حرکت ملی آذربایجان به کدامین سو در حرکت است؟*
محمد تقی ستاری

حوادث و جریانات اخیر و سرریز مطالبات ملی آذربایجان از دانشگاهها به درون جامعه آذربایجان و تاثیرهای کلان ملی و فراملی آن در داخل کشور و منطقه رفته رفته می رود که این حرکت را بعنوان یک حرکت اجتماعی- سیاسی تاثیرگذار در معادلات منطقه ای مطرح کند. در چنین موقعیت و شرایط حساس و مهمی که دقت و هوشیاری بیشتری در اتخاذ سیاستهای آتی پیش روی حرکت ملی آذربایجان ضروری است، این نوشته صرفا با هدف بررسی نقاط ضعف و قوت حرکت برشته تحریر درآمده و هیچگونه قصد بزرگنمائی غیرمعقول و یا کوچک نمائی دشمن پسند را ندارد.

حوادث روزهای اخیر بویژه برای آنهائیکه ملت آذربایجان را ملتی بی اعتنا به سرنوشت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود و ذوب شده در درون سیاست آسیملاسیون هشتاد سال گذشته می پنداشتند حاوی درسهای بزرگی بود. دقت روی شعار هارای هارای من تورکم که در سرتاسر آذربایجان گفته شد بیانگر شکست کامل سیاست آسیملاسیون از سوئی و دفاع سربلندانه از هویت ملی انسانهایی بود که با سکوت چندین ساله اشان توهم گریزازهویت ملی خود را هم در ذهن روشنفکران ملی و هم طراحان سیاستهای ضد ملی و قومی ایجاد کرده بودند. واقعیت اینست که خیزش عظیم ملی آذربایجان حتی باعث شوک کسانی شد که تحت عنوان فعالین ملی آذربایجان در این زمینه قلم فرسائی نموده و در حال مبارزه می باشند. از سالها پیش شکایتهای متعددی از سوی فعالین و روشنفکران ملی آذربایجان مبنی بر سرخوردگی ملت آذربایجان از هویت ملی خود بارها به گوش می رسید. اما حوادث روزهای اخیر بار دیگر روشنفکران ملی را در موضعی قرار می دهد که مجددا به بررسی روانشناسی اجتماعی یکی ازپیچیده ترین ملتهای تورک روی زمین بپردازند. این حرکت عظیم باعث شناخته شدن حرکت ملی و مطالبات کاملا متمدنانه این حرکت در سطح دنیا شد. بطوریکه حتی جریانهائی که کاملا بر علیه مطالبات ملی آذربایجان بوده و اساسا وجود مسئله ملی در ایران را منکر می شدند نیزمجبور به موضع گیری شدند. این به مفهوم جهشی عظیم و باورنکردنی درحرکت ملی آذربایجان و انتقال مواضع و خواسته های آن از سوی اقلیت تحصیلکرده فعال آذربایجان به اکثریت خاموش آن بود.

در این بین متاسفانه ضعفهای عمده و ساختاری موجود در حرکت بنوعی پابرجا ماند که امید است با گذشت زمان این حرکت با نوسازی دائمی بتواند تاکتیکها و استراتژیهای موثر و مفیدی در پیشبرد حرکت ارائه دهد.

مبارزات حداقل صد ساله اخیر در آذربایجان از جنبش مشروطیت بدین سو متاسفانه بعلت دلایل متعدد با شکست مواجه شده است. شکستهای پی درپی در مسئله ملی متاسفانه به مقدار زیادی به اعتماد بنفس ملی در آذربایجان صدمه زده است. اما آرام آرام این اعتماد به نفس ملی در حال احیا است. مهمترین فاکتوریکه نبایستی بدان اجازه آسیب داد همین اعتماد بنفس ملی است. بنظر می رسد بعضی جریانات عمدتا خارج نشین با عجله ای که در طرح بعضی ازمطالبات دارند ناخواسته شرایطی را پیش می آورند که در آن شرایط امکان صدمه دیدن این اعتماد بنفس ملی دوچندان می شود. بالا بردن کف مطالبات در درون یک جامعه توسعه نیافته ای چون ایران که بالطبع برخورد خشن از سوی حاکمیت را درقبال این خواسته ها بهمراه خواهد داشت می تواند از مهمترین عوامل ضربه بر اعتماد بنفس ملی باشد. آنچه که در صحنه مبارزه ملی دیده میشود جوانانی هستند که بعنوان پتانسیل انسانی و قدرتمند برای آینده آذربایجان مطرح بوده و دائما از طرف خانواده های خود برای ترک صحنه مبارزه سیاسی تحت فشار هستند. افزایش هزینه مبارزه و خدای نکرده شهادت و اعدام های احتمالی باعث افزایش این فشارها از سوی خانواده هایی خواهد شد که در حافظه تاریخی خود از اعدامهای بی حساب و کتاب خاطرات بس تلخی به یاد دارند. این حرکت در فازهای نوین مردمی شدن بوده و تحمیل هزینه های غیرعادی برآن چه بسا باعث تقویت سیاست زدگی شده و حرکت ملی آذربایجان را از وجود جوانان پرشور و با استعداد محروم کند.

