محمد آزادگر

 

 

نباید در انتخابات مجلس اسلامی هشتم شرکت کرد!

درحاشیه ی چه باید کرد؟! ماشااله رزمی

 

در این اواخر بعضی از آذربایجانی ها به تبلیغ شرکت در انتخابات مجلس هشتم روی آورده اند.در این میان نوشته م. رزمی چه بایدکرداز جهاتی قابل توجه تر است. آقای رزمی دراین نوشته به مسایل متعددی اشاره کرده که بخشا مربط به انتخابات است وبخشا نا مربوط.. من سعی می کنم بطورگذرا به برخی موضوعات ونکاتی که به نظرم مهم هستند ودر این نوشته رزمی آمده است اشاره کنم.

 

آقای رزمی برای توجیه شرکت در انتخابات واقعیت ها را وارونه نشان میدهد وبه تزی روی می آورد که تماما ناصواب وخلاف حقیقت است. رزمی مینوسد : بايد توجه داشت که حکومت هاي غير منتخب علاقه چنداني به شرکت وسيع مردم در انتخابات ندارندخامنه ای میگوید:انتخابات يك فريضه است؛ همه بايد شركت كنند؛ همه بايد خود را موظف بدانند براى اينكه در انتخابات شركت كنند. بهانه‏جوئى نبايد بشود. مسئله‏ى انتخابات، مسئله‏ى مهم امسالِ ملت ايران است رفسنجانی میگوید :رکن اولیه انتخابات حضور مردم است. اگر در این صحنه نمایندگان شایسته هم باشند اما مردم حضور نیابند، انتخابات نمی تواند پیام خود را انتقال دهد. اگر صندوق ها پر از رای باشد به طور قطع محاسبات دشمن که حریصانه چشم خود را به دوری مردم از انقلاب دوخته به هم خواهد خورد.

آقای رزمی مینویسد: شرکت جنبش هاي ملي در انتخابات بويژه درانتخايات منطقه اي نبايد بمعني رسميت دادن به رژيم حاکم و يا رفتن به زير پرچم آن تعبير شود، در اينجا هدف گرفتن قدرت در منطقه و تسخير نهاد هاي تصميم گيري محلي است که شعار اصلي هر جنبش ملي مي‌باشد و چندان ربطي به موافقت يا مخالفت با حاکميت ندارد، کسي که شرکت در انتخابات را تحريم مي‌کند آشکارا تحقق خواسته هاي ملي را به بعد ازسرنگوني حکومت موکول مي‌کند، امري که تضمين شده نيست، حکومت در ايران به اتکاء در آمد نفت عليرغم نفرت مردم از آن مي‌تواند سال ها دوام بياورد چنانکه سي سال است دوام آورده است و يا اگر تغيير کرد يا سرنگون شد هيچ تضميني وجود ندارد که حکومت جانشين، خشن تر از حکومت فعلي رفتار نکند ....جنبش ملي تعطيل بردار نيست و در هر شرايطي مي‌بايد متناسب با اوضاع در صحنه حاضرباشد. مبارزه مردم براي خواسته هاي ملي از زندگي روز مره آنان جدا نيست و نبايد انتظار داشت که مردم مانند انقلابيون حرفه اي، کار و فعاليت بکنند .

 

آقای رزمی جابجا انتخابات مجلس شورای اسلامی را با انتخابات شهر وروستا قاطی میکند در حالیکه این دو از یک جنس نیستندووظایف وحیطه عملشان نیز متفاوت است.در ضمن اصولاکسی با شرکت در انتخابات شوراهای شهر وروستا مخالف نیست.اما علرغم این اقای رزمی به خلط مبحث میپردازد.

 

تحریم انتخابات الزاما به معنای سرنگونی طلبی نیست حتی بخشی از اصلاح طلبان حکومتی نیز ویا اپوزیسیون قانونی رژیم چه دراین انتخابات وچه انتخابات قبلی ا نتخابات را تحریم کرده اند. مسله این است که رزمی موضوعات متعددو مختلفی را در این پاراگرف گنجانده است که اساس آن مایوس کردن وناامید ساختن مبارزان راه ازادی ودموکراسی وخلع سلاح کردن جنبش ملی آذربایجان وقربانی کردن آن زیر پای حکومت اسلامی است .

اولا آنهایی که از تحریم انتخابات صحبت میکنند نقدا منظور انتخابات مجلس اسلامی هشتم است که قرار است در 24 اسفند سال جاری برگزار شودونه انتخابات شوراهای شهروروستا.ما میگوئیم شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی هشتم مشروعیت دادن به رژیم غیر مشروع است.شعار وهدف جنبش ملی ودموکراتیک آذربایجان شکستن ماشین دولتی حکومت اسلامی ورهایی ازستم ملی ودستیابی مردم آذربایجان وملت تورک ساکن ایران به دموکراسی وعدالت اجتماعی وحق تعیین سرنوشت است. زیرا مساله ملی درایران وازجمله مسله تورکان ایران وآذربایجانی ها یک مساله کاملا سیاسی است. برای پایان دادن به ستم ملی درایران باید این حکومت برود.البته تلاش برای وارد شدن به انجمن های شهر وروستا اینجا وآنجامیتواندسیاست درستی باشدیانباشد .در هر صورت بایددرهرمورد مشخص تصمیم مشخصی گرفت؛ البته نه برای خوش رقصی به حکومت اسلامی بلکه برای اینکه از این طریق نشان داده شود که تا ملت های تحت ستم ومظلوم در قدرت سیاسی سهیم نگردند وبه عنوان یک ملت به رسمیت شناخته نشوند وازحقوق ملی وشهروندی برخوردار نگردند، مساله ملی شان حل نخواهد شد.

