دادخواست برای حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران

• مبارزه جنبش زنان و نیروهای ترقی خواه ایرانی برای لغو مجازات سنگسار ادامه دارد. در تازه ترین اقدام، نامه ی سرگشاده ای جهت توقف حکم ۹ زن و دو مرد که گفته می شود در خطر مجازات سنگسار قرار دارند، خطاب به رئیس قضائیه و رئیس مجلس شورای اسلامی منتشر شده است. این نامه ی سرگشاده برای امضای عمومی مخالفان حکم سنگسار در ایران است و در آن گفته شده است امضا کنندگان به شدت نگران اجرای حکم سنگسار به عنوان یک مجازات در نظام حقوقی ایران هستند ...

مبارزه جنبش زنان و نیروهای ترقی خواه ایرانی برای لغو مجازات سنگسار ادامه دارد. در تازه ترین اقدام، نامه ی سرگشاده ای جهت توقف حکم ۹ زن و دو مرد که گفته می شود در خطر مجازات سنگسار قرار دارند، خطاب به رئیس قضائیه و رئیس مجلس شورای اسلامی منتشر شده است. این نامه ی سرگشاده برای امضای عمومی مخالفان حکم سنگسار در ایران است.
 
این دادخواست فرستاده می شود به:
رییس قوه قضاییه
رییس مجلس شورای اسلامی
 
موضوع دادخواست:
دادخواست برای حذف مجازات سنگسار از قوانین ایران
 
متن دادخواست:
به: ریاست محترم قوه قضائیه آیت الله محمد هاشمی شاهرودی
رونوشت: ریاست محترم مجلس شورای اسلامی آفای غلامعلی حداد عادل
 
مجازات سنگسار در دنیای امروز آنچنان غیرانسانی و غیرقابل پذیرش است که حتی حکومتگران نیز از افشای آن شرمگین بوده و اجرای آن را در ایران تکذیب می کنند. با این همه، این مجازات همچنان بخشی از قوانین کیفری ایران را به خود اختصاص داده و اجرای آن بی هیچ تضمین جدی همواره در معرض بروز قرار دارد.
ما امضا کنندگان زیر به شدت نگران اجرای حکم سنگسار به عنوان یک مجازات در نظام حقوقی ایران هستیم. با اینکه مقامات قضایی دستور توقف سنگسار را در بهمن ماه ۱٣٨۱ صادر کردند؛ اما اجرای سنگسار متوقف نشده است.
در اردیبهشت ماه ۱٣٨۵ یک زن و یک مرد به نام های محبوبه. م و عباس. ح   در مشهد سنگسار شده اند.
پیش از سنگسار با این محکومان همچون مردگان رفتار شد؛ بدنهایشان در مرده شویخانه بر اساس موازین اسلامی غسل داده شد و سپس در کفن پیچانده شدند. محبوبه تا شانه، و عباس تا کمر، در خاک دفن شدند. این دو سپس از سوی جمعیتی که برای کشتن تدریجی آنان داوطلب شده بودند، هدف پرتاب سنگ قرار گرفتند در حالی که حتی خبر سنگسار آنان در رسانه های داخلی با عنوان اعدام منتشر شد.
 
در حال حاضر، جدا از این دو مورد که حکم آنها به اجرا درآمد، دستکم ۱۱ نفر دیگر، از جمله نه زن به اسامی زیر در فهرست محکومان سنگسار قرار دارند که وضعیت آنها بسیار نگران کننده است. همچنین ممکن است موارد دیگری از محکومان به حکم سنگسار در دیگر زندانهای کشور باشد که ما از آنها بی خبریم:
 
۱. پریسا الف. (زندان عادل آباد، شیراز)
۲. کبری، ن. (زندان تبریز، تبریز)
٣. خیریه، و. (زندان سپیدار، اهواز)
۴. ایران، الف. (زندان سپیدار، اهواز)
۵. ملک (شمامه) قربانی (زندان ارومیه، ارومیه)
۶. حاجیه اسماعیل وند (زندان جلفا، جلفا)
۷. صغری مولایی (زندان ورامین، ورامین)
٨. اشرف کلهری (زندان اوین، تهران)
۹. فاطمه، ؟، (یکی از زندانهای استان تهران)
۱۰. زهرا رضایی (زندان رجایی شهر، کرج)
و دو مرد:
۱. عبدالله فریور (زندان ساری، ساری)
۲. نجف الف. (زندان عادل آباد، شیراز)
 
بر اساس ماده ۶ کنوانسیون بین المللی حقوق سیاسی و مدنی که در سال ۱۹۷۵ به امضا و تصویب ایران رسید، "در کشورهایی که مجازات اعدام لغو نشده است، حکم مرگ فقط باید برای جدی‌ترین جنایات صادر شود." ماده ۷ همان کنوانسیون می گوید: "هیچکس نباید در معرض شکنجه یا رفتار تحقیرآمیز و مجازات غیر انسانی و   ترذیلی قرار گیرد. درحالی که   قانون مجازات اسلامی ایران به قاضی این اختیار را می دهد   در صورتی که مایل باشد، حتی با وجود کافی نبودن شواهد و مدارک، متهم را مجرم اعلام کرده و او را به سنگسار محکوم کند. ماده ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی ایران این اختیار را به قاضی می‌دهد که در صورتی که شواهد و مدارک لازم برای اثبات "زنا" وجود ندارد، با "علم" خویش متهم را محکوم نماید و به بیان دیگر، حکم سلیقه ای صادر کند.
 
ما امضا کنندگان زیر ضمن تاکید بر لزوم تغییر تمام قوانین خلاف حقوق بشر و تبعیض آمیز، براین باوریم که هیچ جرمی مستحق مجازات سنگسار نیست و بدینوسیله   لغو این مجازات غیرانسانی را خواستاریم.

امضا کنید

 

 

 

بیانیه دو تشکل دانشجویی در اعتراض به ادامه بازداشت استاد دمیرچی

 پيرمرد موسيقي آذربايجان باتهام   اعتراض به کاريکاتور متعفن روزنامه ايران همچنان در کنج زندان است.

 

خوار ظن ائتمه ساقين ،موسيقي خاديملريني  

اونلارين ذؤوقونه گير ،گؤر نه نزاکت لري وار

 

ماه پيش داغدار درگذشت هنرمند عزيزي شديم که فقدان وي بي شک به راحتي جبران نخواهد شد . هنرمندي که بيش   از پنجاه سال از عمر گرانقدر خود را در راه احياء موسيقي روحبخش و اصيل آذربايجاني نمود .آري استاد محمود شاطريان بي سر و صدا و بي ادعا دار فاني را وداع گفت تا باري ديگر خود را بخاطر قدر نشناسيمان نکوهش کنيم . پيرمردي که در حيات خود فقط به حفظ فرهنگ و مدنيت اصيل ملت خود انديشيد و امروز با فوت وي استادان صاحب نامی که زماني شاگردان وي بوده اند راه وي را ادامه مي دهند . به راستي کدامين ارگان دولتي و يا نيمه دولتي که وظيفه حفاظت از فرهنگ ها به عهده ي آنها مي باشد اينچنين خدمات شاياني به فرهنگمان نموده است . ولي افسوس که او رفت و هيچ تقديري از وي نشد . جالبتر اين که روز تشييع جنازه عده اي ترجيح داده بودند براي وداع آخر با پيکر استاد مستقيما به وادي رحمت بروند ولي متوجه تاخير بيش از حد رسيدن جنازه به وادي رحمت مي شوند و بعدا خبر مي رسد که اداره ارشاد تصميم گرفته  از جنازه وي در مجتمع فرهنگي و هنري تقديرنمايد!!!                                                                   

با اين اوصاف که هدف زدن مثالي زنده براي دير از خواب غفلت بيدار شدن داعيه داران فرهنگي ،دردي سوزناک تر را بيان مي نماييم .         

در مراسم کفن و دفن و ترحيم استاد شاطريان جاي خالي يک نفر بيش از همه به چشم مي خورد . مردي از جنس مرحوم   استاد سليمي آهنگساز مشهور و جهاني  و مرحوم شاطريان استاد مسلم تار .پيرمردي که او نيز عمر خود را در حراست از مدنيت اين خاک گذاشته است و امروز بجاي اينکه در آموزشگاه خود مشغول تعليم و تربيت فرزندان کشور باشد در کنج زندانها مانده است ولابد از زحمات ايشان نيز بدينگونه تقدير مي شود . به راستي سزاوار مردي که در رگهاي وي عشق به فرهنگ و مدنيت اصيل آذربايجان بوده کنج زندانهاست ؟ آيا حرمت شکني از وي شکستن حرمت تمام  انسانهاي آزاده  نمي باشد؟                                                                                                                                                                                                    

استاد حسن دميرچي باتهام حضور در تظاهرات مردمي ۱ خرداد و اعتراض به کج انديشاني که حتي در روزنامه ي ارگان دولت نيز رسوخ نموده اند در زندان است . هنگامي که بسياري از آقايان در کنج خانه هايشان پنهان شده بودند  وي در قلب تظاهرات حضور داشته و به گواه شاهدان همو  بوده که جوانان را در مقابل قلدران چماق به دستي که به سوي مردم حمله ور شده بودند به خويشتن داري دعوت مي نمود و مانع از اعمال غير مدني همچون شکاندن شيشه بانکها مي شد و بهمين دليل مدافعان حقوق حقه آذربايجان افتخار داشتند که بگويند "داش آتان بيزدن دئييل" تا بر همگان ثابت شود که آن دستان آلوده اي که کار را به جنجال کشيدند با وجود حملات چماق بدستان ايشان نبودند و شايد در تاريخ خط دهندگان بايشان روشن شود .                                                                              

با سپري شدن نزديک به ١٥۰ روز از چاپ کاريکاتور در روزنامه دولتي ايران ، اين روزنامه از امروز مجددا شروع به کار کرد، مانا نيستاني کاريکاتوريست اين روزنامه از کشور متواري گشت !!! ، مهرداد قاسمي فر سردبير ايران جمعه آزاد گرديد و در کمال حيرت حسن آقا دميرچي بزرگمرد موسيقي آذربايجان و دهها نفر ديگر يا در بند زندانها اسيرند و يا در انتظار دادگاه. گويا روزنامه ايران گناهکار نبوده و گناهکار فقط ملت غيور آذربايجان بوده که دراعتراض به توهين بپا خواسته بوده است . آيا اين دهن کجي به ملت شجاع آذربايجان نمي باشد ؟ براستي اين خود توهيني بزرگتر و علني تر نمي باشد ؟ آيا با اينکار مسئولين خود را در مظن اتهام به افکار تحجرگرا  قرار نمي دهند ؟                                                                                                                                                        

ما خواستار آزادي و رفع اتهام متهمين بي گناه حوادث اخير آذربايجان و علي الخصوص آزادي استاد حسن دميرچي مي باشيم و مسئوليت هر گونه خطرات احتمالي برسلامتي  ايشان را که از عارضه قلبي رنج مي برند بر عهده داعيه داران امور مي دانيم .                                                                                                         

    تشکل آرمان دانشجو

   انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه آزاد تبريز

 

 

عباس لیسانینین محکمه یه یازدیغی اعتیراض مکتوبو

 

 

 

 

 

 

 

اولو تانری نین آدی ایله  

 

خورداد آیینین آلتیسی حادیثه لری ایله باغلی اردبیل اوستانی محکمه سینین 29.07.1385 سایلی قرارنا اعتیراض مکتوبو. 

  دوسیالاری یئنیدن ده یَرلندیرن اردبیل اوستانینین 193 سایلی محکمه سینین سایین باشقانی سالام! 

  حؤرمتله حضورلارینیزا چاتدیرمالییام کی، من عباس لیسانی اردبیلین 105- جی جزایی شعبه سینین 105.85- 546 سایلی قراری اساسیندا 16 آی زیندانا و 50 ضربه شاللاغا محکوم ائدیلمیشم. قانونون 5.7.85-630 مادده سینه ایستیناد ائده رک، حاققیمدا چیخاریلان بو حؤکمو عدالتسیز، غئیری- حقوقی، سیاسی و تامامی ایله ظالیمانه و غئیری- قانونی اولاراق حساب ائدیرم. بو وسیله ایله ده اعتیراضیمین سببلرینی حضورلارینیزا چاتدیریرام: 

  1. منیم حاققیمدا چیخاریلان حؤکمده بیرینجی ایتتیهام بوندان عیبارتدیر کی، "غئیری- قابیلی قبول حرکتلرله جمعییتین عمومی آساییشینی پوزماق، 6.3.86 تاریخینده اردبیل شهرینده ایغتیشاش مقصدی ایله نیماییش تشکیل ائتمک. "

  آ- ایران ایسلام جمهورییتینین آنا یاساسینین 27- جی مادده سینده دئییلییر: "سیلاحسیز نیماییش تشکیل ائتمک ایسلامین اساسلارینی اینکار ائتمه مک شرطی ایله جایزدیر."  قانونی اساسینین بو شکیلده آچیق- آیدین صراحتی و آیدینلاتماسی اورتادا ایکن، میللتین او میللی حماسه ده دؤولتین رسمی اورقانی اولان "ایران" قزئتینین شرمسیز، حیاسیز تحقیرینه اعتیراض اولاراق خیابانلاردا نیماییشلره قاتیلماسی نه اینکی غئیری - قانونی دئییل، بلکه بو میللتین ان قانونی، ان نجیب، ان باریشجیل حاققی اولموشدور. جرأتله سؤیله مک اولار کی، بو نجیب و اصیل رفتار آنجاق آذربایاجان میللتی کیمی مدنی بیر میللته مخصوصدور. آذربایجان  میللتی بو باریشجیل و جسور داورانیشی ایله تورک میللتینی تحقیر ائدن عامیللره، آمیرلره و دیگر مجریملره اؤزلرینی ایصلاح ائتمه لری اوچون یئنه ده فورصت تانیمیشدیر.  

  ب- ایتتیهامین بیر قیسمینده ادعا ائدیلیر کی، "غئیری- قابیلی قبول حرکتلرله جمعییتین عمومی آساییشینی پوزماق و ایغتیشاش تؤرتمک..."  تأسفلر اولسون کی، قاضی و حؤکمون وئریلمه سینده تاثیری اولان دیگر عامیللر، منی محکوم ائتمه هیجانینا ائله قاپیلمیشلار کی، بو ایتتیهامین خورداد آیینین 6- داکی میللتین مقدس قییامینا کئچرلی اولمایاجاغینی آنلامامیشلار. چونکو یوز مینلرله اردبیل اهالیسینین دیگر تورک شهرلرینده اولدوغو کیمی بو مؤحتشم و تاریخی حماسه ده ایشتیراک ائتمه سی "ایغتیشاش تؤرتمک" دئییل، نیظام- اینتیظامی برقرار ائتمک و ایرانین سیاسی جوغرافییاسیندا غئیری- فارس میللتلره تطبیق ائدیلن مدنی، ایقتیصادی امنییتسیزلییه، گوونسیزلییه و بونون نتیجه سی اولاراق آذربایجاندا حاکیم اولان آنارشیزمه سون وئرمک اولموشدور.  

