بر اساس گزارشهای رسيده از اهر، خانواده "امير بزاز قديم" با مراجعه به آگاهی اهر جويای احوال او شدند. اين خانواده در ملاقات با فرزند خود پيراهن او را آغشته به خون ناشی از شکنجه و ضرب و شتم يافتند. همچنين بنا به اظهارات "امير" طی ملاقات با خانواده خود بعلت ضرب و شتم و همچنين عدم رسيدگی به او معده وی خونريزی کرده و درخواست های مکرر او برای بستری شدن در بيمارستان بدون جواب مانده است.

 

همچنين، کريم کارگر ديگر زندانی شهرستان اهر بعلت ضرب و شتم و شکنجه شديد توسط کابل، باتوم و ... در زندان و وخامت شديد حال او به بيمارستان اين شهر جهت بستری شدن انتقال يافته و هم اکنون در بيمارستان بستری میباشد.

 

همچنين ديگر زندانيان شهرستان اهر به شدت تحت شکنجه قرار گرفتهاند به طوری که صدای داد و فرياد آنها در خيابانهای اطراف آگاهی اهر قابل شنيدن میباشد.


اين زندانیها در پی اعتراضات ميليونی ملت آذربايجان نسبت به مطالب موهن روزنامه ايران و همچنين خواست به رسميت شناخته شدن هويت و زبان تورکی آذربايجانی دستگير و روانه زندان شده اند.

 

 

 

 

گامهای بعدی حرکت ملی آذربایجان

آیدین تبریزی

قیام عظیم و سرتاسری ملت آذربایجان نه تنها پایه های شوونیسم و راسیسم را (که با سرمایه گذاری و برنامه ریزی یکصد ساله، خود را در آسمیله کردن ملت آذربایجان فاتح و پیروز می پنداشت) به شدت لرزاند و بسیاری از مروجین آشکار و پنهان ایده های نژادپرستانه را به تغییر لحن و تغییر تاکتیکی موضع واداشت؛ بلکه بسیاری از آذربایجانیان بی تفاوت را به سمت بیداری و شناخت گوشه هایی از چهره پنهان این مدعیان دروغین دمکراسی و حقوق بشر هدایت کرد. در این میان حتی داد کسانی چون اکبر عطری نیز در آمد که چگونه امثال شیرین عبادی چشم خود را بر جنایت علیه بشریت در آذربایجان بسته است و برای تروریست های القاعده در زندان گوانتانامو اشک تمساح می ریزد!؟

لذا در این مرحله باید از فرصت بدست آمده نهایت استفاده را در تعمیق هرچه بیشتر بیداری ملت آذربایجان و گسترش هرچه بیشتر شعور ملی در میان آنان نمود. به عبارت دیگر مبارزات ما باید از فاز حرکتهای اعتراضی خیابانی (که در حال حاضر به دلیل خشونت بی رحمانه حکومت تنها به صدمه دیدن ملت می انجامد) به فاز گسترش تفکرات حق طلبانه در میان توده های مردمی که آماده پذیرش آنها هستند، وارد شود و اندیشه های مترقی حرکت به بدنه جامعه آذربایجانی تزریق گردد، تا ملت با آگاهی هرچه بیشتر برای ادامه راه آماده گردد.

این قیام عظیم حتی بسیاری از نمایندگان به شدت راستگرای آذربایجان در مجلس را نیز به شدت تکان داد به طوری که حتی آقای فرهنگی نماینده تبریز نیز متوجه تبعیضی که در یکصد سال گذشته بر آذربایجانیان روا داشته شده (تبعیضی که بنا به نظریه های شوونیست ها قرار بود پس از گذشت چند نسل به صورت واقعیتی مسلم در ذهن آذربایجانیان و تمام ایرانیان نقش بندد و همه برتری زبان فارسی بر سایر زبانهای ایرانی را به عنوان یک حقیقت مسلم و غیر قابل تشکیک بپذیرند!؟) گردیده و علنا خواستار تاسیس فرهنگستان زبان و ادب آذربایجانی در ایران شده است. آنها همچنین باید به خود آمده باشند و ببینند که چرا وقتی رفسنجانی رئیس جمهور شد، کرمان و رفسنجان به شدت پیشرفت کرد، وقتی خاتمی رئیس جمهور شد، یزد توسعه پیدا کرد و چون بسیاری از افراد کابینه از اصفهان بودند، این شهر به دومین شهر پیشرفته و صنعتی کشور تبدیل شد، اما چرا با وجود آنکه خامنه ای رهبر ایران است و میرحسین موسوی نخست وزیر قدرتمند دوران اول انقلاب بود، آذربایجان روز به روز به قهقرا می رود؟!