بعلت عدم وجود احزاب و تشکیلات سیاسی ملی در داخل کشور هیچگونه کادر سازی صورت نگرفته و ساختارهای مدیریتی و اجرائی در حوضه های اقتصادی فرهنگی و سیاسی تعریف نشده است. واقعیت این است که نحله های فکری موجود در حرکت ملی آذربایجان صرفا روی مسائل انگشت شماری سرمایه گذاری نموده اند، این در حالیست که حرکت ملی آذربایجان بایستی فارغ از کلی گوئیهای شناخته شده بصورت صریح دیدگاهها و نقطه نظرات خود را در ارتباط با مسائل اقتصادی-اجتماعی نیزبیان کند. پرداخت دقیق به این قسمت از اهداف حرکت ملی آذربایجان خواهد توانست طیف عظیمی از ملت را که در پی شرایط بهتری برای زندگی و معیشت خود بوده و به مسائل فرهنگی کمتر اهمیت می دهند را بسوی خود جذب نماید.

تشکلها و انجمن های موجود در چارچوب حرکت ملی آذربایجان نیاز به زمان دارند تا پا به پای توسعه توده ای حرکت ملی این ساختارهای ضروری را پی ریزی نموده و در مواقع لازم با کمک آنها توان مدیریتی در سطح کلان را داشته باشند. سیستم حرکت ملی آذربایجان بایستی بصورتی عمل کند که همه اجزا و ساختارهای آن در هماهنگی کامل باهم بسوی هدف سیستم به پیش بروند. سیستمی که در آن اجزا و المانهایش توام و هماهنگ با هم عمل نکنند جوابگوی پروژه های بزرگ نخواهد بود.

علیرغم اینکه اعتقاد به اصلاح ساختارهای موجود و عزیمت بسمت موقعیت مطلوب درچارچوب شرایط فعلی طرفداری در بین روشنفکران ملی ندارد اما از سوئی دیگر نیزتجربه انقلابهای خشن، پرسرعت، پرهزینه و بدون فایده نیز در حافظه تاریخی ملت ما جایگاه محکم و قابل دفاعی ندارد. اساسا بعلت موقعیت مدنی و صلح آمیز حرکت ملی آذربایجان رویکردهای انقلابی در رسیدن به اهداف مورد نظر ملی اگرچه شاید در فضای احساساتی کنونی معقول بنظربرسد اما در یک اتمسفر غیر احساسی و خرد گریانه غیرمنطقی جلوه خواهد نمود. حرکت ملی آذربایجان این توان را در سطح ملی دارد که با فشار بر ساختارهای قدرت آنها را مجبور به عقب نشینی از مواضع شونیستی نموده و در جهان آزاد با معادلات بین المللی موجود و آگاهی های کلان ملی زمینه وبستررا برای یک انتخاب سرنوشت ساز ملت آذربایجان مهیا کند. در یک کلام بجای تصمیم گیری ملی از سوی گروهها و تشکیلات ملی ایجاد بستر و شرایط برای انتخاب و تعیین سرنوشت ملی در طول یک مبارزه تکاملی با حداقل هزینه شاید مطلوبترین تاکتیک مبارزاتی در این موقعیت باشد.

برای چنین مبارزه ای وجود تشکیلات داخلی و توانمند که بتواند گام به گام زمینه را برای آن انتخاب سرنوشت ساز مهیا نموده و توان بسیج مردمی از سوئی و قدرت چانه زدن در سطح ملی و فراملی را داشته باشد ضروری است. از اینروی تقویت گروههای داخلی و موجود آذربایجان در اتمسفر سیاسی فعلی ایران و به چالش کشیدن قدرت سیاسی حاکم از سوی این تشکیلات زمینه را برای عرض اندام بیشتر حرکت در مجامع ملی و بین المللی فراهم خواهد نمود. ما به تشکلهایی نیاز مندیم که ضمن داشتن وجهه مردمی در داخل حداقل بصورت عینی توان دفاع از این حرکت در مجامع بین المللی را نیز داشته باشند. چرا که بنظر می رسد تصور اینکه بتوان بکمک حزب و یا احزابی در خارج از کشور که بتعداد عضو های چند نفره شان سایت اینترنتی راه انداخته و قصد مبارزه و رهبری این حرکت عظیم را دارند تصوری باطل بوده و در حد خیال پردازی باقی بماند.

پذیرش یک فضای احساسی و انقلابی پرشور از سوئی دیگر زمینه را برای ظهور دیکتاتوریهای نوین فراهم خواهد نمود. بنظر می رسد در یک فضا و موقعیت انقلابی که سرعت وقوع تحولات خارج از دسترس بوده قبل از آمادگی روشنفکران صادق و ملی جهت راهبری حرکت ملی، جامعه پوپولیستی آذربایجان مساعد برای پذیرش دیکتاتورهای پوپولیست خواهد بود و در آن صورت نیل به آرمانهای توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و ایجاد یک جامعه دمکرات، آزادیخواه و سکولار به فراموشی سپرده خواهد شد. و در آنصورت به جایی خواهیم رسید که بگوییم نقطه سرخط

.

* بو یازی بیر ایکی آی اؤنجه نین اولسادا تکرار اوخونولماسینا ده یر. یئنی سس

برگرفته از سایت www.azsav.net