  2. منیم حاققیمدا باشقا بیر ایتتیهام بو شکیلده دیر:  " خصوصی و دؤولت املاکینی تخریب ائتمک آماجی ایله اهالینی تحریک، ترغیب و اونلارا یاردیم ائده رک ذیکر ائدیلن تاریخده 66 بانکین خسارت گؤرمه سینه سبب اولماق، وطنداشلارین خصوصی ماشینلارینا ضرر وئرمک، ریفاه دوکانینی زیانا اوغراتماق، اردبیل دؤولت یول پولیسینی تخریب ائتمک "  

  آ.  جورمون تعریفینده آنلاتیلیر کی، قانونون موعین ائتدیگی فعل یا ترکی-فعل همچینین جورمو تشکیل ائدن عنصورلر بونلاردان عیبارتدیر: ماددی- معنوی و قانونی بوشلوغون اورتادا اولماسی، متتهیمین فعللرینه جورم کیمی باخیلماسینا مانع اولور. یاردیم قاورامی (ایصطیلاحی) اونون لغت معناسیندان آسیلی اولمایاراق، حقوقی آنلامدا فعللره تحریک ائدیجیلیک ایفاده ائدر کی، منیم حاققیمداکی ایکینجی ایتتیهامدا اونون اوزرینده دورولموشدور. بوتون دونیانین دا بیلدیگی کیمی جاری ایلین خورداد آیینین 6- دا 200 مین نفردن آرتیق اردبیلین غئیرتلی اهالیسی بؤیوک تورک میللتینی تحقیر ائدن کاریکاتورا اعتیراض اولاراق نیماییشه قاتیلمیشدیر. بو نیماییش آذربایجانین دیگر شهرلرینده اولدوغو کیمی میللتین اؤز ایچیندن سئل اولوب داشاراق تظاهور ائتمیشدیر. آذربایجان- تورک میللتی بئله لیکله، باریشجیل احوال- روحییه ایله و مدنی شعارلارلا فارس عیرقچیلرینین عمللرینی محکوم ائتمیشدیر. بو دورومدا من میللتیمین ایصرارلی ایستکلرینه بویون اََیه رَک نیطق سؤیله مه یه باشلادیم و کئچن یوز ایل عرضینده مظلوم آذربایجان میللتینه ائدیلن ایقتیصادی- مدنی ظولملر حاققیندا دانیشدیم. تاکید ائتدیم کی، میللتین بو بؤیوک نیماییشی، سادجه بیر کاریکاتورا اعتیراض اولاراق دئییل، هم ده فارس حاکیملرین شووینیست سییاستلرینه قارشیدیر. آنجاق تأسفلر اولسون، هر زامان اولدوغو کیمی ظولمون عامیللری منطیقی اعتیراضی تحمل ائده بیلمه ییب، مودافیعه سیز میللتی اَزمَک اوچون یئرلی اولمایان یابانجیلاری میللتین اوستونه یوروتدولر. یئرلی اولمایان یابانجیلار مظلوم آذربایجان میللتینی اَزمَک اوچون هر نؤوع آله تدن، او جومله دن ده یه نَکدن، خصوصی حاضیرلانمیش چوماقلاردان، گؤز یاشاردیجی قازدان ایستیفاده ائدیر و هاوایا آتش آچاراق، میللتین مدنی حرکتینی ساواش صحنه سینه چئویردیلر. دئمک، منیم میللتین گئنیش میقیاسلی مدنی اعتیراضینا "یاردیم" ائتمه گیم عبث بیر ادعادان باشقا بیر شئی دئییلدیر. آنجاق حاققیمدا حؤکم چیخاران بو ادعادا اولدوقلاری اوچون بیلمه لیدیرلر کی، منیم بوتون فعالیتلریم، او جومله دن همین گون میللته خیطابن صحبتیمین هامیسی حادیثه لرین ماهییتینی بیلن اردبیل اهالیسینین حضوروندا اولموشدور. منیم بوتون تلاشیم بو حماسه ده ایشتیراک ائدن میللتین غضبینی انگلله مک اولموشدور. آدام دؤوَن اؤزَل کادرلارین غئیری- اینسانی موداخیله لری اولمادیغی مددتجه  من بو ایشی باشارمیشدیم. وضعیت بو شکیلده ایکن حاققیمدا امر چیخاران عامیللر  او گونکو منیم حرکتلریمله باغلی اولاراق، هئچ بیر نیطقیمی، رفتاریمی ویدئو- سند شکلینده اورتایا قویمادان، منی گیزلین محکمه ده محکوم ائتمک ایسته ییرلرسه، اعلان ائدیرم کی، لازیم گلیرسه 10 مینلرله اینساني شاهید کیمی محکمه یه دعوت ائتمه یه حاضیرام. چونکو بؤیوک آذربایجان میللتی هئچ بیر تاریخی مرحله ده اؤز فداکار ائولادلارینی یالنیز بوراخمامیشدیر. بو گون آذربایجانین حاقسئور اینسانلاری جزالانیر، اصلینده ایسه بوتون ایمکانلاردان فایدالاناراق آذربایجانی ایقتیصادی و مدنی باخیمدان بدبختلییه سوروکله ین عامیللر جزالانمالیدیر. بؤیوک تورک میللتینی اؤز رسمی دؤولت قزئتلرینده تحقیر ائدنلر موحاکیمه ائدیلمه لیدیر. اونلار موحاکیمه ائدیلمه لیدیرلر چونکو بو عامیللر تورک میللتینی تحقیر ائتدیکلری اوچون نه اینکی عذر ایستمه دیلر، حتّی میللتین ان مدنی اعتیراضینی بوغماق اوچون سیلاحلی گوجلرینی آذربایجانا یئریدیب بو میللتی اَزمه یه، دؤومه یه باشلادیلار. بو وحشیلیک ایسه سایسیز آذربایجان ائولادلارینین شهادتی ایله نتیجه لندی. آذربایجان میللتینه ائدیلن بو تجاووز تاریخیمیزده کی  21 آذر حادیثه سینی تصوورلریمیزده جانلاندیردی. او زامان دا 70 مین نفر دده لریمیز اؤز میللی حاقلاری یولوندا قانلارینا قلتان ائدیلدی. اونلارین بیریجیک گوناهلاری بوندان عیبارت ایدی کی، آذربایجان میللتینه آزادلیق و اینسانی حقوق ایسته مَکده ایدیلر. میللتین معصوم جاوانلاری دئییل، آذربایجان میللتینین مدنی و اخلاقی اعتیراضینا سیلاحلا جاواب وئرنلر جزالانمالیدیرلار. مینلرجه آذربایجان اوغوللارینی اطلاعاتین زیندانلاریندا وحشیجه سینه فیزیکی و روانی ایشکنجه ائدنلر جزالانمالیدیر. بوتون بو وحشی عمللر بیر داها بللی اولان بو مساژی تکرار ائدیر کی، سن آذربایجانلی تورک، من فارسین کؤله سی اولمالیسان کی،  یاشاییش حاققیندان برخوردا اولاسان و بیر گون اویانیب، آزاد میللت اولاراق یاشاماغی عاغلیندان کئچیره جک اولسان بیلمیش اول کی، جاوابین گولله اولاجاقدیر. آذربایجان میللتی باغیشلایا بیلر، لاکین میللتین حماسه یاراتدیغی بیر گونده کؤله کیمی اؤزلرینی و دوشونجه لرینی فارس شووینیزمینه تسلیم ائدنلری هئچ واخت اونودا بیلمز. نه قدر راحاتجا اؤز میللتلرینه آرخا چئویردیلر او بسیجیلر و پاسدارلار کی، شووینیزمین الینده اویونجاقدان باشقا بیر شئی دئییللر. شووینیزم بو شکیلده آذربایجان میللتی نین بو قئشرینی آذربایجانا قارشی ایستیفاده ائتمه گی باشارمیشدیر. بلی، آذربایجان میللتی باغیشلایا بیلر، لاکین سوموکلری اؤز سویداشینین ضربه لری ایله قیریلان آذربایجانین فدایی اوغوللارینین آجی ناله لرینی هئچ واخت اونودا بیلمز. شووینیزمین چیرکین سییاستی میللتیمیزی اؤز جاهیل و روحو سؤمورولموش، روحو قارانلیقلارا گؤمولموش اینسانلاری واسیطه سی ایله اسیر ائتمیشدیر. بلی، آذربایجان میللتی یالنیز خطاکارلاری دئییل، خاینلری ده باغیشلایا بیلر، آنجاق بیر شرطله کی، خورداد آیینین اوللرینده میللتین وئردیگی مئساژی دویوب و میللتین باغرینا دؤنسونلر. «فاعتبرو یا اولوا الابصار». (عبرت آلین ائی بصیرت اهلی). خورداد آیینین بیرینجی یاریسیندا حیله گرلر، ساوالان اوغوللارینین آذربایجانین دیگر یوردلاری ایله امکداشلیغینی و هم رایلیگینی انگلله مک اوچون ال-اله وئرمیشدیلر. بو حیله گرلر گون کئچدیکجه بیر- بیرلرینی تبریک ائدیر و مرکزه خبر وئریردیلر کی، "اردبیلده هئچ بیر حادیثه  باش وئره بیلمز."  آنجاق خورداد آیی نین 6- سیندا مجهول قهرمان اوغوللارین هیممتی و ایراده سی ایله ساتقینلارین و مانقورتلارین خام خیاللاری آلت- اوست اولدو. ساوالان ائولادلاری ایثبات ائتدیلر کی، آذربایجانین دئموکراتیک و مدنی حاقلاری یولونداکی موباریزه ده، حتّی آذربایجانین دیگر بؤلگه لریندن داهادا ایره لی کئچمک ایسته ییرلر. اردبیل بو شانلی، شرفلی و خئییرلی ایشده سانکی یوردوموزون دیگر شهرلری ایله یاریشا گیرمیشدیر. بلی، بوتون فیتنه لره رغمن ساوالان اوغوللاری اؤز نَفسلرینه و ایمانلارینا گووه نی کشف ائتمیش، میللی غرورو بؤیوک بیر ووقارلا سرگیله میش اولدولار. اؤز اوجا ایراده لری ایله اردبیل اوستانیندا بعضی تورک دوشمنی و فاشیست سیمالاری دا ایفشا ائتدیلر. اونلاردان بیریسی اردبیلین ایمام جومه سی سید حسن عاملیدیر. هر خطبه سینده اؤزونو و باشقالارینی تقوایا دعوت ائدن واعیظ، عمل، ایمتحان و سئچیم عرصه سینده فرقلی دوروش سرگیله دی . خورداد قییامیندا ایمام جومه نین گوناهسیز اینسانلاری وحشیجه سینه ازیب، دؤومکده اوینادیغی رول هر کسه معلومدور. حکومتین بوتون ایمکانلاریندان فایدالانیب و "دینی"  خطبه لری ایله ساوالانین اویاق ائولادلارینی قانینا غلتان ائدن شهرین واعیظی ایدی. میللتین افکاری- عمومیسینده بو میللتین شرفلی ائولادلارینی یاباجیلارین موزدورو کیمی تقدیم ائدن ده شهرین واعیظی ایدی. مرکز نیشینلرین شووینیست سییاستینین قوربانی اولان "بسیجی و سیپاهی" نین ده آذربایجانین میللی فعاللارینین اوزه رینه گئتمه سینه فتوا وئرن یئنه شهرین واعیظی ایدی. واعیظین نه وئجینه دیر کی، اونلار قارداش قانی تؤکه جک و آنا وطنلری قارشیسیندا ابدییا اوزو قارا قالاجاقلار. بوتون بونلار اونا گؤره ایدی کی، آذربایجانین آزادلیق فریادلاری اؤز نوطفه سینده باسدیریلسین،بوغولسون. آذربایجان میللتینین آزادلیق و عدالت یولونداکی موباریزه سینی دَیه نَکله،ایشکنجه ایله، سیلاحلا سؤندوره بیله جکلرینی ظن ائدنلر نه قدرده خام خیالدادیرلار. داها اؤنجه کی  محکمه ده بیر ساوونمامدا سؤیله دیگیم کیمی یئنه ده دئییرم کی: "آذربایجان میللتی سسسیز قالمایاجاقدیر."  بونون سببلرینی ده ایختیصارلا بیان ائتمیشدیم و یئنه ده تام قلبی بیر گووَن و اینانجلا بیان ائدیرم کی: "بؤیوک آذربایجان میللتی آزاد اولاجاقدیر."  چونکو بَنزَرسیز خورداد حادیثه سی بو قورتولوشو موژدله میشدیر. چونکو کئچن یوز ایلده فارس فاشیزمینین تؤرتدیگی عیرقی و مدنی قتل و عاملارا  باخمایاراق، بو گون دیگر میللتلرله بیر یئرده آذربایجان میللتینین ده ماددی- معنوی یوکسه لیشینه، گوجلنمه سینه شاهید اولماقداییق. بو دا فارس عیرقچیلرینین سیستئملی شکیلده آذربایجانا تطبیق ائتدیکلری عیرقچیلیک سییاستینین مغلوبییته اوغراماسیندان خبر وئرمکده دیر. دیگر ساوونمالاریمدا بو اؤنملی نوکته لره توخوموشدوم کی: " آذربایجان میللتینین مدنی حرکتی ایله باریشجیل و اینسانی داورانماق یئرینه غئیری- معقول و زوراکیلیق یولونو ترجیح ائتسه لر، بیر گون گله جک کی، کیچیک اویغون بیر کولک اسدیگینده آذربایجان میللتینین کول آلتیندا ظاهیرن گؤرونمز اولان وولکان ایراده سی پارتلایاجاقدیر. او زامان آپارتایدین، تبعیضین و ظولمون سارایلاری آذربایجان میللتینین غضبینده اود توتوب یاناجاقدیر. بو تاریخین امریدیر، تاریخی ضرورتدیر." اگر ایقتیداردا اولمانین سرخوشلوغو و شووینیست تکببورلوگو قولاقلاری کار ائتمه سه یدی "خورداد حماسه سی"نین وئردیگی مئساژی درک ائتمک فورصتینی آنلاردینیز و بو ایفادنی جیدی شکیلده درک ائدردینیز کی: «فاعتبرو یا اولوالابصار». خوردادین تاریخی حماسه سی وعد ائدیلن وولکاندان سادجه بیر گؤرونتو و تظاهور ایدی کی، بو فریادلار اگر ائشیدیلمز، دویولماز اولورسا بؤیوک بیر پارتلاییشلا آذربایجان تورک میللتینین میللی ایراده سی حرکته کئچه جکدیر. بو پارتلاییشین دالغالاری فارس عیرقچیلرینین، نژادپرستلرینین کؤکونو کسه رک اونلاری اؤز بابالارینین یوردو اولان قومساللیقلاردا، کویرلرده دفن ائده جکدیر. سون سؤز اولاراق دا بونو سؤیله مک ایسته ییرم: آذربایجان میللتینین موباریزه تاریخی ایثبات ائتمیشدیر کی، نه زامان بو میللت اؤنم وئردیگی بیر ایشه ایراده ائتمیشسه، بؤیوک بیر غزمله اؤز هدفینه چاتمیشدیر. آذربایجان میللتینین ایراده سینی انگلله یه جک هئچ بیر قوووه اولمامیشدیر. بو گون ده یئنه اؤیله اولاجاقدیر و عاغلی باشیندا اولان سینانمیشی تکرار سینامامالیدیر. آذربایجان ائولادلارینی حبس ائتمک، اونلارا ایشکنجه وئرمک خطاسیندان ال چکیلمه لیدیر. بو ایشکنجه لر، زیندانلار، تعقیبلر، سادجه آذربایجانین موباریز ائولادلارینی داها دا یئتیشدیره جک، داها دا کسکینلشدیره جکدیر. 