این تغییرات را باید به فال نیک گرفت اما باید با هوشیاری تمام و با پی گیری مداوم و مسالمت آمیز خود، خواستار به ثمر نشستن خون شهدای قیام آذربایجان شد. رسمیت یافتن زبان ترکی آذربایجانی در ایران و تدریس آن در مدارس و دانشگاهها اهمیتی اساسی در راه مبارزه با شوونیسم دارد و می تواند تمام هر آنچه را که شوونیستها در این صد سال اخیر رشته اند را پنبه کند! لذا در این مرحله بسیار اهمیت دارد که با حرکت هوشیارانه و محدود کردن خواستهای فوری قیام آذربایجان به خواسته های قابل پیگیری مانند رسمیت زبان ترکی آذربایجانی و اجرای اصل 15 قانون اساسی و مجازات عاملین خشونت علیه راهپیمایی های مسالمت آمیز ملت آذربایجان و آزادی دستگیر شدگان و ... امکان پیگیری و تحقق خواسته ها را فراهم نماییم.

دستاوردهای این حرکت بزرگ تاریخی که باید آن را نقطه عطفی در تاریخ سیاسی و اجتماعی این سرزمین دانست، تنها در آینده به روشنی آشکار خواهد شد. پس از اول خرداد 1385 دیگر تنها دو راه در برابر ایران قرار دارد؛ یا به رسمیت شناختن حقوق تمام ملیتها و احقاق حق حاکمیت بر سرنوشت خویش برای تک تک افراد این سرزمین، با برقراری سیستم قدرتمند فدرالیستی و تضمین حقوق انسانی و منافع ملی تمام ملیتهای ایرانی و یا تجزیه ایران. دیگر هیچ گزینه تمرکزگرایانه ای قابل پذیرش نخواهد بود و تمام فعالین سیاسی هوشمندی که اندکی درک سیاسی دارند باید تحولی اساسی در مواضع سیاسی خود ایجاد نمایند و خود را با واقعیتهای سیاسی جدید جامعه ایران هماهنگ نموده و به باز تعریف دیدگاه سیاسی خود درباره آینده ایران بپردازند چرا که در غیر اینصورت برای همیشه از صحنه سیاسی ایران حذف خواهند شد.

اما مساله ای که هدف اصلی این مقاله است، تحلیل دقیق وضعیت فعلی حرکت ملی آذربایجان و یافتن گامهای پیش روی حرکت برای به نتیجه رساندن هرچه سریعتر و مسالمت آمیزتر آرمانهای حرکت است. حرکت ملی آذربایجان با وجود حقانیت و مقبولیت آرمانهای آن از یک نقص عمده رنج می برد و آن ضعف رسانه ای آن است. بگونه ای که به دلیل بایکوت خبری رسانه های سراسری فارس زبان، اندیشه های آزادیخواهانه و حق طلبانه ملت آذربایجان به سختی و با سانسور و تحریف شدید به گوش ایرانیان و جهانیان می رسد. این مساله شاید مهمترین عامل توفیق ناکافی حرکت در گسترش این نهضت به بزرگترین شهر آذربایجانی نشین جهان یعنی تهران بوده باشد.

هرچند شبکه تلویزیونی گوناز توانست تا حدودی این خلا را پر کند و در رساندن پیام حرکت به استانهای آذربایجانی نشین ایران، نقش عمده ای ایفا کرد اما این شبکه تلویزیونی به دلیل اینکه تنها به زبان ترکی برنامه پخش می کند و از همان ابتدای تاسیس خود هدف اساسی خود را استقلال آذربایجان جنوبی اعلام کرده است، نتوانسته است در رساندن ندای حق طلبانه ملت آذربایجان به تمامی ایرانیان و بویژه آذربایجانیان ساکن مناطق مرکزی ایران توفیق قابل قبولی کسب نماید. چرا که متاسفانه بسیاری از آذربایجانیان ساکن مناطق مرکزی به دلیل دوری از فرهنگ و زبان مادری خود قادر به ایجاد ارتباط با این شبکه نشده اند. همچنین باتوجه به اینکه این گروه از آذربایجانیان با فرهنگی دوگانه پرورش یافته اند و بسیاری از آنها به دلایل مختلف اقتصادی و اجتماعی پیوندی نسبتا محکم با سایر ایرانیان برقرار کرده اند، به طور طبیعی نمی توانند مدافع ایده استقلال طلبی باشند.

