هشتمین مجمع عمومی سازمان اقوام و ملل بدون نماینده در تایپه

 

سازمان اقوام و ملل بدون نماینده یو-ان-پی-او UNPO هشتمین مجمع خود را که هر 18 ماه یکبار تشکیل میشود- از 27 تا 29 اکتبر 2006- در تایپه پایتخت تایوان تشکیل داد.

نمایندگان قریب به پنجاه قوم و ملل بدون نماینده عضو سازمان و نیز نمایندگان سه ملت دیگر بعنوان ناظر، از هر 5 قاره جهان در این مجمع شرکت داشتند. این سازمان 66 عضو دارد.

 

افتتاح مجمع با سخنانی از آقای مارینو بوسداخین، دبیر کل ، اقای گوران هنسون رئیس مجمع عمومی UNPO، دکتر پاریس چانگ معاون پارلمان و از مسئولین امور خارجه تایوان، آقای کن مارتن ماهر وزیردادگستری استونی (عضو سابق یو ان پی او)، سخنانی ازآقای هانس وان بالن نماینده پارلمان هلند، همچنین پیامهائی از لرد نظیر احمد عضو مجلس انگلیس، و ازلودی گری نماینده روحانی تبتی دالی لاما و دیگران- در صبح روز جمعه شروع شد و متعاقب آن رقص محلی از بومیان جزیره فرموزا ((Ami and Puyuma اجرا شد.

بعد ازگزارشات سالیانه، در بعد از ظهر روز جمعه پانلی (گروهی سخنران) از متخصصین قوانین بین المللی در امور ملل تحت ستم و ملل غیر حاکم در کشورهای مختلف جهان، شرایط جهانی و وضعیت حقوق بشر در کشورهائی که ملل عضو تحت ستم حکومتهای مرکزی ، بصورت غیر حاکم زندگی میکنند تشریح؛ معانی و مفاهیم حق تعین سرنوشت ملل از جانب سازمان ملل متحد، و تغیر و تحولاتی که در این زمینه در سطح بین المللی بوجود آمده است و بخصوص بعد ازواقعه 11 سپتامبر، مقالاتی خوانده شد و بحث های بسیار مفیدی درمورد در گرفت.

از ملل تحت ستم در ایران که عضو این سازمان هستند، ملت عرب اهواز و ملت بلوج، از هر ملت 2 نماینده، و نماینده ای از ملت کُرد ایران، بعنوان ناظر در این مجمع شرکت داشتند.

در روز یکشنبه 29 اکتبر قطنامه های پیشنهادی از جانب نمایندگان ملل عضو به مجمع تقدیم و به راًی گذاشته شد. سازمانهای سیاسی عرب ایرانی شرکت کننده در این مجمع عمومی، قطعنامه زیر را به تصویب مجمع رمانند:

 

ریاست محترم مجمع عمومی اقوام و ملل بدون نماینده ونمایندگان ملل تحت ستم :

نظر به اینکه ایران کشوری است با کثرت و تعدد ملی، قومی،زبانی و فرهنگی که بطور عمده از ملل ترک، فارس، عرب، کرد، بلوچ، ترکمن و اقوام و ملل دیگر تشکیل شده، و برخلاف موازین دمکراتیک که بر طبق آن اداره امور کشوری با شرکت تمامی احاد ملی انجام میپزیرد در ایران از سال 1925 وبا تشکیل حکومت متمرکزو توتالیتر ، فقط ملت فارس که حدود یک سوم کل جمعیت را تشکیل میدهد ، اداره حکومت را را بدست گرفته و اکنون نیز در دست دارد....

 

نظر به اینکه نقض بنیادین و مستمر حقوق بشربوسیله حکومت توتالیتر تهران در مورد ملت عرب اهواز و ازآنجمله در ماه های گذشته که تعداد کثیری از ملت بومی عرب اهواز که در جنوب غرب کشور ، در اقلیم الاهواز (استان خوزستان) در ایران ساکنند، دستگیر، زندانی، شکنجه و اعدام شده اند و در نتیجه جو خفقان حاکم بر منطقۀ الاهواز را تنگ تر کرده است...

 

با توجه به اینکه این ملت 5 میلیونی هزاران سال است که در اقیم اهواز که سرزمین اباء و اجدادی آنان است، بصورت مستقل، نیمه مستقل و یا خود مختار زیسته اند و از 1925 که حکومت مرکزی مستبد با توسل به نیروی نظامی این خود مختاری را ملغی و این ملت را به زور و علیرغم میل خود به انقیاد در آورد است...

 

نظر به اینکه حکومت جاری همانند حکومتهای پیشین با ادامه سیاست آسمیله کردن اجباری، پاکیزگی قومی، غصب زمینهای کشاورزان ، سرقت آب رودخانه های انان که در سرزمینهای آنها قرار دارد، مانند کرخه و کارون به مناطق واستانهای فارس نشین اصفهان، یزد و رفسنجان کرمان و غیره ،و نیز جلوگیری حکومت از مشارکت مردم عرب اهواز در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و خود گردانی امور خود...

 

نظر به اینکه زبان فارسی بعنوان تنها زبان رسمی به ملت عرب اهواز و دیگر ملل غیر فارس تحمیل شده و می شود ،و در حالیکه این زبان مادری فقط یک سوم جمعیت ایران است ، و منع عربها و دیگر ملل غیر فارس از تدریس و تکلم به زبان مادری خود...