  چکیج آلتیندا محققر ازیلیر گونلرجه 

  بیر ده میر پارچاسی بیر تیغی- مهیب اولماق اوچون 

  عباس لیسانی 29.7 1385 اردبیل 

   

Abbas Lisaninin Məhkəməyə yazdığı etiraz məktubu

Ulu Tanrının adı ilə

Xordad ayının altısı hadisələri ilə bağlı Ərdəbil ustanı məhkəməsinin 29.07.1385 saylı qərarəna etiraz məktubu.

Dosyaları yenidən dəyərləndirən Ərdəbil ustanının 193 saylı məhkəməsinin sayın başqanı salam!

Hörmətlə hüzurlarınıza çatdırmalıyam ki, mən Abbas Lisani Ərdəbilin 105-ci cəzai şöbəsinin 105.85-546 saylı qərarı əsasında 16 ay zindana və 50 zərbə şallağa məhkum edilmişəm. Qanunun 5.7.85-630 maddəsinə istinad edərək, haqqımda çıxarılan bu hökmü ədalətsiz, qeyri-hüquqi, siyasi və tamamı ilə zalimanə və qeyri qanuni olaraq hesab edirəm. Bu vəsilə ilə də etirazımın səbəblərini hüzurlarınıza çatdırıram:

1. Mənim haqqımda çıxarılan hökmdə birinci ittiham bundan ibarətdir ki, “qeyri-qabili qəbul hərəkətlərlə cəmiyətin ümumi asayişini pozmaq, 6.3.86 tarixində Ərdəbil şəhrində iğtişaş məqsədi ilə nimayiş təşkil etmək”

a- İran İslam Cümhuriyətinin Ana Yasasının 27-ci maddəsində deyilıir: “Silahsız nimayiş təşkil etmək İslamın əsaslarını inkar etməmək şərti ilə caizdir.” Qanuni əsasinin bu şəkildə açıq-aydın sərahəti və aydınlatması ortada ikən, millətin o milli həmasədə dövlətin rəsmi orqanı olan “İran” qəzetinin şərmsiz, həyasız təhqirinə etiraz olaraq xiyabanlarda nimayişlərə qatılması nəinki qeyri qanuni deyil, bəlkə bu millətin ən qanuni, ən nəcib, ən barışcıl haqqı olmuşdur. Cürətlə söyləmək olar ki, bu nəcib və əsil rəftar, anaq Azərbayacan milləti kimi mədəni bir millətə məxsusdur. Azərbaycan  milləti bu barışcıl və cəsur davranışı ilə Türk millətini təhqir edən amillərə, amirlərə və digər mücrimlərə özlərini islah etmələri üçün yenə də fürsət tanımışdır.

b- İttihamın bir qismində iddia edilir ki, “qeyri-qabili qəbul hərəkətlərlə cəmiyətin ümumi asayişini pozmaq və iğtişaş törətmək...” Təəssüflər olsun ki, qazi və hökmün verilməsində təsiri olan digər amillər, məni məhkum etmə həyəcanına elə qapılmışlar ki, bu ittihamın Xordad ayının 6-daki millətin müqəddəs qiyamına keçərli olmayacağını anlamamışlar. Çünkü yüz minlərlə Ərdəbil əhalisinin digər Türk şəhərlərində olduğu kimi bu möhtəşəm və tarixi həmasədə iştirak etməsi “iğtişaş törətmək” deyil, nizam-intizamı bərqərar etmək və İranın siyasi coğrafiyasında qeyri-fars millətlərə tətbiq edilən mədəni, iqtisadi əmniyətsizliyə, güvənsizliyə və bunun nəticəsi olaraq Azərbaycanda hakim olan anarşizmə son vermək olmuşdur.

2. Mənim haqqımda başqa bir ittiham bu şəkildədir: “Xüsusi və dövlət əmlakını təxrib etmək amacı ilə əhalini təhrik, tərğib və onlara YARDIM edərək zikr edilən tarixdə 66 bankin xəsarət görməsinə səbəb olmaq, vətəndaşların xüsusi maşınlarına zərər vermək, rifah dükanını ziyana uğratmaq, Ərdəbil Dövlət Yol Polisini təxrib etmək”

a.  Cürmün tərifində anlatılır ki, Qanunun müəyyən etdiyi fel ya tərki-fel həmçinin cürmü təşkil edən ünsürlər bunlardan ibarətdir: Maddi-mənəvi və qanuni boşluğun ortada olması, müttəhimin fellərinə cürm kimi baxılmasına mane olur. YARDIM qavramı (istilahı) onun lüğət mənasından asılı olmayaraq, hüquqi anlamda fellərə təhrik edicilik ifadə edər ki, mənim haqqımdaki ikinci ittihamda onun üzərində durulmuşdur. Bütün dünyanın da bildiyi kimi cari ilin Xordad ayının 6-da 200 min nəfərdən artıq Ərdəbilin qeyrətli əhalisi Böyük Türk Millətini təhqir edən karikatura etiraz olaraq nimayişə qatılmışdır. Bu nimayiş Azərbaycanın digər şəhərlərində olduğu kimi millətin öz içindən sel olub daşaraq təzahür etmişdir. Azərbaycan-Türk milləti beləliklə, barışcıl əhval-ruhiyə ilə və mədəni şüarlarla fars irqçilərinin əməllərini məhkum etmişdir. Bu durumda mən millətimin israrlı istəklərinə boyun əyərək nitq söyləməyə başladım və keçən yüz il ərzində məzlum Azərbaycan millətinə edilən iqtisadi-mədəni zülmlər haqqında danışdım. Təkid etdim ki, millətin bu böyük nimayişi, sadəcə bir karikatura etiraz olaraq deyil, həm də fars hakimlərin şovinist siyasətlərinə qarşıdır. Ancaq təəssüflər olsun, hər zaman olduğu kimi zülmün amilləri məntiqi etirazı təhəmmül edə bilməyib, müdafiəsiz milləti əzmək üçün yerli olmayan yabancıları millətin üstünə yürütdülər. Yerli olmayan yabancılar məzlum Azərbaycan millətini əzmək üçün hər növ alətdən, o cümlədən dəyənəkdən, xüsusi hazırlanmış çomaqlardan, göz yaşardıcı qazdan istifadə edir və havaya atəş açaraq, millətin mədəni hərəkətini savaş səhnəsinə çevirdilər. Demək, mənim millətin geniş miqyaslı mədəni etirazına YARDIM etməyim əbəs bir iddiadan başqa bir şey deyildir. Ancaq haqqımda hökm çıxaran bu iddiada olduqları üçün bilməlidirlər ki, mənim bütün fəaliyətlərim, o cümlədən həmin gün millətə xitabən söhbətimin hamısı hadisələrin mahiyətini bilən Ərdəbil əhalisinin hüzurunda olmuşdur. Mənim bütün təlaşım bu həmasədə iştirak edən millətin qəzəbini əngəlləmək olmuşdur. Adam dövən özəl kadrların qeyri-insani müdaxilələri olmadığı müddətcə mən bu işi başarmışdım. Vəziyyət bu şəkildə ikən haqqımda əmr çıxaran amillər  o günkü mənim hərəkətlərimlə bağlı olaraq, heç bir nitqimi, rəftarımı vidio-sənəd şəklində ortaya qoymadan, məni gizlin məhkəmədə məhkum etmək istəyirlərsə, elan edirəm ki, lazım gəlirsə 10 minlərlə insanı şahid kimi məhkəməyə dəvət etməyə hazıram. Çünkü böyük Azərbaycan milləti heç bir tarixi mərhələdə öz fədakar evladlarını yalnız buraxmamışdır. Bu gün Azərbaycanın haqsevər insanları cəzalanır, əslində bütün imkanlardan faydalanaraq Azərbaycanı iqtisadi və mədəni baxımdan bədbəxtliyə sürükləyən amillər cəzalanmalıdır. Böyük Türk Millətini öz rəsmi dövlət qəzetlərində təhqir edənlər mühakimə edilməlidir. Onlar mühakimə edilməlidirlər çünkü bu amillər Türk Millətini təhqir etdikləri üçün nəinki üzr istəmədilər, hətta millətin ən mədəni etirazını boğmaq üçün silahlı güclərini Azərbaycana yeridib bu milləti əzməyə, dövməyə başladılar. Bu vəhşilik isə saysız Azərbaycan evladlarının şəhadəti ilə nəticələndi. Azərbaycan millətinə edilən bu təcavüz tariximizdəki 21 Azər hadisəsini təsəvvürlərimizdə canlandırdı. O zaman da 70 min nəfər dədələrimiz öz milli haqları yolunda qanlarına qəltan edildi. Onların biricik günahları bundan ibarət idi ki, Azərbaycan millətinə azadlıq və insani hüquq istəməkdəydilər. Millətin məsum cavanları deyil, Azərbaycan millətinin mədəni və əxlaqi etirazına silahla cavab verənlər cəzalanmalıdırlar. Minlərcə Azərbaycan oğullarını ittilaatın zindanlarında vəhşicəsinə fiziki və rəvani işkəncə edənlər cəzalanmalıdır. Bütün bu vəhşi əməllər bir daha bəlli olan bu məsajı təkrar edir ki, sən Azərbaycanlı türk, mən farsın köləsi olmalısan ki,  yaşayış haqqından bərxurda olasan və bir gün oyanıb, azad millət olaraq yaşamağı ağlından keçirəcək olsan bilmiş ol ki, cavabın güllə olacaqdır. Azərbaycan milləti bağışlaya bilər, lakin millətin həmasə yaratdığı bir gündə kölə kimi özlərini və düşüncələrini fars şovinizminə təslim edənləri heç vaxt unuda bilməz. Nə qədər rahatca öz millətlərinə arxa çevirdilər o bəsicilər və pasdarlar ki, şovinizmin əlində oyuncaqdan başqa bir şey deyillər. Şovinizm bu şəkildə Azərbaycan millətinin bu qeşrini Azərbaycana qarşı istifadə etməyi başarmışdır. Bəli, Azərbaycan milləti bağışlaya bilər, lakin sümükləri öz soydaşının zərbələri ilə qırılan Azərbaycanın fədai oğullarının acı nalələrini heç vaxt unuda bilməz. Şovinizmin çirkin siyasəti millətimizi öz cahil və ruhu sömürülmüş, ruhu qaranlıqlara gömülmüş insanları vasitəsi ilə əsir etmişdir. Bəli, Azərbaycan milləti yalnız xətakarları deyil, xainləri də bağışlaya bilər, ancaq bir şərtlə ki, Xordad ayının əvvəllərində millətin verdiyi mesajı duyub və millətin bağrına dönsünlər. «فاعتبرو یا اولوا الابصار». (İbrət alın ey besirət əhli). Xordad ayının birinci yarısında hiyləgərlər, Savalan oğullarının Azərbaycanın digər yurdları ilə əməkdaşlığını və həmrəyliyini əngəlləmək üçün əl-ələ vermişdilər. Bu hiyləgərlər gün keçdikcə bir-birlərini təbrik edir və mərkəzə xəbər verirdilər ki, “Ərdəbildə heç bir hadisə baş verə bilməz.” Ancaq Xordad ayının 6-sında məchul qəhrəman oğulların himməti və iradəsi ilə satqınların və manqurtların xam xəyalları alt-üst oldu. Savalan evladları isbat etdilər ki, Azərbaycanın demokratik və mədəni haqları yolundaki mübarizədə, hətta Azərbaycanın digər bölgələrindən daha da irəli keçmək istəyirlər. Ərdəbil bu şanlı, şərəfli və xeyirli işdə sanki yurdumuzun digər şəhərləri ilə yarışa girmişdir. Bəli, bütün fitnələrə rəğmən Savalan oğulları öz nəfslərinə və imanlarına güvəni kəşf etmiş və milli qüruru böyük bir vüqarla sərgiləmiş oldular. Öz uca iradələri ilə Ərdəbil ustanında bəzi Türk düşməni və faşist simaları da ifşa etdilər. Onlardan birisi Ərdəbilin imam cüməsi Seyid Həsən Amulidir. Hər xütbəsində özünü və başqalarını təqvaya dəvət edən vaiz, əməl, imtahan və seçim ərsəsində fərqli duruş nimayiş etdi. Xordad qiyamında imam cümənin günahsız insanları vəhşicəsinə əzib, dövməkdə oynadığı rol hər kəsə məlumdur. Hökümətin bütün imkanlarından faydalanıb və “dini” xütbələri ilə Savalanın oyaq evladlarını qanına qəltan edən şəhərin vaizi idi. Millətin əfkari-ümumisində bu millətin şərəfli evladlarını yabacıların muzduru kimi təqdim edən də şəhərin vaizi idi. Mərkəz nişinlərin şovinist siyasətinin qurbanı olan “bəsici və sipahi”nin də Azərbaycanın milli fəallarının üzərinə getməsinə fətva verən yenə şəhərin vaizi idi. Vaizin nə vecinədir ki, onlar qardaş qanı tökəcək və ana vətənləri qarşısında əbədiyən üzü qara qalacaqlar. Bütün bunlar ona görə idi ki, Azərbaycanın azadlıq fəryadları öz nütfəsində basdırılsın. Azərbaycan millətinin azadlıq və ədalət yolundaki mübarizəsini dəyənəklə,işkəncə ilə, silahla söndürə biləcəklərini zənn edənlər nə qədər xam xəyaldadırlar. Daha öncəki məhkəmədə bir savunmamda söylədiyim kimi yenə də deyirəm ki: “Azərbaycan milləti səssiz qalmayacaqdır.” Bunun səbəblərini də ixtisarla bəyan etmişdim və yenə də tam qəlbi bir güvən və inancla bəyan edirəm ki: “Böyük Azərbaycan milləti azad olacaqdır.” Çünkü bənzərsiz Xordad hadisəsi bu qurtuluşu müjdələmişdir. Çünkü keçən yüz ildə fars faşizminin törətdiyi irqi və mədəni qətl-ü amma  baxmayaraq, bu gün digər millətlərlə bir yerdə Azərbaycan millətinin də maddi-mənəvi yüksəlişinə, güclənməsinə şahid olmaqdayıq. Bu da fars irqçilərinin sistemli şəkildə Azərbaycana tətbiq etdikləri irqçilik siyasətinin məğlubiyətə uğramasından xəbər verməkdədir. Digər savunmalarımda bu önəmli nüktələrə toxumuşdum ki: “Azərbaycan millətinin mədəni hərəkəti ilə barışcıl və insanı davranmaq yerinə qeyri-məqul və zorakılıq yolunu tərcih etsələr, bir gün gələcək ki, kiçik uyğun bir külək əsdiyində Azərbaycan millətinin kül altında zahirən görünməz olan vulkan iradəsi partlayacaqdır. O zaman apartaydın, təbizin və zülmün sarayları Azərbaycan millətinin qəzəbində od tutub yanacaqdır. Bu tarixin əmridir, tarixi zərurətdir.” Əgər iqtidarda olmanın sərxoşluğu və şovinist təkəbbürlüyü qulaqları kar etməsəydi “Xordad həmasəsi”nin verdiyi mesajı dərk etmək fürsətini anlardınız və bu ifadəni ciddi şəkildə dərk edərdiniz ki: «فاعتبرو یا اولوالابصار». Xordadın tarixi həmasəsi vəd edilən vulkandan sadəcə bir görüntü və təzahür idi ki, bu fəryadlar əgər eşidilməz, duyulmaz olursa böyük bir partlayışla Azərbaycan Türk Millətinin milli iradəsi hərəkətə keçəcəkdir. Bu partlayışın dalğaları fars irqçilərinin, nəjadpərəstlərinin kökünü kəsərək onları öz babalarının yurdu olan qumsallıqlarda, kəvirlərdə dəfn edəcəkdir. Son söz olaraq da bunu söyləmək istəyirəm: Azərbaycan millətinin mübarizə tarixi isbat etmişdir ki, nə zaman bu millət önəm verdiyi bir işə iradə etmişsə, böyük bir əzmlə öz hədəfinə çatmışdır. Azərbaycan Millətinin iradəsini əngəlləyəcək heç bir qüvvə olmamışdır. Bu gün də yenə öylə olacaqdır və ağlı başında olan sınanmışı təkrar sınamamalıdır. Azərbaycan evladlarını həbs etmək, onlara işkəncə vermək xətasından əl çəkilməlidir. Bu işkəncələr, zindanlar, təqiblər, sadəcə Azərbaycanın mübariz evladlarını daha da yetişdirəcək, daha da kəskinləşdirəcəkdir.