بنابراین نیاز به تاسیس یک شبکه تلویزیونی دو زبانه ترکی-فارسی که مروج ایده های میانه روانه و فدرالیسم باشد و تمام ایرانیان را خطاب قرار دهد و نگاه ویژه ای نیز به بیداری آذربایجانیان مرکزنشین و تا حدودی آسمیله شده داشته باشد؛ شدیدا احساس می گردد. البته همینجا باید تاکید کرد که این شبکه نباید خود را رقیب گوناز تی وی و استقلال طلبها بداند، بلکه هردو باید همچون دو بال هماهنگ به جنگ با دشمن مشترک، یعنی شوونیسم فارس بروند. این شبکه بویژه اگر از مسیر پربیننده هات بیرد پخش شود می تواند صدای حق طلبانه ملت آذربایجان را به گوش تمام ایرانیان برساند و مانع از سانسور و بایکوت خبری حوادث آذربایجان شود و حقایق و اخبار موثق و دقیق از قیام ملت آذربایجان و خواسته های برحق آنان و ظلم ها و ستمهایی که آشکار و پنهان بر آذربایجانیان و سایر ملیتها وارد می شود، را به گوش تمام ایرانیان برساند تا بدین ترتیب ضربه ای مهلک بر پیکر پوسیده شوونیسم و فاشیسم حاکم بر ایران وارد نماید.

البته باید دقت نمود که لزوما همان روشهایی که باعث بیداری ملت آذربایجان در سرزمینهای مادری آنان شده، نمی تواند برای بیداری آذربایجانیان مرکز نشین موثر باشد. باتوجه به سمپاشی های یکصد سال اخیر شوونیستها که در بسیاری از آذربایجانیان بویژه آنانی که دور از سرزمین مادری خود ناچار به مهاجرت به مناطق مرکزی ایران شده اند، تاثیرات فراوانی نموده و آنها را آسمیله نموده و از فرهنگ اصیل خود دور کرده است؛ بدیهی است که جهت بیداری این قشر از آذربایجانیان باید با نهایت دقت و ظرافت عمل نمود و با پرهیز از موضع گیریهای رادیکال، از طریق روشهای دقیق روانشناسانه، ابتدا به جلب اعتماد آنها نسبت به حرکت ملی که در اثر تبلیغات شدیدا مسموم شوونیستها تاحدودی کمرنگ شده (بطوریکه بسیاری از آنها بدون شناخت دقیق از عمق ستمی که بر آذربایجانیان روا می شود، حرکت ملی آذربایجان را حرکتی افراطی و احساسی که گویا تنها مشکل آنها با جوکهای ساخته شده برای ترکها می باشد، می شناسند!) پرداخت و با روشی منطقی و غیر احساسی، به افشای بی عدالتی های فرهنگی، زبانی، سیاسی، اقتصادی و ... که در حق ملت آذربایجان روا داشته شده پرداخت.

در این راه بهترین شیوه تاکید بر تاریخ و فرهنگ غنی آذربایجانی و اهمیت استراتژیک و ژئوپولتیک آن، بدون تحقیر و یا تخریب تاریخ و فرهنگ فارسها می باشد. هرچند همه به درستی می دانیم که بسیاری از بزرگنمایی هایی که در خصوص تاریخ و فرهنگ فارس ها و سلسله های هخامنشی و ساسانی انجام شده هیچ مبنای علمی ندارد؛ اما باید توجه داشت که تاکید بسیار بر نقاط ضعف فرهنگ و تمدن فارسها، با توجه به تبلیغات بسیار شدید شوونیستها و نژادپرستها، می تواند نتایج معکوس داشته باشد و مردمی که سالها با بزرگنمایی نژاد آریایی و سرزمین اهورایی بمباران ذهنی شده اند، ممکن است قادر به هضم سریع حقایق تاریخی نباشند و حرفهای مستند و علمی ما را به حساب افراطی گری و کینه توزی بگذارند.

