تایید کرد.سازمان عفو بین الملل معتقد است که در طی تظاهرات مردم آذربایجان چندین مورد خلاف اقدام خلاف قانون توسط نیروهای امنیتی ایران بر علیه تظاهر کنندگان صورت گرفته و بدین خاطر سازمان عفو بین الملل دولت ایران را بخاطر این اعمال خلاف قانون مقصر و مسئول میداند.

دولت ایران موظف است طبق قوانین سازمان بین المللی حقوق بشر و استانداردهای حقوق بشر که شامل رفتار نیروهای پلیس با تظاهر کنندگان نیز می باشد عمل نماید و از شکنحه و آزار زندانیان طبق استانداردهای جهانی خودداری نماید.

عباس لسانی در سال 1997 نیز بخاطر فعالیت سیاسی زندانی شده بود وی در آن هنگام نیز تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار داشته است.و پس از آزادی از زندان نیز تحت مراقبت و آزار و اذیت قرار داشته است.

وی ماه می گذشته به عفو بین الملل گفته بود که در ژوئن 2004 نیز شکنجه بوده است وی بخاطر شرکت در تحصن مسجد سرچشمه اردبیل بازداشت وشکنجه شده بود در حمله نیروهای امنیتی به مسجد وی به شدت زجمی شده بود بطوریکه بینی و دنده وی در اثر ضزبات وارده شکسته بود و در مدت بازداشت تحت مداوا نیز قرار نگرفته بود. وی بیست روز از یک ماه مدت بازداشت را در زندان انفرادی سپری کرده بود.در مدت بازداشت بخاطر عدم معالجه وی 2 بار اقدام به اعتصاب غذا کرده اما مامورین توجهی به درمان وی نکرده بودند.

وی به شعبه 7 دادگاه انقلاب اردبیل منتقل شده و قاضی دادگاه نیز به درخواست وی مبنی بر ضروزت معالجه وی جواب منفی داده و وی را به تحمل 15 ضربه شلاق و همچنین 800000 تومان جریمه محکوم کرده بود.قاضی به وی گفته که باید بگوید غلط کردم تا مورد مداوا قرار گیرد.وی هنوز هم از آثار شکنجه دوران بازداشت در رنج و فشار است.

 

 

اطلاعات جنبی:

اقلیت ترک اذربایجانی در حدود 25 الی 30 در صد مردم ایران را شامل میشوند. آنها شیعه بوده و در اکثرا در محدوده شمالغرب ایران زندگی می کنند انها بجز در بعد مذهبی در سایر حنبها تحت تبعیض حکومت مرکزی ایران قرار دارند اذربایجانیها برای احقاق حقوق فرهنگی و زبانی خویش فعالیت می کنند منتطقه اذربایجان ایراه در همسایگی جمهوری آذربایجان قرار گرفته است جکومت ایران فعالین آذربایجانی را به "تجزیه طلبی و پان ترکیست" بودن متهم می کند در تظاهرات اخیر حکومت ایران دخالت خارجیها و بویژه آمریکا را متهم کرد اما این ادعای حکومت ایران از سوی دولت آمریکا رد شد.

 

 

توصییه عملی:

خواهشمند است به محض دریافت این نامه در تحقق موارد ذیل تلاش نوده و نتیجه را در اسرع وقت بزبان فارسی،عربی ،انگلیسی و یا زبان مادریتان به عفو بین الملل ارسال نمایید.

 

رفع نگرانی در مورد وضعیت سلامتی عباس لسانی - چرا که وی در زمان بازداشت در روز 3 ژوئن در مکان نامعلومی نگهداری می شود.

ارائه توضیح از سوی مسئولین محلی مبنی بر اینکه وی در مدت بارداشت مورد شکنجه قرار گرفته است

اجبار مسئولین محلی به آزادی بدون قید و شرط لسانی مگر اینکه وی بحکم دادگاه صالحه متهم و مجرم شناخته شود.

 

اجبار مسئولین محلی برای مشخص کردن محل بازداشت وی و ایجاد شرایط لازم برای اخذ وکیلی و امکان ملاقات آزادانه با اعضای خانواده و معالجه وی

 

اجبار مسئولین محلی برای تماس با وی و تحقیق در مورد ادعای لسانی مینی بر شکنجه وی در زمان بازداشت در ژوئن 2004و محاکهم مامورینی که لسانی را شکنجه کرده اند.

تقاضا میشود از:

آیت ا... سید علی خامنهای رهبر مذهبی ایران

ایران- قم - خیابان شهدا istiftaa@wilayah.org-info@leader.ir:Email:

 

فاکس :00982517742228

 

با ادای احترام

وزیر اطلاعات

غلامحسین محسنی اژه ای

تهران خیابان نسترن 2 خیابان پاسداران

Email: iranprobe@iranprobe.com

با ادای احترام

رونوشت

رییس قوه قضاییه

آیت ا... محمود هاشمی شاهرودی

تهران پارک شهر

http://www.iranjudiciary.org/contactus-feedback-fa.html

و نمایندگان دیپلماتیک سایر کشورها در ایران

در صورت عدم پاسخ به درخواست عفو بین الملل نتیجه 20 جولای 2006 از دبیرخانه سازمان عفو بین الملل پیگیری نمایید.

منبع:http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE130632006?open&of=ENG-IRN

 

 

مجید ماکوئی از زندان اورمیه ازاد شد

 

 

 

 

بيانيه شماره 2 گروه هماهنگ كننده تجمع اعتراضي زنان: با حرکتی آرام و مدنی به شکل مسالمت آميز در پارک ميدان هفت تير گرد هم می آئيم


ما زنان طي يكصد سال گذشته يعني از زمان صدور فرمان مشروطيت و شكل گرفتن قوانين ، براي كسب حقوق برابر و عادلانه تلاش كرده
ايم. تلاش ما در طول يك قرن گذشته (هم در روش و هم در مضمون) مسالمتجويانه، مدني و صلحآميز بوده است و از روشهاي خشونتآميز و شعارهاي احساسي و غيرصنفي پرهيز كردهايم. نمونه روشن و مستند اين روش مدني در 22 خرداد سال گذشته مقابل دانشگاه تهران است. زنان حق طلب ايراني در 22 خرداد سال گذشته با حضور آرام و نمادين و خواندن سرودهاي صلحطلبانه و زنانه، مسالمتآميز بودن اعتراض خود را ثابت كردند. بنابراين از همه زنان حق طلب و عدالتجو و مدافعان حقوق حقه زنان ميخواهيم كه امسال نيز همچون سال گذشته از سر دادن شعار بپرهيزند. مسلما حضور نمادين و صلحجويانهي ما براي بيان دردها و مشكلاتمان، كافي خواهد بود. ما با حضور نمادين خود ميخواهيم به قانونگذاران كشورمان بگوييم كه تحت اين قوانين ناعادلانه، زن ايراني نه تنها در جامعه، در محيطهاي شغلي و در امور اجتماعي بلكه حتا در پستوي خانهاش هم امنيت ندارد.
از اين
رو با توجه به آنكه هيچيك از امضاءكنندگان فراخوان تجمع، قصد ايجاد ترافيك و برهم زدن نظم شهر و ايجاد مشكل براي شهروندان را ندارند، از همهي كساني كه ميخواهند در تجمع روز 22 خرداد شركت كنند درخواست ميكنيم با آرامش و فقط با حضور خود در پارك جنب ميدان هفت تير (واقع در ابتداي خيابان قائم مقام - ساعت 5 الي 6) اعتراض مدني و مسالمتآميز خود را نشان دهند.
گروه هماهنگ
كننده