Çəkic altında mühəqqər əzilir günlərcə

Bir dəmir parçası bir tiği məhib olmaq üçün

Abbas Lisani 29.7 1385 Ərdəbil

 

 

 

اعتراض عباس لسانی به حکم دادگاه

بسمه تعالی
اعتراض به حکم پرونده ششم خرداد
شماره ثبت ٢٩⁄
۰۷⁄١٣٨٥
ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان اردبیل ١٩٣
با سلام:

احترامأ اینجانب عباس لیسانی در خصوص رای صادره برای پرونده کلاسه ٥٤٦-١٠٥⁄٨٥ که از طرف شعبه ١٠٥ دادگاه عمومی جزایی اردبیل که با استناد به مواد مندرج در دادنامه شماره ٦٣٠-٥⁄۷⁄٨٥ ازقانون مجازات اسلامی و تعیین مجازات ١٦ ماه زندان و ٥٠ ضربه شلاق صادر شده است را حکمی غیر حقوقی،غیر عادلانه ،سیاسی و کاملأ ظالمانه دانسته و فاقد پایه و اساس قانونی می دانم، که ذیلأ به استحضار می رسد:
١- در متن حکم صادره اولین اتهام این جانب«شرکت در اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی جامعه از طریق حرکات غیر متعارف و ایجاد هیاهو و جنجال باشرکت در تجمعات و راهپیمایی غیر قانونی عصر شنبه مورخه ٦⁄٣⁄٨٥ در سطح شهر اردبیل»
الف- طبق اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران”تشکیل اجتماعات و راه پیمائیها،بدون حمل سلاح،به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است”. با وجود این اصل صریح قانون اساسی وبا توجه به نحوه و علّت حضور مردم در آن حماسه ی ملّی که در اعتراض به اهانت بی شرمانه ی تریبون رسمی و دولتی (روزنامه ایران) به ساحت مقدّس ملّت تورک انجام شد نه تنها غیر قانونی نبود، بلکه قانونی ترین،محقترین، نجیبانه ترین و مسالمت آمیز ترین عکس العملی بود که به جرات می توان گفت تنها شایسته ی ملتی متمدن،بزرگمنش،صبور و نجیب تورک آذربایجان بود که آمران،عاملان و تمامی مجرمان را فرصتی دیگر بخشید.
ب- در قسمتی از اتهامات آمده است« شرکت در اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی جامعه از طریق حرکات غیر متعارف و ایجاد هیاهو…» متاسفانه قاضی و عوامل تاثیر گذار بر حکم صادره چنان در گرداب عطش محکوم نمودن گرفتار گشته اند،که متوجه نیستند اتهام مطروحه به هیچ عنوان نمی تواند بر قیام مقدّس ششم-خرداد-هشتادو پنج مصداقیّت داشته باشد. زیرا فلسفه حضور و شرکت چند صد هزار نفری مردم اردبیل در آن حماسه ی عظیم و تاریخی به مانند دیگر شهرهای آذربایجان و مناطق تورک نشین ، نه«اخلال در نظم» که برای ایجاد نظم و آسایش و آرامش بر عموم ملت آذربایجان و پایان دادن به آنارشیزم موجود، که در نتیجه ی فقد امنیت فرهنگی و اقتصادی در جغرافیای سیاسی ایران برای ملل غیر فارس به ویژه ملّت تورک بود.
٢- دیگر اتهام اینجانب در حکم صادره چنین آمده است«معاونت در تخریب و تحریق عمدی اموال عمومی دولتی و خصوصی از طریق تحریک و ترغیب و تشویق افراد و برانگیختن احساسات تجمع کنندگان غیر قانونی مورخه صدرالذکر که نهایتا منتهی به تخریب و تحریق نزدیک به شصت و شش بانک دولتی و خصوصی ایراد خسارت به اتومبیلهای عبوری متعلق به مردم خصوصا خودروهای با پلاک انتظامی تهران و فروشگاه رفاه و تحریق پاسگاه راهنمای و رانندگی در سطح شهر اردبیل»
الف- در تعریف جرم آمده است:فعل یا ترک فعلی که قانون مقرر کرده باشد وهمچنین عناصر تشکیل دهنده ی جرم عبارتند از: مادی- معنوی و قانونی که فقد یا خلاء هر کدام از این عناصر مانع از اطلاق جرم بر فعل یا افعال متهم می باشد.
واژه ی معاونت فارغ از معنای لغوی،در اصطلاح حقوقی به آمر و محرک به فعل یا افعال گویند که در اتهام دوم اینجانب بر آن تاکید شده است.
چنانکه همگان می دانند در عصر ششم خرداد سال جاری بیش از دویست هزار نفر از مردم غیور و آگاه اردبیل در اعتراض به چاپ کاریکاتوری توهین آمیز به ملّت بزرگ تورک، همانند دیگر نقاط آذربایجان به صورت خود جوش و سیل آسا در خیابانها حضور یافتند تا با اعتراضی مدنی و با رعایت روح مسالمت جوی ملّت آذربایجان، با دادن شعارهای مدنی اعمال نژاد پرستان فارس را محکوم نمایند که در این فاصله زمانی اینجانب به خواستهای مکرر مردم حاضر سر فرود آورده و اقدام به سخنرانی هایی در محکوم نمودن مظالم فرهنگی و اقتصادی که طی یک قرن بر ملّت مظلوم آذربایجان رفته است و با تاکید بر اینکه این اعتراض و خروش عظیم نه فقط بر کاریکاتوری موهن، که بر سیاستهای شوونیستی حاکمان فارس میباشد،ایراد نمودم.
اما متاسفانه به مانند همیشه ی تاریخ عاملان جور، منطق را برنتابیدند و با وارد نمودن نیروهای سرکوبگر غیر بومی به عرصه، اقدام به سرکوب مردم بی دفاع با تمامی ابزار از جمله باتوم ،چماقهای مخصوص،گازاشک آور و با شلیک تیرهایی آن فضای مدنی را به صحنه جنگ مبدل نمودند.
هر چند فعل معاونت در آن حرکت وسیع و بسیط کاملأ غیر ممکن می بود اما چون تصمیم گیرندگان پرونده سخنرانی ها و دیگر حرکات من را دلیل بر این مدعا آورده اند باید بدانند که تمامی افعال اینجانب از جمله سخنرانی هایم در محضرمقدس مردم آگاه و تیزبین اردبیل اتفاق افتاد و اکثریت حاضران شاهدند که تمامی تلاش اینجانب برای فرو نشاندن خشم ملّت بود که تا لحظه هجوم نیروهای سرکوبگرتقریبأ موفق بودم .
حال اگر تصمیم گیرندگان بر پرونده بدون ارائه دلیل و سند (فیلم و صدای سخنرانی اینجانب ) بر ادعای خود، تلاش نمایند اینجانب را در چهار دیواری دادگاههای غیرعلنی محکوم نمایند،اعلام می نمایم اگر لازم بدانم ،شاهدان چند ده هزار نفری در ششم خرداد را برای شهادت بر حقیقت به خیابانهای منتهی به دادگاه فرا خواهم خواند، زیرا ملت بزرگ آذربایجان درهیچ مقطع تاریخی فرزندان فدایی خود را تنها نگذاشته است.
البته امروز نه فرزندان حق طلب آذربایجان ،بلکه آنانی باید محاکمه و مجازات شوند که تلاش دارند با هر وسیله ی ممکن فرهنگ و اقتصاد ملت آذربایجان را به نابودی بکشانند،آنانی که موجبات سُخره،تحقیر و توهین بر ملّت تورک را در رسمی ترین تریبون دولتی(روزنامه ایران) فراهم آوردند.
و آنانی باید محاکمه و مجازات شوند که بعد ازآن توهین بی شرمانه نه تنها به خود زحمت ندادند تا از محضر مقدس ملّت تورک آذربایجان عذر خواهی نمایند بلکه فرمان سرکوب ملت آذربایجان را صادر نمودند، که با شهید و زخمی شدن فرزندان بی شمار این ملت به پا خاسته به انجام رسید، این برخورد وحشیانه و ننگین خاطره ی تلخ قتل عام بیش از هفتاد هزار تن از پدرانمان را در بیست و یکم آذر ماه هزارسیصدو بیست پنج زنده نمود که تنها گناهشان خواستن سر فرازی و حقوق انسانی برای ملت آذربایجان بود.
و باید مجازت شوند آنانی که اعتراض مدنی و مسالمت آمیز ملت تورک آذربایجان را به خاک و خون کشیدند و هزاران نفر را با بی رحمانه ترین و وحشیانه ترین روشها در بازداشتگاههای اداره ی اطلاعات و اطلاعات نیروی انتظامی تحت شدید ترین نوع ضرب و شتمها ،آزار و اذیتها و شکنجه های فیزیکی و روحی قرار دادند و این همه، تکرار پیام شوم و همیشگی نژادپرستان فارس برملّت تورک آذربایجان است که تو آذربایجانی اگر یوغ بردگی من فارس را به گردن بکشی حقّ حیات خواهی داشت اما اگر روزی به خود جرات بدهی و هوس آن کنی که حیاتی شرافتمندانه با قامتی راست داشته باشی حسابت با سُرب داغ و شکنجه و چماق است .
ملّت آذربایجان می تواند ببخشد اما نمی تواند فراموش کند آنانی را که در نیمه ی اوّل خرداد ماه برده وار جسم و اندیشه ی خود را در خدمت فاشیزم فارس قرار دادند و کمر همّت به بدترین همّت ها یعنی سر کوب ملت به پا خاسته ی خود بستند. و چه آسان و ارزان پشت به ملّت خود کردند آن” بسیجی و سپاهی” که بازیچه ای بیش نبودند در دست سیّاسانی که این قشر از فرزندان آذربایجان را، ابزار سیاست سخیف و مُلوّث مردم برعلیه مردم خود قرار دادند.
آری ملّت آذربایجان می تواند ببخشد اما فراموش نمی کند آن صدای درد آور و جانکاه را، یعنی صدای شکستن استخوان برادری آزاد و بیدار به دست برادری اسیر و مسخ شده ی شوونیزم فارس و ننگ ابدی باد آن سیاست شومی را که ملتی را به دست فرزندان نا آگاه و الینه شده ی خود اسیر و سر کوب می نماید.
آری ملت بزرگ آذربایجان نه تنها خاطیان بلکه خائنان را نیز می تواند ببخشد،اما اگر پیام نیمه ی اول خرداد را درک نموده و به آغوش ملّت خود باز گردند . «فاعتبرو یا اولوا الابصار»
تمامی عوامل زر و زور و تزویر در نیمه اوّل خرداد دست به دست هم داده بودند تا از همگامی فرزندان ساوالان با دیگر مناطق آذربایجان جلو گیری کنند و هر روزی که می گذشت سرمست از پیروزی مبهم خود به همدیگر تبریک می گفتند و به مرکز مخابره می کردند که« در اردبیل هیچ اتفاقی نمی تواند بیافتد » تا اینکه در عصر ششم خرداد با فداکاری دلاوران گم نام این خطه رویاهای شیرین خود باخته گان و مانقورتها در هم شکست و فرزندان ساوالان نشان دادند که در صیانت از کیان و شرف ملت تورک در چهار چوب حرکت دموکراتیک و مدنی، حتّی قادر به سبقت گرفتن از دیگر مناطق آذربایجان نیز هستند.
آری علی رغم تمامی دسیسه ها فرزندان ساوالان اعتماد به نفس و غرور ملی باز یافته ی خود را با وقار و صلابت تمام به نمایش گذاشتند و به همّت والای خود موجبات آشکار شدن ماهیت ضد تورک و فاشیستی برخی از مسئولین و چهره های استان را فراهم آوردند ،از جمله می توان از واعظ جمعه ی شهر اردبیل(سیّد حسن عاملی) سخن به میان آورد، واعظی که در هر خطبه از وعظ خویش ،خود و دیگران را به تقوی دعوت می کند، در عرصه ی عمل و امتحان و انتخاب، سیرتی متفاوت از صورت به نمایش گذاشت.
نقشی که واعظ جمعه ی شهر در سرکوب بیرحمانه ی مردم به پا خاسته و حق طلب اردبیل در ششم خرداد و بعد از آن حماسه ی تاریخی ایفا نمود بر همگان واضح است ،او بود که از تمامی ابزار حکومتی و فن بیان آنچنانی خود سود جُست تا فرزندان بیدار ساوالان را در مقابل بی شرمانه ترین و ناجوانمردانه ترین هجوم فرهنگی به انفعال بکشاند و اوبود که تلاش نمود در افکار عمومی فرزندان مبارز و شرافتمند این ملّت را مزدور و عامل بیگانه معرفی نماید و باز او بود که با وارونه نشان دادن حقیقت و تبلیغ سوء بر علیه فعالان حرکت ملّی آذربایجان، “بسیج و سپاه” را که خود نیز قربانی سیاستهای تبعیض نژادی و شوونیستی مرکز نشینان می باشند را ترغیب و تهییج نمود تا خون برادر بریزند و شرمنده و رو سیاه آنا وطن خود باشند .
و این همه برای آن بود که تا صدای آزادی خواهانه و به حق آذربایجان را خاموش کنند، چه خام و خود فریبند آنانی که خیال می کنند خروش حق طلبانه ی ملتی را می توان با چماق و شکنجه و گلوله خاموش کرد،چنانکه در یکی از دفاعیاتم در سالهای قبل به کرّات نوشتم که:
« ملت بزرگ آذربایجان خاموش نخواهد ماند »
و علل آن را به اختصار بیان نمودم و امروز با اطمینان قلبی کامل اعلام می نمایم که:
« ملّت بزرگ آذربایجان آزاد خواهد شد»
زیرا حماسه ی بی بدیل خرداد بشارت از آن دارد .
زیرا علی رغم قتل عامهای نژادی و فرهنگی که در طول یک قرن گذشته توسط فاشیزم فارس بر این ملت رفته است امروز شاهد توانمند تر شدن حضور مادی و معنوی این ملت در میان ملل دیگر هستیم و این خبر حاکی از شکست سیاستهای نژاد پرستانه ای که به صورت سیستماتیک بر ملت آذربایجان رفته است می باشد. ودر دیگر دفاعیاتم بر این مهم تاکید نمودم که:
« اگربه جای برخورد صحیح با حرکات مدنی ملت آذربایجان،روشهای نا معقول در پیش گرفته شود، با چشمان خود روزی را می بینم که با وزیدن کوچکترین نسیم موافقی، خاکستر از روی آتش زدوده و آتشفشان عظیم ملت آذربایجان سر بر خواهد آورد و آن روز کاخهای ظلم و تبعیض و آپارتاید فرو خواهد ریخت و این فرمان تاریخ است.»اگر آن روز مستی قدرت و تکبّر شوونیستی، گوشها را سنگین نموده بود تا نشنوند و با “حماسه خرداد” دنیای پر زرق و برقشان را تیره و تار ببینند، شاید امروز فرصت باقی مانده را درک واین سخنان را جدّی بگیرند!!!. «فاعتبرو یا اولوالابصار»
حماسه تاریخی خرداد پیش لرزه ای بود ازآن آتشفشان موعود که اگر شنیده نشود،با انفجاری بس عظیمتر و مهیبتری ، اوقیانوس ملّت تورک آذربایجان به حرکت در خواهد آمد و نه با امواج که با سونامی های بنیان کن، کاخهای نژاد پرستی و آپارتاید قرون وسطایی فارس را از تهران ریشه کن و به اعماق کویر،همان سرزمین گذشتگانشان هدایت خواهد نمود.
و سخن آخر اینکه تاریخ مبارزاتی ملّت آذربایجان ثابت کرده است که هر زمان این ملت بزرگ برمهمی اراده نموده، با قدرت تمام بر آن دست یافته و هیچ نیرویی توان بازدارندگی در مقابل آن را نداشته است و امروز نیز چنین خواهد بود و بر عاقلان است که آزموده را نیازمایند و دست ازآزارو اذیت و زندانی کردن فرزندان مبارز این ملت بردارند که نتیجه ای برای آنان در بر نخواهد داشت جز پُخته و بُرّنده تر شدن فرزندان تاریخ ساز آذربایجان .