سیستم شوونیستی و آپارتاید به قدری با تبلیغات یکسویه خود، فضا را مسموم می کند که حتی در میان خود گروههای تحت ستم نوعی خود کم بینی و گریز از فرهنگ خودی و پناه بردن به فرهنگ بیگانه را ایجاد می کند. مشابه همین امر در آفریقای جنوبی رخ داده بود که در آنجا خود سیاهان به این باور رسیده بودند که از نژاد پست هستند و لیاقت حاکمیت بر سرنوشت خویش را ندارند و بسیاری از آنها ترجیح می دادند که تحت سلطه سفید پوستان باشند؟! این حقیقتی تاریخی است و امثال ماندلا با رفتار ملایم و مسالمت آمیز خود به تدریج بر این خود کم بینی و سلطه پذیری سیاهان غلبه کردند. این در حالیست که اگر آنها به رفتارهای خشونت آمیز و مقابله به مثل و تحقیر و توهین به سفید پوستان روی می آوردند، هرگز در این مبارزه پیروز نمی شدند. لذا ما ضمن شناخت دقیق نحوه عملکرد سیستم شوونیستی و آپارتاید و درس گرفتن از تاریخ مبارزات آفریقای جنوبی، با رفتار متین و باوقار خود و عدم مقابله به مثل (که شاید حق طبیعی هر انسان در معرض توهین باشد) باعث رسوایی سیستم آپارتاید حاکم برایران شویم و باعث جلب اعتماد گروههای آسمیله شده و تحت ستم گردیم تا آرام آرام چشمان آنها را به حقایقی که بدلیل تبلیغات مسموم سیستم شوونیستی قادر به دیدن آنها نیستند، باز کنیم.

لزوم استفاده از زبان فارسی در رسانه هایمان بسیار حیاتی است تا ضمن جلب اعتماد گروههای آسمیله شده، باعث رساندن پیام روشن و برحق خود به گوش تمام ایرانیان شویم و دامنه نفوذ رسانه هایمان را به جوانان نسل جدید آذربایجانی ساکن مناطق مرکزی ایران که به دلیل سیاستهای شوونیستی، از زبان مادری خود دور افتاده و بخش عمده ای از آنها قادر به درک زبان مادری خود نیستند، گسترش دهیم. این مساله بسیار حیاتی است که ما نباید با تعصب بی جا در عدم استفاده از زبان فارسی در رسانه ها، به سیاست سانسور و بایکوت خبری شوونیستها در داخل ایران کمک کنیم و خود را در بن بست قرار دهیم و از نفوذ در مناطق مرکزی و خصوصا تهران که بزرگترین شهر آذربایجانی نشین جهان است، محروم کنیم. به نظر من عدم توفیق قابل قبول ما در گسترش اعتراضات به شهر تهران از این نقصان عمده در حرکت ملی آذربایجان ناشی می شود. ما خیلی نباید نگران زبان مادری و عدم تلخیص آن باشیم زیرا در فردای روزی که بتوانیم آزادی و حق حاکمیت بر سرنوشت خویش را کسب نماییم، با روشهای علمی به بازسازی عقب ماندگی های تحمیلی بر زبان و ادبیات خود فائق خواهیم آمد، اما امروز در راه مبارزه باید از هر امکانی بهره مند شد و شوونیسم فارس را با زبان فارسی به زانو در آورد!

 

 

 

http://www.yenises.org/

 

 

اویانسین تبریزیم!

 

دورالمیر بولاقلار

گولمور دوداقلار

قارانلیق گئجه دیر

اسیر سازاقلار

 

آیریلیر سئونلر

کوسور اورکلر

قارانلیق گئجه دیر

یانیر دیلک لر

 

ائله سس سیزلیک کی؛

سیزیلتی سس دیر

قارانلیق گئجه دیر

بیر دار قفس دیر

 

قوشلارین قانادی

قانلی دیر، قانلی

قارانلیق گئجه دیر

اؤلوم نیشانلی

 

دنیز دالغاسیزدیر

قوشلار قانادسیز

قارانلیق گئجه دیر

گولوشلر دادسیز

 

اویانسین تبریزیم

ایشیق ساچیلسین

قارانلیق گئجه دیر

یوللار آچیلسین

 

اوختای حسینی oxtay_21@yahoo.com