 

با توجه به اینکه سیاست جمهوری اسلامی ایران ، همانند رژيم پيشين، بر مبناى محو ونابودى هويت ملى وفرهنگى ملت عرب الاهواز و اینکه این سیاست شامل ديگرملل و اقوام غير فارس مانند ترکان آذربايجان، كردها، بلوچها، لرها و تركمنها استوار است که هدف نهائی آن، فارسيزاسيون جامعه يکسان سازی وهمگونی اجباری آن است.... 

 

با توجه به اینکه نتیجه عقب نگهداشتن عربها منجر به فقر مطلق قریب به نصف جمعیت عربهای ساکن اقلیم و سوًتغذیه 80 در صد اطفال عرب اهوازی شده است...

نظر به اینکه تقاضای عادلانه مردم عرب الاهواز در ایران برای احقاق حقوق اولیه وانسانی از جمله آموزش بزبان مادری، وديگر خواستهاى فرهنگى و اقتصادی را رژيم ايران كما كان با بر چسب " تجزيه طلبى " جاسوس "وابستگی به کشورهای اجنبی "  و " خطر براى تماميت ارضى " به شدت سركوب ميکند...

نظر به اینکه در زمان حاکميت جمهوری اسلامی، همانند رژيم سابق، کماکان استاندار خوزستان،  تمام فرمانداران ، شهرداران، بخشداران وتمامى افراد بلند پايه وميان پايه استان مستمراٌ از غير بوميان عرب اهوازی انتخاب وگمارده ميشوند....

 

با توجه به اینکه بدلیل اعمال سیاستهای شوونیستی و شبه استعماری آموزشی جمهوری اسلامی ، میزان بیسوادی در میان عربهای اهواز حدود 4 برابر و میزان بیکاری نزدیک به 5 برابر معدل کشوری در مقایسه با فارس ها میباشد...

 

نظر به اینکه عربهای اهواز استفاده از لباس های ملی وبومی خود در ادارجات و مکانهای رسمی محروم و از شرکت در آداب و رسوم خود منع ، از تدریس واستفاده از زبان مادری نیز محروم بوده و اینکه مقامات استان خوزستان (الاهواز)از صدور شناسنامه به نوزادان عربی که اسمهای عربی و غیر فارسی استفاده میکنند سر باز میزنند....

 

نظر به اینکه از شروع انتفاضه و قیام عمومی عربها بر علیه سیاستهای پاکیزگی قومی و نقض دیگر حقوق آنها ، در 15 آوریل 2005 تا کنون حدود 25000 نفر از انان دستگیرشده (که اطلاعی از وضعیت اغلب آنها در دست نیست )، کشتار و اعدام حداقل 131 نفر در این مدت و نیز دستگیری و زندانی همسران و خانواده های مبارزینی که بدلایل فشار سیاسی به خارج گریخته و یا مخفی شده اند- از جمله گروگانکیری مادرانی با کودکان 2 و 4 ساله آنها تا تسلیم همسران و یا والدین آنها....

 

نظر به اینکه مطلقاً هیچ درصدی از درآمد نفت به عربها و یا منطقه آنها تخصیص داده نشده و پیشنهاد تخصیص 1.5 در صد به اقلیم اهواز برای چندمین بار در مجلس شورای اسلامی ایران رد شده است...

 

نظر به اینکه متاًسفانه مطالبات حق طلبانه عربهای الاهواز وجه المصالحه و قربانی ملاحظات

ژئو پلیتیکی قرار گرفته در نتیجه دول عربی و اسلامی و بعضی نیروهای مترقی اروپائی در قبال این کشتارو سرکوب سکوت اختیار کرده یا آنرا وجه المصالحه بین دعوای ژئوپولیتیکی و ایدئولوژیکی بین ایران وا مریکا قرار داده اند....

 

با توجه به اهمیت استراتژیک منطقه اهواز که 40 در صد نفت اوپک را تولید میکند و در صورت ادامه خفقان جمهوری اسلامی بر علیه عربهای ایران و عدم توجه جامعه بین المللی به آن، امکان قطع صدور نفت به غرب واقعی بوده و نیز ممکن است ثبات و امنیت خاورمیانه و جهان را به مخاطره بیندازد...

 

و بالاخره نظر به اینکه رژیم ایران اقلیم اهواز را میلیتاریزه و آنرا منطقه نظامی اعلام نموده و به ناظران بین المللی و خبرنگاران خارجی اجازه ورود به منطقه را نمی دهد تا سرکوب عربها ی اهواز از انظار جهان دور بماند.......

از مجع عمومی یو- ان- پی- او میخواهیم:

  1. اعمال سرکوب فوق را به اطلاع تمام دولتها و شرکتهائی که در منابع نفت اهواز سرمایه گزاری کرده اند - از جمله دولت چین که اخیرا قرارداد 90 ملیون دلاری بمنظور اکتشاف و تولید و صدور نفت با رژیم طهران امضاء کرده است- برسانید، تا طبق قوانین بین المللی به مطالبات مردمان بومی بی توجه نباشند....
  2. اعمال سرکوب ، دستگیری وسیع ، کشتار و اعدام دسته جمعی عربهای اهواز بوسیله حکومت جمهوری اسلامی را بشدت محکوم کند...
  3. از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و پارلمان اروپا بخواهد که با تاً سیس یک تیم تحقیقاتی و حقیقت یابی موافقت کرده وبا ارسال آن به اقلیم اهواز و دیگر مناطق مانند کردستان، بلوچستان و آذربایجان ، در مورد سرکوب و کشتار اقلیتهای ملی و قومی گزارشی تهیه و به جامعه جهانی تقدیم کند.

 

هیئت نمایندگی ملت عرب اهواز ساکن در جنوب غرب ایران.