چکیج آلتیندا محقّر ازیلیر گونلرجه
بیر دمیر پارچاسی بیر تیغ مهیب اولماق ایچین

عباس لیساني ٢٩⁄۰۷⁄١٣٨٥

40 ماه حبس و سه سال تبعید برای عباس لسانی

 

عباس لسانی شاعر /روزنامه نگار و فعال سیاسی آذربایجانی در جریان فعالیتهای سیاسی و فرهنگی خویش که در جهت دفاع از حقوق از دست رفته ملت تورک آذربایجانی در ایران  بود در چند سال اخیر بارها دستگیر و روانه زندان شده بود.

دادگاه اردبیل نیز در رابطه با حوادث 6 خرداد اردبیل  با دادن 18 ماه حبس تعزیری 50 ضربه شلاق و 3 سال تبعید در شهر طبس عباس لسانی را روانه زندان کرد.

÷یش از این  دادگاه کلیبرهم عباس لسانی را به یکسال حبس تعزیری به خاطر حضور در قلعه بابک در تیرماه ۱۳۸۴ محکوم کرده بود.

سال گذشته دادگاه اردبیل لسانی را یه 1 سال حبس و تبعید در زندان مسجد سلیمان محکوم کرده بود. که این حکم با اعتراض لسانی لغو شده و رسیدهگی به این حکم را در اردبیل مناسب ندیده و به دادگاه تبریز ارجاع دادند که هنوز حکم قطعی صادر نشده است . لازم بذکر است که این حکم در جریان تحصن عباس لسانی و چند تن از همفکرانش  در مسجد سرچشمه اردبیل در اعتراض به آمدن هئیت اقتصادی ارمنستان به اردبیل صادر شده بود.

عباس لسانی در  سال   84در ۱۴ مرداد سالگرد انقلاب مشروطیت بر سر مزار باقرخان سالار ملی دستگیر شد. و پس از چند روز به قید ضمانت آزاد شدند. که اکنون ایشان را به مرور زمان به دادگاه فرا می خوانند.

بر اساس حکم های که در رابطه با شرکت عباس لسانی در سالهای متمادی در قلعه بابک/ تحصن در مسجد سرچشمه اردبیل در اعتراض به آمدن هئیت اقتصادی ارمنستان به اردبیل و اعتراضات خرداد ماه در شهرهای آذربایجان به 40 ماه حبس / 50 ضربه شلاق و 3 سال حبس در شهر طبس محکوم شدند.

 

 

جرم عباس لسانی چیست؟                                                                                         
 

حق داشتن هویت برای هر انسان یکی از حقوق ذاتی او می باشد. بشر امروزی در قرن 21 به این نتیجه رسیده است که این حق را به رسمیت بشناسد و در همین راستا یونسکو(نهاد فرهنگی ملل متحد) اقداماتی را در جهت احیاء فرهنگ و زبان مردم دنیا انجام داده است. اگر ما هویت و مدنیت یک جامعه را قطاری فرض کنیم لوکوموتیو این قطار زبان آن مردم و اولین واگن این قطار اسطوره های آن ملت است معماری و مذهب و آداب و سنن دیگر مولفه هایی هستند که یک ملت بر اساس آنها عینیت می یابد. اما در ایران امروز علیرغم عضویت در سازمان ملل متحد و امضای تعهدات بین المللی مبنی بر عدم تعرض به حق داشتن هویت که جزو حقوق اولیه هر انسانی است اتفاقاتی می افتد که انسان را به یاد قرون وسطی و دادگاه های کلیسا می اندازد که در آنها انسان ها مورد تفتیش عقاید قرار می گرفتند و انسان ها باید به گونه ای بودند که کشیش ها می خواستند و اگر به غیر این بودند باید به گناه هایشان اعتراف می نمودند و تطهیر می شدند. در آذربایجان فردی به نام “عباس لسانی” صرف تحریر دفاعیه اش به زبان ترکی(به گفته خود قاضی) به یک سال زندان و یک سال تبعید محکوم می شود. مگر عباس لسانی چه کرده است؟ آیا دوست داشتن فرهنگ و هویت آبا و اجدادی جرم سنگینی است که لسانی ها باید هزینه اش را بپردازند؟!!!
سخن ما این است که در ایران به تعدادی از انسان ها صرفا” به خاطر ترک(تورک) بودنشان ظلم می شود و این ظلم نه در یک جنبه(زبان)، بلکه در همه جوانب اعمال می شود و در حقیقت عملیاتی است همه جانبه در جهت از بین بردن مدنیت ترک ها (تورک ها) در آذربایجان ومحروم کردن آن ها از حق داشتن هویت انتخابی و قالب کردن هویت ساختگی دیگری به تعدادی از انسان ها، و این امر چه در مکاتب آسمانی و چه در میثاق های بین المللی هیچ فرقی با نسل کشی و جنایت ندارد.آیا تاکنون از خود پرسیده ایم که ترک ها (تورک ها) چه نقشی در پازل هویتی منطقه ای که ایران نامیده می شود دارند؟ آیا از خود پرسیده ایم که زمانی که صحبت از فرهنگ ایرانی می شود این فرهنگ با فرهنگ فارس چه تفاوت ها و شباهت هایی دارد؟ و یا منظور از فرهنگ ایرانی همان فرهنگ فارسی نیست؟

آری در ایران تنها جرم بعضی ها تورک بودن است!!

از جمله اعترافاتی که در حکم صادره “عباس لسانی” آمده است جرم تلقی شدن “انتشار(تقویم ترکی) است”، که نشان دهنده برخورد ضالمانه با فرهنگ و زبان سی و پنج میلیون ملت تورک آذربایجان در محدوده ایران است و این نمونه بسیار کوچکی از پروسه “نسل کشی فرهنگی” است. که طی هشتاد سال گذشته کما بیش از جانب سردمداران پان ؛آریائیست در حال اجرا بوده است.

در حالی که ایران خواستار رهبری جهان اسلام است کمترین اهمیتی برای احقاق حقوق اقلیت های این کشور قائل نیست. اقلیت های قومی ایران نمی توانند به زبان مادری تحصیل کنند، کانال تلویزیون خصوصی تاسیس کنند، مطبوعات آزاد به زبان خود داشته باشند، باید مطبوعات به زبان فارسی منتشر شوند.
نماینده ویزه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد در این مورد اعتقاد دارد : برخورد حکومت ایران با اقلیت ها با ایین نامه، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی در تضاد کامل است.

آری در ایران ملتی را به جرم تورک بودن، تورکی صحبت کردن و تورکی نوشتن تحت انواعی از مظالم اعم از شکنجه، زندان، تبعید، تحقیر، و دهها روش غیر انسانی دیگر قرار داده اند تا به حیات معنوی و شاید فیزیکی آن خاتمه دهند.

و حرکت ملی آذربایجان با توجه به ماهیت مطالباتی خویش با هدف احیای هویت ملتی محروم از اکثریت حقوق اولیه انسانی، مبارزه ای کاملا” مدنی و خارج از خشونت را در پیش گرفته است.

آنهایی که امروزه سعی می کنند تا به هر راهی حرکت ملی آذربایجان را در تنگنا قرار دهند نه تنها به برآورده کننده آرزوهای آنها در رادیکالیزه کردن حرکت ملی آذربایجان منجر نخواهد شد ، بلکه مبارزه ای مدنی اما بسیار جدی به نمایش خواهند گذاشت.

نتیجه:گرچه با انقلاب اسلامی ایران حکومت نزاد پرست پهلوی از بین رفت اما تفکراتی که در طول 50 ساله حکومت پهلوی در جامعه ریشه دوانیده بود بطورکلی از بین نرفته است.و هنوز هم کسانی هستند آرزوی بلند پروازانه رضاخان بر مبنای تبدیل امپراتوری چند قومی ایران به یک ملت – دولت متحد را در سر می پرورانند. و ماشین استبداد تاریخی که در طول ادوار فقط رانندگانش عوض می شود.

ما موقعی می توانیم بگوییم سلطنت رفته که افکار سلطه گرانه هم رفته باشد، یعنی افراد عوض نشوند، بلکه افکار عوض شود، یعنی مشکل ما مریض ها نیستند، بلکه بیماری ها هستند.

 

www.dustaq.blogsky.com

 

جمعه 12 آبان ماه سال 1385

مصاحبه رادیو فردا با همسر عباس لسانی

یک فعال مدنی آذربایجان در محل کارش توسط ماموران

امنیتی دستگیر شد: مصاحبه با همسر عباس لسانی

عباس لسانی از فعالان مدنی آذربایجانی که پس از چهارماه بازداشت، به تازگی با پرداخت وثیقه آزاد شده بود، روز سه شنبه در محل کارش توسط ماموران امنیتی دستگیر و به بند عمومی زندان اردبیل منتقل شد. آقای لسانی که به اتهام شرکت در تظاهرات سال گذشته ترک زبانان در اعتراض به کاریکاتور روزنامه دولتی ایران در دادگاه بدوی به شانزده ماه زندان محکوم شده بود و به حکم دادگاه اعتراض کرده بود، اکنون به هجده ماه زندان، 50 ضربه شلاق و تبعید به طبس محکوم شده و پیش از آن که به اعتراض وی از طریق وکیلش رسیدگی شود، حکم را درباره او اجرا کردند. رقیه علیزاده همسر عباس لسانی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: روز سه شنبه همسر با من تماس گرفت و گفت من را دارند می برند و اصلا نمی دانست چه کسانی هستند و به کجا می برندش؛ فقط حکم جلبی از سوی دادستانی داشتند و مجددا ساعت چهار بعد از ظهر همسرم تماس گرفت که من در زندان هستم به همان دلیلی که چهار ماه در بازداشت بودم و این در حالی است که هیچ حکمی برای ما نیامده بود و به حکم دادگاه اعتراض داده بودیم.

 

 

پنجشنبه 11 آبان ماه سال 1385

مصاحبه فضائل عزیزان با رادیو فردا در مورد زندانی شدن لسانی

 رادیو فردا:فشار بر فعالین حقوق بشر در آذربایجان

بازداشت و تعقیب فعالان حقوق بشر در آذربایجان: مصاحبه با فضائل عزیزان  ۱۳۸۵ چهارشنبه ۱۰ آبان ]
امیرحسین موحدی فعال حقوق بشر از پنجم آبانماه که تحت تعقیب قرار گرفته به خانه خود نرفته است. به گفته فضائل عزیزان فعال حقوق بشر در اردبیل، ماموران وزارت اطلاعات به منظور تحت فشار قرار دادن او و خانواده اش، آب، برق و گاز خانه او را قطع کرده اند تا وی را وادار کنند خود را تسلیم نمایند. آقای موحدی که دچار بیماری قلبی است، نگران است با معرفی خود به دادستانی و زندانی شدنش از حداقل امکانات درمانی موجود هم محروم شود. در همین حال روز چهارشنبه امین موحدی برادر امیرحسین موحدی نیز در دادگاهی در اردبیل حاضر شد تا به اتهامات خود درباره شرکت در تظاهرات مسالمت جویانه شش خرداد گذشته پاسخ گوید. از سوی دیگر ماموران وزارت اطلاعات عصر سه شنبه یک فعال سیاسی به نام عباس لسانی را در محل کارش دستگیر کردند. فضائل عزیزان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: آقای لسانی یک هفته پیش به رای بدوی دادگاه اعتراض کرده بود و پیش از رای قطعی دادگاه تجدیدنظر وی را دستگیر کردند؛ ایشان به هجده ماه حبس و سه سال تبعید در استان یزد محکوم شده است

 

 

 

.

 

 

 

سه شنبه 9 آبان ماه سال 1385

محکومیت یک ترم تعلیق برای یکی ازدانشجویان هویت طلب دانشگاه تبریز

یک ترم تعلیق برای دانشجوی دانشگاه تبریز

حامد توفیق از دانشجویان هویت طلب آذربایجانی دانشگاه تبریز به یک ترم تعلیق محکوم شد.از بین دانشجویانی که به کمیته انضباطی دانشگاه تبریز احضار شده بودنداولین حکم بنام حامد توفیق٬دانشجوی مهندسی برق و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز زده شد. منابع آگاه در کمیته انظباطی این دانشگاه علت این حکم را فعالیتهای هویت طلبانه وی در دانشگاه تبریز٬ بویژه در جریان اعتراضات مردمی خرداد ماه آذربایجان عنوان می کنند

 

سه شنبه 9 آبان ماه سال 1385

اکبر آزاد و تنی چند از فعالین آذربایجانی زندانی شد

چهار تن از فعالین آذربایجانی راهی زندان اهر شدند

اکبر آزاد ٬ داریوش حاتمی ٬ رسول قهرمانی و آیت مهر علی بیگ زاده روز دوشنبه هشتم آبانماه ٬ جهت اجرای حکم۴ ماه حبس تعزیری به زندان اهر فرستاده شدند.اکبر آزاد جزو هیات تحریریه نشریه فرهنگی "وارلیق"میباشد

این افراد از فعالین حرکت ملی آذربایجان می باشند که در سال ۸۳ در قلعه بابک دستگیر شدندو پس از دستگیری به مدت ۶۷ روز در زندانهای تبریز و اوین تحت بازجویی قرار گرفتند.این افراد در طول دوران باز جویی ۴۰ روز در زندان انفرادی به سر برده اند و پس از آن از طرف دادگاه کلیبربه یکسال زندان محکوم گردیدند که این حکم در دادگاه تجدید نظر استان به چهار ماه حبس تعزیری بدون احتساب ایام بازداشت کاهش یافت.

 

سه شنبه 9 آبان ماه سال 1385

اعتصاب غذای تنی چند از زندانیان سیاسی آذربایجان در زندان تبریز

اعتصاب غذای  چندین تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان

زندانی در بند سیاسی زندان تبریز

بنا به اخبار  رسیده تنی چند از فعالین محبوس حرکت ملی آذربایجان در زندان تبریز از جمله حسن دمیر چی و مهدی بابایی و... در اعتراض به نحوه رفتار حاکمیت با آنها دست به اعتصاب غذا زده اند



سه شنبه 9 آبان ماه سال 1385

وضعیت یکی از زندانیان تبریز

حق - صمد پیوند سردرودی معلم رقص آذربایجانی حدود چهار ماه است که محکومیت ده ماهه خود در زندان تبریز را سپری می کند.پیوند سردرودی سی ساله و متاهل به کار کاشی کاری اشتغال دارد و در کنار آن به تعلیم رقص نیز می پردازد.وی در تاریخ 85.4.17 به صورت تلفنی توسط اداره کل اطلاعات استان آذربایجان شرقی احضار و  در تاریخ  85.4.22 به زندان تبریز منتقل شده است.وی دو بار محاکمه شده است.دفعه اول صدور حکم 4 ماه حبس و 30 ضربه شلاق تعزیری از طرف دادگاه شعبه 120 جزایی   توسط  قاضی خلیل الهی به جرم اخلال در نظم عمومی را در پی داشته است و دومین بار حکم 6 ماه حبس از طرف دادگاه شعبه 1 انقلاب توسط قاضی علی اکبری به جرم تبلیغ علیه نظام صادر شده است.

این دو حکم در دادگاه تجدید نظرتایید شده اند.سردرودی از بدو بازداشت زندانی بوده است ونه امکان استفاده از وثیقه را داشته است و نه موفق به اخذ مرخصی شده است. قاضی حبیبی دردادیاری شعبه  16  با تبدیل قرار بازداشت او مخالفت کرده بود

 

 

عدم استقبال مردم اورميه از روزنامه ايران

 

اورمونيوز(9 آبان 1385): در روزهاي اخير روزنامه ايران در دور جديد انتشار خود بار ديگر بر پيشخوان روزنامه فروشي ها ظاهر شده است. نكته جالب اما عدم استقبال مردم اورميه از اين روزنامه است. در حالي كه در دور پيشين اين روزنامه يكي از روزنامه هاي پرفروش شهر بود اما در روزهاي اخير آنچه مشخص است اينكه از حجم اين روزنامه در دكه هاي روزنامه فروشي كاسته نمي شود.

پس از توهين روزنامه ايران به مردم آذربايجان در خرداد ماه گذشته، مردم اورميه همگام با ساير شهرهاي آذربايجان به اعتراض عليه اين روزنامه پرداختند. در برابر عده زيادي از فعالين آذربايجاني دستگير و محكوم به زندان هاي طولاني مدت گرديدند اما مدير مسئول و نويسنده روزنامه ايران از اتهامات وارده تبرئه گشتند.

يكي از شهروندان اورميه اي به اورمو نيوز مي گويد: اكنون دور جديدي از اقدامات ما عليه روزنامه ايران با عدم خريد اين روزنامه و ترغيب مردم به عدم خواندن مطالب آن آغاز شده است.

گفتني است روزنامه ايران در اولين شماره خود در روز شنبه هفته جاري مقاله اي در مدح آذربايجان به چاپ رسانيده بود.

 

 

پنجشنبه 11 آبان ماه سال 1385

فشار بر فعالین حرکت ملی آذربایجان در اردبیل

وضعیت نگران کننده زندانیان ساسی اردبیل

بر اساس خبر دریافتی از خانواده های زندانیان حرکت ملی آدربایجان در اردبیل برخی از ایشان وضعیت نگران کننده ای دارند.

بنا بر این اخبار عباس لسانی به بند ۷ ویژه معتادین منتقل شده است.با توجه به بیماریهای شایع در میان این گونه زندانیان و مسائل خاص ایشان خانواده لسانی نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی می کنند.

همچنین از دو روز پیش عسگر اکبرزاده دیگر فعال آذربایجانی به اداره اطلاعات اردبیل منتقل شده و تا امروز به زندان مراجعت داده نشده است

 

 

مقاله ی«ملت سازی»سردبیروچندسوال

 

آ.اورموی- نهم آبانماه 1385

درنوشته ی ِشما در شماره ی 116ِ طرحی نو،مفهوم ِ«ملیتی- قومی» بصورت ِمبهم ونا  روشن بکاررفته است. «قوم»مجموعه ای ازانسانهاویاگروهای ِانسانی در مراحل ِابتدائی ِتکامل ِجوامع ِانسانی   بوجودآمده ومفهومی ما قبل ِسرمایه داری بوده وفاقد ِهویت وحقوق ِملی است. «قوم»در ادبیات ِگروه های ِقومیتگرای ِفارس زبان و ناسیونال سوسیالیستهای ِوطنی بصورتهای ِتحقیروتحریک آمیزفقط در مورد ِملیتهای ِغیرِ فارس زبان بکارمیرود. از طرف ِاین گروه هاوالبته صدمتاسفانه از طرف ِبعضی از روشنفکران وشایدباصطلاح روشنفکران نیزمفهوم ِقوم شامل ِاکثریت ِمردم ِایران یعنی ملییتهای ِمختلف ِغیرِ فارس زبان بوده وباین خاطرنیزجایگاه ِملی وموقعییت ِجغرافیائی ِملییت ِفارس تعریف نشده است.

 

 سردبیرِمحترم شما بجای ِشکست ِجنبش ِمشروطییت ازپیروزی ِآن سخن گفته ودراین   رابطه بطور ِمبهم  بقدرت رسیدن ِرضاشاه ورشدِپروژه یِ« ملت شدن»را نتیجه گرفته اید.

 

 باپیروزی ِانقلاب ِکبیرِاکتبروازبین رفتن ِتزاریسم رقیب ِانگلستان در ایران ،وجود ِیک دولتِ مقتدرِوابسته بخود در ایران جزء ضروری ترین برنامه های ِدولت ِانگلیس بود ودراین راستا چه کسی بهترازرضا میرپنج ِاسطبل بان،باخصلتهای ِقلُدرمنشی ونظامیگری میتوانست باشد!  از این تاریخ به بعد یعنی پس ازبقدرت رساندن ِرضاخان میر پنج ِانگلیسی،بیماریِ ِهیستریکِ هموطن ستیزی،سرکوب ِزبانهاو فرهنگهای ِبومی ودیرین ِایران با تبلیغ ِخونین ِفارس پرستی در حد اعلای ِممکن شروع میشود.بعنوان ِمثالی کوچک میتوان به بسته شدن ِمدارس ِترکی درآذربایجان اشاره کرد که حدودِدو دهه قبل ازشروع ِجنبش ِمشروطییت بکوشش ِبزرگ مردِ ِفرهنگی ِآذربایجان حسن رشدیه درتبریزوتهران ایجادشده بود.واین آغازِفارستازی ** بود.    

 

باساخته شدن ِحکومت ِمنارکو- فاشیستی ِرضاشاه جنبشهای ِمحلی سرکوب شده،سازمانهایِ مترقی یکی پس ِدیگری متلاشی شده تا آخرین بازماندگان ِجنبش ِگیلان- زنده یاد پیشه وری ،انقلابی واینترناسیونالیست ِبزرگ ِتاریخ ِایران- بایاران ِخودروانه ی ِزندان شده و تا فرار رضاشاه وپایان ِموقتی فارستازی ها **– تا شهریور 1320 همچنان در زندان بودند.

 

با آغاز ِحکومت ِنکبتبارِرضاشاه تبلیغات در زمینه های:افتخارات ِقلابی در مورد ِتاریخ و فرهنگ ِباستانی ازجمله جا زدن ِسرداران ِخونریزکورش وداریوش ِهخامنشی برخاسته از اسلاوهای ِروس بجای ِپادشاهان ِایرانی!! ،تبلیغ ِنژاد ِموهوم ِ"آریائی"بعنوان ِاصل ونسبِ ایرانییت،تبلیغ ِشاهنامه بعنوان ِشناسنامه ی ِایرانییت با برگزاری ِجشنواره ی ِهزاره یِ ِ فردوسی برای ِاولین مرتبه در سال 1313ِشمسی و.... شروع میشود.

 

 آیا میتوان خود را سوسیالیست نامید و به شاهنامه استناد کرد؟شاهنامه ای که درآن عرب و ترک و کرد ومازندرانی و...وحشی ودزد ودیوو...نامیده شده وزنان به بدترین وجه لقب گرفته اند،وهمین بیت ِکاسبکارانه ی ِشماازشاهنامه ،نشان از خاک وخاک پرستی درمقابل ِ ارج وحرمت ِانسانی است.آیا کتاب ِِتاریخی وجودداردکه باندازه ی ِشاهنامه ارتجاعی،زن- ستیزو نژادپرستانه باشد ؟وچرا  زنده یاد شاملوی کبیرآنرا هجونامه نامید؟ سوال یکم

 

آیانبایدازخودبپرسیم زمانیکه روشنفکران ِمترقی ومردمی ازظهورِنکبت بارِرضاشاه تا بامروزتحمل نشده وباید بوسایل ِمختلف- دوختن ِدهان،تزریق ِآمپول ِهوا،زیرِشکنجه واعدام از بین برده شوند،چرا اینهمه سرمایه های ِکلان صرف ِتبلیغات ِشاهنامه میشود؟سوال دوم

 

رژیمهائیکه حتی سنگ ِقبربزرگان ِفرهنگ وادب ِملی چون شاملووبهرنگی راتحمل نمیکنند   عوامل ِرژیم با  سکستن ِسنگ ِقبرِشاملو دربهار ِگذشته، وحمله وضرب وشتم و دستگیری ِ-    مردمیکه در نهم ِشهریور ماه ِگذشته برمزارِبهرنگی بخاطرِسال روز ِمرگش جمع شده بودند  عمق ِتنفرخودرا از هرروشنفکروهنرمندِمردمی نشان دادند.       

 

شما نوشته راچنین ادامه میدهید:نقل قول"اقوام ایرانی،با آنکه سده هاتحت استعماروزیرسلطه بیگانگان زیستند،اما خود را ایرانی میدانستند." میدانیم که تاریخ ِایران ِبعد از اسلام(بجزمدت ِکوتاه ِحکومت ِکریمخان زندلرُ تبار)بمدت بیش ازهزارسال حکومت ومدیریت ِمقتدرترکان نظیرغزنویان- سلجوقیان- صفویه- افشاریه – وقاجاریه بوده است.البته باهزاران شاعرِجیره خوارومجیزگوی،دروصف یال و زین ودم ِ-اسبِ اُمراوسلاطین ِترک.البته که  این اشعاروشعرا همان فرهنگ ِغنی ِفارسی است ! منظورشما از سلطه ی بیگانگان چیست؟ آیادوران ِطولانی ِهزارساله ی ِتاریخ ِترکان ِبعد ازاسلام،تاریخ ِایران است یا تاریخ ِبیگانگان؟ آیا میتوانید تاریخ و موقعییت ِجغرافیائی" قوم فارس"  اززمان ِظهورِاسلام تاحالارامعین کنید؟

سوال سوم سه بخش فوق

 

شماسردبیرمحترم بدرستی با رد« وحدت ملی» سلطنت طلبان(پارازیتهای ا ُپوزیسیون)یک- مرتبه بدوران ِحکومت ِملی ِزنده یاددکتر مصدق اشاره میکنید. گوئی بعدازفروپاشی ِدوره ی دیکتاتوری ِسیاه،ازشهریور1320تاحکومت ِملی ِمصدق رویداد ِمهمی وجود نداشته است!

 

فراموشی ِدوحکومت ِدموکراتیک- ملی درکردستان برهبری زنده یادقاضی محمد وهمزمان در آذربایجان برهبری ِاینترناسیونالیست ِمشهوروانقلابی ِبزرگ ِتاریخ ِایران(زندانی سیاسی که سیزده سال در زندان رضاشاهی گذرانده بود)زنده یاد پیشه وری،از آذرماه سال 1324  تا آذر ماه 1325شمسی ،که بزرگترین رویداد ِتاریخی بود(ازنظروسعت وکیفییت دستاورد- های مردمی)بچه معنی است؟سوال چهارم

چندنمونه:

دادن ِحق ِرای به  زنان برای ِاولین مرتبه در تاریخ ِشرق وکشورهای ِمسلمان- رسمیت یافتن ِمجدد ِزبان ِترکی   درتمام ِزمینه های ِاجتماعی درکل ِآذربایجان- تقسیم اراضی وتقسیم املاک ما لکین ِفراری بین دهقانان بی زمین- تعلیم وتربیت ِعمومی دردهات وکلاسهای ِاکابربرای ِبزرگ سالان بطوررایگان-  تشکیل ِتیمهای ِبهداشتی ِسیّاردرمراکزِِشهرها و روانه ی ِآنها به دهات ومناطق ِدوردست- تاسیس ِپرورشگاه وآسایشگاه برای ِبچه های ِبی سرپرست واشخاص ِمحتاج- امنییت ِکامل در خارج وداخل ِشهرها،رفت وآمد ِآزادانه ی ِزنان ودختران دراوقات ِشب- بازسازی ِاساسی ِخیابانهای ِشهرهاوجاده ها- تاسیس ِدانشگاه ِتبریزدر رشته های ِطب- کشاورزی- معلمی- …….ازجمله کارنامه ی ِیکساله ی ِحکومت ِملی ِآذربایجان است.

 

آیامیشود از مبارزه وآزادی صحبت کرد وخودراسوسیالیست نامید وحکومت های ِملی ِ کردستان وآذربایجان راندیده گرفت؟سوال پنجم

 

بخاطرِاحترام وارزش ِوالای دکتر محمد مصدق،همینجااشاره کنم که مردم ِآزاده وآزاد اندیش با دستیابی به آزادیهای ِنسبی ِقبل ِازقیام ِضد ِسلطنتی 57 بهروسیله ی ِممکن         خودرابه احمدآبادمیرساندند تابرمزار ِاین رادمرد ِبزرگ ِآزادی وآزادگی ادای احترام نموده وسوگندیادکنند که راه ِمصدق را تا استقلال و آزادی ِکامل ادامه دهند.  

 

ازآنجائیکه مردم هیچ موقع خادمین ِواقعی ورهبران ِراستین ِخودرا فراموش نمیکنند و درست بهمین دلیل امروزه پس از شصت سال، دسترسی به اسناد،وجودنوشته وکتب مختلف،ماهواره واینترنت درردتبلیغات ِدروغین ِارتجاع ونیروهای پان فارسیسم درباره حکومت ِملی آذربایجان،خدمات ِیک ساله ی پیشه وری و یارانش بیش ازپیش روشن شده وعشق وعلاقه ی عمیقی رانسبت باو در سرتاسرآذربایجان ونیزدربین روشنفکران آزادیخواه وبرابری طلب تمام ملییت های ایران برانگیخته است.

 

دو رهبربزرگ ِتاریخ ِمبارزات ِمردم ِایران، پیشه وری ومصدق،هردوزندانی سیاسی حکومت ِدوران ِسیاه ِرضاشاهی،در دو برُهه اززمان مبارزات ِدرخشان ِمردم رارهبری نمودند.موزیگری ِامپریالیست ِانگلیس درحمایت ازدربارفاسد ِشاه ومشکلات ِخارجی از   یک سو،کارشکنی های ِحزب توده ویاران ِنیمه راه بامشکلات ِداخلی ازسوی ِدیگرعواملی بودندکه به مصدق امکان ندادندتا مبارزه رابه تمام ِسطوح ازجمله بهبودوضع ِکارگران و دهقانان،حق رای ِزنان ...گسترش دهد،درنتیجه اوازمحدوده ی ِاستقلال وآزادی پیشتر نرفت .

 

حدود هشت سال قبل ازجنبش نفت،حکومت ِدموکراتیک- ملی در آذربایجان وکردستان به پیروزی رسیده وعلارغم پیروزیهای ِدرخشان،بعدازیکسال بایورش ِارتش ِشاهنشاهی  به وحشی ترین صورت ِممکن درهم شکسته شد. شعارِاصلی ِحکومت ملی آذربایجان:زنده بادآذربایجان ِدمکرات!

                                             زنده بادایران ِمستقل وآزاد !

 

خود مختاری ِآذربایجان دردرون ِایرانی آزاد ومستقل وتکرارِهمیشگی آن ازطرف  - فرقه ِدمکرات چه قبل از بقدرت رسیدن وچه در دوران ِیکساله در قدرت، آنقدرروشن و عیان بود که امروزه حتی حجت السلام مجید زربخش در گفتگوی ِپالتاک 23اکتبربارها براین نکته تاکیدکردکه حکومت ِملی آذربایجان خودمختاری در درون ِایران بود. باری مبارزه برای استقلال،آزادی وبرابری از خصوصیات ِویژه ی ِپیشه وری بود ، برابری حقوق ِملیتها،برابری حقوق ِزن ومرد،وجود زنان ِنماینده ی ِانتخابی درمجلس ِ حکومت ِملی ونیز آثارِادبی ِپیشه وری نشان میدهد که لقب ِشاهین ِانقلاب لایق ِاوست.

 

درمورد زبان ِرسمی:

انتخاب یکی از زبانها بعنوان ِزبان ِرسمی در یک کشورِچند زبانه بهر طریقی نادرست بوده  وواکنش ِسایرین را درطول ِزمان در پی خواهدداشت.انتخاب ِیک زبان ِرسمی بمفهوم ِغیر  رسمی بودن سایر زبان هاست.آیا انسان ِمبارزمیتواند سراسری کردن ورسمی نامیدن ِزبانیِ رابشیوه های ِفاشیستی ندیده بگیرد واز برابری ِحقوق ِملییتها سخن بگوید؟سوال ششم

 

دوست ارجمندی بنام آقای احسان دهکُردی در رابطه با حل ِمشکلات ِملی متاسفانه نتیجه گرفته بودکه گویا  بخاطر ِعمل کرد ِزبان فارسی  یکنوع دشمنی با آن در بین ِروشنفکران   مردم ِغیرفارس زبان بوجود آمده است. خوشبختانه اکثریت ِمردم ایران دقیقأ دشمنی با زبان ِمادری خود را در هشتادسال ِگذشته حس کرده اند وبطور ِیقین با هیچ زبانی دشمنی ندارند،ولی  بعلت ِعمل کرد ِناسیونالیسم ِ افراطی ِفارس ِ حاکم ،واکنش وحساسیت ِ منفی ِدربین روشنفکران ِغیرفارس وجودداردکه  فقط با روشهای درست وبلوغ ِسیاسی همه ی دست اندرکاران ِعلمی وفرهنگی ِپیشروودر درجه ی اول بکمک ِروشنفکران ِمترقی فارس زبان میتوان آنرا ازبین برد.

 

واین کاری است عاجل وفوری وامروزی که فردا دیر خواهدشدزیرا: تلاش ِامریکا برای بالکانیزه کردن ِایران از یکسووسرکوب ِلجام گسیخته ِملییتهای مختلف درآذربایجان،بلوچستان ،اهوازوکردستان توسط ِپان فارسیسم ازسوی دیگر،خطرات ِحاصله    ازافزایش ِگرایش ِناسیونالیسم کِور ِملییتهای ِتحت ِستم در مقابل ِشونیسم ِملت ِحاکم بعنوان   واکنش ِعادی ،سنگینی ِ وظایف ِروشنفکران ِمبارزِتمام ِملییتهای ِایران را صد چندان نموده،    بطوریکه بجرأت میتوان گفت مساله ی ملی هیچ موقع درایران  باین حد حاد نبوده است. « مطلب ديگر در اين خصوص آنست كه در حال حاضر پان فارسيسم به چنان سطحي از جنون و جمود رسيده است كه هيچ حقي را براي غير فارس به رسميت نميشناسد و ذهنيت شهروندان فارس به دليل سياستهاي رضاخان در 80 سال گذشته (جمهوري اسلامي تغييري در اين سياستها ايجاد نكرده و تقريبا مجري سياستهاي سيستم پهلوي ميباشد حتي اخيرا آزادي بيشتري نيز به اين جريان داده است به طوري كه حتي افراطي ترين لايه هاي اصولگرا نيز اسلام را كنار گذاشته و پان فارسيست شده اند ! كه اين موضوع در قضيه خليج نمود عيني پيدا كرد.ضروري ميدانم بگويم كه ما در ماجراي نشنال جيو گرافيك ارزيابي هاي بسيار عميقي در مورد شدت و ضعف جنون پان فارسيسم انجام داديم كه نتايج حاصله بسيار جالب و حيرت انگيز بودو برخي از اين آقايان جنون عرب ستيزي را به مرزهاي فحاشي به مباني اسلام و پيامبرش نيز رساندند !!! ) آنچنان آلوده است كه برخي از شهروندان فارس ديدگاههاي آپارتايدگونه پيدا كرده اند و ساير ملل غير فارس ايران را پست وحتي وحشي و مناطق غير فارس را تيول خود دانسته و جالب اينكه خود رامردماني فوق العاده باهوش !!! و متمدن قلمداد ميكنند !!!»

 ازسخنان آقای موشه داوید عضو"بنیاد ِمطالعات ِاستراژتیک ِاورشلیم- واشنگتن"

باتوجه بمطالب ِبالا گفته ی شما در مورد ِباصطلاح جدائی طلبان چقدرپخته بوده وآیا  تجزیه طلبان وجدائی خواهان ِواقعی غیرازپان فارسیستها وناسیونال سوسیالیستهای ِوطنی هستند؟ سوال هفتم

اهمییت ِزبان بعنوان ِمحصول ِبلافاصله وعالی فکرِانسانی تا آندرجه است که عصبانییت آقای ژاک شیراک بخاطر ِانگلیسی حرف زدن ِیکی از وزرایش در پارلمان ِاروپابجای زبان ِفرانسه مدتهامورد ِبحث ِکلیه ی رسانه ها نه تنها درفرانسه(مهد تمدن غرب)بلکه بحث ِتمام ِرسانه های بین المللی بود.

 

اهمییت ِزبان درسالهای هفتاد ِمیلادی پاکستان ِشرقی(بنگالادژ)راازپاکستان ِغربی جداکرد. اهمییت ِزبان کشور ِاروپائی یوگوسلاوی را تکه تکه کرد. اهمییت ِزبان درایران ِشصت سال پیش درآذربایجان وکردستان حدود ِهفتادهزارکشته برجا گذاشت،وهنوز هم این ماجرا ادامه دارد.   اهمییت ِزبان جنگهاوخونریزیهای بیشماری رادرکشورهای مختلف درپی داشته ودارد. اهمییت ِزبان اعدام های اهواز،بلوچستان ودرگیریهای خونین ِآذربایجان وکردستان رادرپی داشته ودارد........ .

 

نتیجه:

کشور ِدموکراتیک وفدرال ِایران ِفردا متشکل ازدولتهای ِفدرال ِبلوچ،ترکمن،کرد،عرب، فارس وترک با زبانهای ِمادری ِخود در مناطق ِملی وأتنیکی ِمربوطه ی ِخودشان خواهدبود. با توجه باوضاع واحوال ِملی وبین المللی زبان ِانگلیسی بعنوان ِزبان ِمدرن ِعلمی وزبان ِ   رابط ِبین المللی ،میتواند زبان ِرابط ِدولتهای ِفدرال انتخاب شود. بخاطر ِاینکه در هشتاد سال ِگذشته زبان ِفارسی بطور ِتحمیلی واجباری بصورت ِزبان ِرابط ِ ایران درآمده است(که اکثرأبغلط زبان ِمشترک میگویند) ،میتواندفقط  تا پایان ِدوران ِگذار  (حداکثرده سال)یعنی تا یادگیری ِزبان ِانتخابی(احتمالأ انگلیسی) بین ِدولت های ِفدرال در    صورت ِتوافق ِهمه ی ِآنها ، بعنوان ِزبان ِرابط  ِموقت ِدوران ِگذارعمل کند.      

 

**تازویا بتازحالت ِامری ازفعل ِتاختن و اصلأ به کلمه ی تازی بمعنی عرب مربوط نیست.

 

 

 

http://www.yenises.org/

http://www.barama.org/

 

www.oyrencinews.blogfa.com

www.oyrencinews.blogspot.com

 

 

تاملی بر شعار"مرگبر آپارتاید"در تظاهرات های سراسری آذربایجان/محمد بودونچو

 

شعار نماد علل اعتراض و خواسته های تجمع گنندگان است.شعارهای مطرح شده در یک سلسه از تظاهرات نشان و گوشه ای از گفتمان حاکم بر آن جمع و منطقه است.نادیده گرفتن و بازتاب نکردن شعارهای معترضین به منزله نشیندن و یا توجه نکردن به علل اعتراضات است و این امر باعث عمیق تر شدن برخوردها و خواسته ها خواهد شد.آذربایجانیان با قیام یکپارچه خوددر خرداد امسال درقالب  قشرها و صنوف مختلف در اکثر شهرهای آذربایجان و حتی خارج از آذربایجان ضمن بر هم زدن معادلات سیاسی حاکم بر ایران و منطقه نشان دادند که ملتی زنده دارای درجه بالای از همبستگی ملی و گفتمان به خصوص و مجزای خارج از تبلیغات بنگاهای قدرت سیاسی و فرهنگی ایران و منطقه هستند.شعارها و جنس خواسته های ملت آذربایجان نشان از رشد یک گفتمان ملی باشعور  است.آنان با شعار"مرگبر آپارتاید"حوزه و جبهه مبارزاتی خود را مشخص کردند.
آپارتاید چیست؟
آپارتاید لغتی هلندی به ارث گذاشته شده از طرف نژادپرستان هلندی و انگلیس در آفریقای جنوبی است،که در علم لکسیلوژی به معنای "جدایی و تفکیک"است سفید پرستان آفریقای جنوبی با لفظ آپارتاید منفورترین و چرکین ترین صورت های نژادپرستی و تبعیض نژادی را در حافظه تاریخی بشریت به ثبت رساندندبه طوریکه امروزه واژه"آپارتاید"به یک نظام فکری و عملکردی اطلاق می شود که در آن بنا به"کنوانسیون بین المللی تعلیق و مجازات آپارتاید"جنایتی علیه بشریت است و اعمال غیر انسانی ناشی از سیاست ها و رویه های آپارتاید و خط مشی ها و عملکردهای مشابه تفکیک نژادی و تبعیض،جنایاتی هستند که اصول حقوق بنیادین و مصادیق قواعد آمره بین المللی را نقض می کنند.این کنوانسیون در ماده دوم؛آپارتاید را سلسله ای از اقدمات تعریف می کند که با هدف استقرار و حفظ سلطه افراد یک گروه نژادی بر سایر افراد گروهای نژادی دیگر و سرکوب سیستیماتیک آنها انجام می گیرد.
شعار "مرگبر آپارتاید"شعاری است که برای اولین بار در ایران شنیده شد.شعار به قدری عمیق و تکان دهنده بود که اکثر جریانات فکری و قدرت های سیاسی بایکوت آن را مصلحت دیدند؛از حاکمیت گرفته تا اپوزیسیون درون و برون حاکمیت.
آیا در ایران رژیم آپارتاید برقرار است؟چرا جریانات روشنفکری نسبت به وجود یک ساختار فکری و عملی آپارتاید در ایران بیگانه و یا بی اعتنا هستند.بر همگان روشن است که آپارتاید منفورترین و جنایت کارترین نوع دولت-کشور ممکنه است که در آن حاکمییت و نخبگان یک قوم در استعمار و استثمار و آسیملاسیون ملل غیر همگون با قوم حاکم همکاری و همفکری می کنند.
یکی از مصادیق عینی آپارتاید رشد ناموزون اقتصادی مناطق متفاوت از بافت قومی و ملی نسبت به قوم و یاملت حاکم است.در ایران عقب مانده ترین مناطق جغرافیایی آذربایجان،کردستان،خوزستان و بلوچستان هستند که همگی سرزمین اقلیت های ملی غیر فارس هستند.
در نظام آپارتاید فرهنگ و ادبیات ملت حاکم در هر مرحله رشد و توسعه و فرهنگ و ادبیات ملت های محکوم در مسیر انزوا و نابودی قرار می گیرد.در ایران نیز بعد از بوجود آمدن رسانه های جمعی و آموزش و پرورش همگانی و آموزش عالی تمام ثروت و بودجه این کشور در حوزه فرهنگ و هنر صرف رشد و توسعه فرهنگ و ادبیات فارسی شده و فرهنگ و ادبیات ملل غیر فارس از آن محروم مانده اند.
شاید در هیچ مکانی از دنیا و زمانی از تاریخ نظیر نداشته باشد که در ایران 75%مردم از خواندن و نوشتن به زبان مادری و رشد وبالندگی فرهنگ خود محروم هستند.
در نظام آپارتاید ارکان هویت تحمیلی قوم یا ملت حاکم هر روز به مدد بسیج امکانات دولتی قویتر  و در مقابل ارکان هویتی ملل محکوم تضعیف و در آستانه نابودی قرار می گیرد.نگاهی به کشورهای استعماره شده در آفریقا نشانگر این حقیقت است  اکثر آنها زبان ،فرهنگ و به طور کلی ارکان هویتی خود را از دست داده اند،حال نگاهی به ارکان هویتی ملل غیر فارس در ایران بیندازید ؛به علت فشارهای سیاسی دولت به فعالان فرهنگی و اجتماعی و نبود ساختارهای همچون رسانه های جمعی و تبلیغ گسترده و  یک جانبه  ارکان هویتی فارس بعنوان یک هویت مدرن باعث گردیده شیرازه ارکان هویتی ملل غیر فارس در آستانه از هم پاشیدن قرار بگیرد.بحران هویت در این مناطق به قدری عمیق است که کسی جرات بازگو کردن آن را ندارد.برای مثال اکثریت انسان آذربایجانی هزاره سوم تعداد حروف الفبا زبان خود را نمی داند.فرزند زاده شده از پدر و مادر ترک در بین اهالی مهاجر نسبت به فرهنگ ترک  نسبت به آن به چشم بیگانه و حقارت نگاه می کند.پدر و مادر خود را در قالب همان ادبیات دیکته شده از طرف حکومت و نخبگان فارس  دیده و به هویت آنان  می تازد.تکرار جمله"ترک بازی در نیار"میلیونها ترک فارس زبان گویای  چیست؟
اینها تنها گوشه های از ساختار آپارتایددولت-کشور ایران است.کشوری ی که از زمان شکل گیری دولت مدرن پایه و اساس ساختار آن بر تفکرات آپارتایدی بوده و هست و حتی انقلاب ایدولوژیکی چون انقلاب 57 نیز نتوانست آن را تغییر دهد بلکه گذشت زمان ثابت کرد که تفکرات آپارتایدی حتی در بین نخبگان فارس گرا و حکومت نیز با گذشت زمان نهادینه تر می شود.ملت های غیر فارس و نخبگان فکری آنها با مطالعه و نقد تاریخ دولت های صد ساله اخیر به این نتیجه رسیده اند که مشکل ایران،رژیم سیاسی حاکم نیست بلکه مشکل اصلی ساختار دولت-کشور ایران است.و تا زمانیکه در این دولت-کشور سانترالیسم،ملت غالب فارس بخواهد بابرتری طلبی بر ملل غیر فارس حکومت کند تلاش برای اصلاح ایران از راه تغییر رژیم هاوان در آب کوبیدن است.ونه تنها سودی بر نخواهد داشت بلکه اثرات سهمگینی همچون 57 را به دنبال خواهد داشت.
   
آذربایجان امروز شعار "مرگبرآپارتاید"می دهد.چون سیاست های سیستماتیک آپارتایدی را به عینه تجربه می کند.او می گوید تنها راه گذر انسانهای ساکن در ایران به سوی سعادت و تکامل برچیدن تفکرات آپارتایدی است.او می گوید ملل غیر فارس نیز انسان اند و به دلیل انسان بودند دارای لیاقت اند.لیاقتی که طبق اولین ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر در بین همه انسانها برابر است. پس حقوق و آزادی های تعریف شده برای انسان به خاطر لیاقت اش شامل حال آنان نیز می شود.کسی و یا نهادی با توسل جستن به ذهنیت خویش در امر تقدس گرایی مرزی و مصلحت اندیشی حق گرفتن این حق و حقوق را از آنان ندارد.دموکراسی که بر پایه حقوق بشر نباشد اکثریتی خواهد بود که حکم قتل سقراط را صادر کرد.انسان آذربایجانی می گوید مبارزه با آپارتاید ضد ارزش نیست بلکه هم محور نبودن با تلاش انسانها برای احقاق ابتدای ترین حقوق ضد ارزش است.تقدس گرایی مرز سیاسی و ایدولوژی ارزش نیست بلکه مبارزه با آپارتاید ارزش است.راه هرگونه تغیر و تحولات مثبت در این منطقه نیاز به برچیده شدن سیستم و تفکر آپارتایدی حاکم بر نخبگان و دولت مردان و روشنفکران فارس گرا دارد.وظیفه انسانی و اخلاق دموکراتیکی حکم می کند که تمام انسان های آزاده به یاری مبارزان جبهه آپارتاید آذربایجان شتافته و جهان را از وجود آپارتایدی نهنگ تر و مخوف تر از آپارتاید آفریقای جنوبی نجات دهند.

 

http://atn.tumrus.net/index.php?subactionfiltered=showfull&id=1162241621&archive=&start_from=&ucat=1&

 

 

 

Azərbaycan Fedrasiyonu-İsveçin(AFİ)

İran rejimi tərəfindən həbs olunmuş milli hərəkat fəalları ilə bağlı dünya ictimaiyyətinə, beynəlxalq təşkilatlara və soydaşlarımıza müraciəti

 

  Dəyərli xanımlar və cənablar!

Hamınızın bildiyi kimi, İran adlanan ölkədə qeyri fars millətindən olan bütün insanların mədəni, mənəvi və insan haqları tapdalanmaqda, bu haqlar uğrunda mübarizə aparmaq istəyində olanlar isə Tehran rejimi tərəfindən müxtəlif metodlarla öldürülməkdə, təqib olunmaqda, həbsxanalara salınaraq ağır işgəncələrə məruz qalmaqdadırlar. Təqiblər və həbslər bu ilin may ayında ”İran” adlı rəsmi dövlət qəzetinin səhifələrində dərc olunmuş karikatura vasitəsi ilə Türk millətinin təhqir olunmasından sonra daha geniş vüsət almışdır. Davamlı təhqir və aşağılanmalara dözüm gətirməyən İran adlanan ölkədə yaşayan türk milləti bu hadisədən qəzəblənərək küçələrə çıxıb öz sivil mübarizələrini davam etdirmişlər. Bu hadisələr zamanı coxlu sayda söydaşlarımız öldürülmüş, yaralanmış, həbs olunmuş, həbsxanalarda işgəncələrə məruz qalmışlar.

Bu günlər həbsxana divarları arasında işgəncə görən 65 yaşlı mədəniyyət xadimi Həsən Hergüli(Azərbaycanı) aclıq aksiyasına başlamış və hazırda onun həyatı sön dərəcədə ağır bir duruma düşmüşdür. Əkbər Azad, Abbas Lisani, Həsən Ərk, Yürüş Mehrəlibəyli və yüzlərcə digər milli hərəkat fəalı yenidən həbsə salınaraq işgəncə görməkdədirlər.

Biz çox təəssüf edirik ki, bu hadisələr dünya ictimaiyyətinin gözləri qarşısında baş versə də, kimsə köməksiz qalmış bu insanlara yardım etmək iqtidarında deyildir. Çünki, insanlıqdan uzaq olan, din pərdəsi altında maskalanmış Tehran rejimi hələ ki, dünyanı aldatmaqda və bütün dünyaya meydan oxumaqda davam edir.

Biz, İsveçdə yaşayan mühacir Azərbaycanlıların yaratmış olduqları federativ bir təşkilat olaraq, dünya ictimaiyyətinə, insan haqları ilə məşğul olan beynəlxalq təşkilatlara və eləcə də bütün soydaşlarımıza müraciət edərək, təkidlə aşağıdakıları istəyirik:

1. Milli haqları uğrunda mübarizə aparan İranda yaşayan Azərbaycan Türklərinin hüquqları müdafiə olunsun.

2. Milli mücadilə aparan Güney Azərbaycan Türklərinin haqlı mübarizəsi dünya ictimaiyyətinin və insan haqları ilə məşğul olan beynəlxalq təşkilatların diqqətinə çatdırılsın.

3. Haqsız yerə həbsxanalara salınmış və işgəncələrə məruz qalmış insanların azadlığına nail olunsun.

4. Həbsxana divarları arasında aclığa başlamış 65 yaşlı mədəniyyət xadimi Həsən bəy Hergülidən(Azərbaycani) aksiyanı dərhal dayandırması xahiş edilsin.

 AFİ olaraq, bəyan edirik ki, biz hər zaman insan haqlarını və milli mübarizəni müdafiə etmişik, bundan sonra da müdafiə edəcəyik.

  

 

Azərbaycan Fedrasiyonu-İsveçin

Baş Komitəsi

2006.11.01

 

 

Sayqı dəyər AFİ üyələri!

 

Bununla bütün İsvecdə yaşıyan Azərbaycanlı yurddaşlarımı səmimiyətlə salamlayıb, Azərbaycan Fedrasiyonu-İsvecin birlik qurultayında iştirak edən tum dərnəkləri ki, birlik naminə Göteborg şəhrində toplaşıb və millətimiz naminə birlik qurultayın gərçəkləşdirdilər səmimiyətlə bağrıma basıb, təşəkkürlarımı bildirirəm.

İnanıram 8-ci qurultayın iştirakçıları əsas amacıların birlik təməllərində düşünərək, poloralismə inanaraq bir yerdə toplaşıb , millətimizə ümüdverici savlar sundular.

Mən öz sıramda bütün iştirak edən dərnəklər və vətəndaşlarımdan bu amacı düşündükləri və eyləmə gətirdiklərindən və mənə bu ağır vəzifəni verdiklərindən təşəkkür edib, dəyərli baş komitəmizlə birgə Azərbaycan naminə, millətimizin harayın dünya ictimaiyətinə çatdırmağa ilqarlanmışıq. Bu yolda hər bir fədakarlığı düşünüb, könül dolu sevdamızı yurdumuza və vətəndaşlarımıza həsr etməyə söz vermişiq. Hamımız bir səs olub birlik naminə düşündüyümüz bu qutsal yolda əlimizdən gələni əsir gəlməyəcəyik. Yaşasın Azərbaycan, yaşasın ulu millətimiz.

 

Dərin sayqılarla

Məmməd Riza Aqapur

2006-10-30

 

Qöteborq,

31 Oktyabr, 2006

    

Azerbaycan Gencleri Fedrasiyonu Isvech  

 

Azerbaycan Gencleri Fedrasiyonu Isvech Cenubi Azerbaycanlilarin meselesini Britaniya Parlamentinde lobbi edir 

 

23-25 oktyabr tarixleri arasinda, Azerbaycan Gencleri Fedrasiyonu Isvech 

temsilchileri Britaniya parlamentini ziyaret etmish ve müxtelif komitelerden olan deputatlarla görüshler kechirerek Irandaki Cb.Azerbaycanlilarin insan hüquqlarini müzakire etmishler. Görüshlerin neticesinde six emekdashliq telleri qurulmush ve Böyük Britaniya parlamentinde bu meseleye ishiq salinmasinin vacibliyine dair raziliga gelinmishdir. London seferi zamani, AGFI üzvleri hemchinin Amnesty International teshkilatinin bash ofisinin Iran ekspertleri ile, hemchinin BBC kanalinda 30 ilden cox chalishmish meshhur jurnalist Nikolas Cons kimi jurnalistlerle görüshmüshler.

 

 

AGFI-nin Britaniya Parlamentine seferi ozünde kechmish Avropa ishleri naziri, hazirki Konstitusiya Ishleri Komitesinin üzvü Cb. Keys Vaz, Xarici Ishler Komitesinden Cb. Pol Kitch, Müdafie Komitesinden Xm. Linda Gilroy, Beynelxalq Inkishaf Komitesinden Xm. Ann Makkechin ve Iran meseleleri parlament qrupundan ve yerli hakimiyyet komitesinden Cb. Kliv Bets ile görüshleri ehtiva edirdi.

 

Görüshler zamani AGFI deputatlara Iranda qeyri-farslara qarshi olan sistematik diskriminasiya barede melumat vermishdir. Onlar Iranda yashayan 30 mln Azerbaycanlinin öz dogma dilinde tehsil almasina olan qadagani ve belece Azerbaycan dilinde mekteblerin olmamasi faktini misal getirerek fars shovinizmine dair örnekler vermishler. AGFI hemchinin beynelxalq arenada esasen Iranin nüve meselesinin müzakiresinin dominantligina gore insan haqqlarina dair veziyyete dair yeniden diqqet ayrilmasina dair narahatliq ve ümidlerini dile getirmishdir.

 

Teqdim olunan infromasiya deputatlar terefinden yüksek qiymetlendirilmekle yanashi bu sahede melumatin azligi etiraf edilmishdir. Onlar da narahatliqlarini dile getirmish, meseleye böyük maraq göstermish ve bu sahede gelecek emekdashliga dair ümidlerini qeyd etmishler. Tecili addimlar atilmishdir ki onlar bu yaxinlarda teqdim olunacaqlar.

 

Amnesty International teshkilatinin Londondaki bash ofisinde görüsh zamani AGFI -nin üzvleri Iran meselesi ile meshgul olan iki shexs Xm. Keyt Villinqton ve Xm. Sima ile görüshmüshler. “Amnesty”nin Cb.Azerbaycana dair meruzeleri müzakire edilerken, AGFI üzvleri azerbaycanlilarin sayina dair bu senedlerde qeyd olunan statistik melumatlara diqqeti chekmishler. “Amnesty” meruzelerinde Azerbaycanlilarin Iranda ehalinin 25%-ni teshkil etdiyini yazmasinin eksine olaraq, eslinde bu reqemin 40% olduguna dair menbeler teqdim olunmushdur. Irandaki Azerbaycan herekatina dair xüsusi ve etrafli bir meruze hazirlanmaqdadir ve bu ilin dekabr ayinda ishiq üzü görecekdir.

 

 

Jurnalistikanin veterani olan, Cb. Nikolas Cons ile görüsh zamani AGFI üzvleri medianin B.Britaniyada ishleme mexanizmine dair etrafli melumat almaqla yanashi müxtelif xeberler kanallarinin televiziya studiyalarini da gezmishler. Cb. Cons Cb. Azerbaycanlilara dair IAGA üzvleri terefinden verilen melumati diqqetle dinlemishdir. O da hemchinin narahatchiligini dile getirmekle yanashi bu meseleni diqqetde saxlayacagina dair söz vermishdir.

 

 

 

 

 

Gothenburg, October 31 2006

     The Azerbaijani Youth Association in Sweden

 

The Azerbaijani Youth Association in Sweden lobbies the case of South-Azerbaijan in the British Parliament 

 

Between the 23rd and 25th of October, representatives from the Azerbaijani Youth Association in Sweden visited the British Parliament and had meetings with British parliamentarians from a number of different committees, in order to discuss the human rights of the South-Azerbaijanis in Iran. The meetings resulted in the establishment of close contacts and the agreement of the necessity of concrete actions from Great Britain in order to shed light on this subject. During their London visit, the AYAS members also met with the Iran experts of Amnesty International headquarters’, as well as with journalists such as the renowned Nicholas Jones whom has worked for the BBC for over 30 years.

 

AYAS´ visit in the British Parliament included meetings with Mr. Keith Vaz, the former Minister of European Affairs, today a member of the committee on Constitutional Affairs, Mr. Paul Keetch from the Foreign Affairs committee, Ms Linda Gilroy from the Defense committee, Ms. Anne Mckechin from the International Development committee and Mr. Clive Betts from the parliamentarian group on Iran as well as the committee on Local Government.

 

During the meetings AYAS provided the MPs with information on the systematic discrimination of the non-Persians in Iran. They illustrated examples of the Persian chauvinism in the country by pointing out that 30 million Azerbaijanis in Iran are prohibited to study in their native language and do not have a single school in their mother tongue. AYAS also raised concerns over the present negligence of the human rights situation in Iran, this due to the dominance of Iran’s nuclear question in the international debate, and shared their hopes of renewed attention on this area soon.

 

The information presented was highly appreciated by the MPs who admitted the lack of knowledge in this area. They expressed their concerns and showed great interest in engaging in the question and co-operating further in this matter. Concrete actions immediately took place and will be presented in the near future. 

 

During the meetings with Amnesty International headquarters in London, AYAS´ members met with the two people responsible for covering Iran Ms. Kate Willington and Ms. Sima. The Amnesty reports regarding South-Azerbaijan were discussed and AYAS´ members brought special attention to the statistics about the amount of Azerbaijanis in Iran stated in the reports. Sources were presented showing that the Azerbaijanis constitute around 40% of the total population in Iran, in comparison to the 25% of the population which is written in the Amnesty reports. A detailed report specifically about the Azerbaijani movement in Iran is being prepared by Amnesty International and will be released in December later this year.

When meeting with the veteran within journalism, Mr. Nicholas Jones, the AYAS´ representatives received a thorough description of how the Media in the UK works, including a guided tour around the TV-studios of different News channels.  Mr. Jones also listened carefully to the case of South-Azerbaijan and ensured that he would continue to flow this matter.