ثانیا این استدلال که چون این حکومت سی سال با سرکوب وشکنجه واعدام وزندان وتحقیر وسرکوب زنان و ملیتها ی غیر فارس زبان ودگرانیشان وزحمتکشان والبته به اتکائ درآمد سرشار نفت دوام آورده پس تا ابدنیز دوام خواهد آورد، از اساس نادرست است .هیچ حکومتی را اگر سرنگون نکنند سرنگون نمیشود.

 

وثالثا این حکم تماما مسخره وبدون اساس که هيچ تضميني وجود ندارد که حکومت جانشين، خشن تر از حکومت فعلي رفتار نکند ، در واقع دفاع از وضع موجود است.من معتقدم که هر حکومتی پس ازجمهوری اسلامی بیاید با توجه به رشد جنبش دموکراسی خواهی و نیروهای مدافع آزادی درایرن وهمچنین افکارعمومی بین المللی که در مجموع به سود دموکراسی عمل میکند؛ امکان وشانس استقرار حکومتی دموکراتیک وسکولار بیش از هروقت دیگر فراهم است. در کشور ما قبل از انقلاب 1357 ویا اوایل انقلاب جنبش های ملی ملل تحت ستم مثل امروز نیرومند وتوده ای نبود. دور نرویم همین جنبش ملی آذربایجان در قیام سراسری خود درخرداد 1375نشان داد که جنبش ملی ودموکراتیک تورک ها چه قدرت عظیمی دارد.ویا جنبش رهایی وبرابریی طلبانه زنان در ایران ونیز درآذربایجان باقبل از انقلاب ویا اوایل انقلاب قابل مقایسه نیست!ویا جنبش کارگری وسندیکالستی امروز یک جنبش قوی اجتماعی است که بااوایل انقلاب مطلقا قابل قیاس نیست.وجود وحضور پرتوان جنبشهای رهایی بخش ملل تحت ستم،جنبش زنان وجنبش کارگری وجنبش پردامنه دموکراسی خواهانه وسکولار تضمین میکنند که حکومت جانشین جمهوری اسلامی ،دموکراتیک تر خواهد بود.

 

 از منظر آقای رزمی برای اینکه جنبش ملی تعطیل نشودو در صحنه حاضر باشد بایددر بساط رژیم بازی کندو درانتخاباتی که رژیم جمهوری اسلامی برگزار میکند،شرکت کند.تحریم انتخابات مطلقا تناقضی با زندگی روزمره مردم که برای خواسته های ملی مبارزه میکنند تدارد و ربطی هم به انقلابیون حرفه ای وغیر حرفه ای ندارد.

 

آقای رزمی میگوید: در جامعه آذربايجان مانند هر جامعه آگاه، مشروعيت هر رهبر از طريق انتخاب آزاد مردم بدست مي‌آيد بدينجهت اشخاصي که داراي شرايط رهبري جنبش هستند هر طور شده بايد خود را به انتخاب مردم بسپارند.

 

دوست ما گویا جامعه فرانسه را با ایران که در آن حکومت اسلامی حاکم است عوضی گرفته است .در جامعه ای که کوچکترین امکان فعالیت دموکراتیک وجود نداردودر شرایط اختناق وسرکوب تمام عیار، فعلان ملی ویا رهبران جنبش چگونه میخواهند خودشان رادر معرض انتخاب مردم قراردهند.پاسخ آقای رزمی روشن است :شرکت در انتخابات!

 

آقای رزمی میگوید:جنبش ملی هنوز براي اداره جامعه اعلام آمادگي نکرده است، هنوز بشکل گسترده براي تسخير نهادهاي اجرائي وارد عمل نشده است. رهبران جنبش هنوز موقعيت رهبري خود را در جامعه تثبيت نکرده اند. در چنين وضعيتي اگر ناگهان يک خلاء قدرت بهر دليل در جامعه ايجاد شود جنبش نخواهد توانست نقش تاريخي خود را ايفا کند.

 

جنبش ملی چگونه برای اداره جامعه باید اعلام آمادگی کند؟کدام جنبشی را می توان سراغ گرفت که در شرایط اختناق ودیکتاتوری که سر نیزه حکومت میکندواحاد مردم از هیچ حق دموکراتیکی برخوردار نیستند؛برای اداره جامعه اعلام آمادگی کند.تسخیر نهادهای اجرایی یعنی چه که جنبش ملی وارد عمل نشده است.درکشوری که کوچکترین مطالبات ملی وفرهنگی با زندان وشکنجه همراه است ودر روز جهانی زبان مادری جوانان آذربایجانی راتنها بخاطر دفاع از زبان مادری شان زندانی وشکنجه میکنند ویا شرکت در یک تظاهرت مسالمت آمیز درمقابل تحقیر وتوهین دولت مرکزی با شکنجه وزندان ورگبار مسلسل همراه است،جنبش ملی چگونه باید برای تسخیر نهادهای اجرایی وارد عمل شود.رهبران عملی جنبشها چیزی جداازخود جنبش ها نیستند ومثل هر کجای دیگر دنیا درمواقع لازم جنبشها رهبران خود رامعرفی می کنند وتثبیت هم میشوند .

اماقصدونیت آقای رزمی ازبرشمردن این ضعف ها این است که بگوید درخلائ قدرت جنبش ملی نخواهد توانست نقش تاریخی خود را ایفا کند. پس برای پرکردن خلا قدرت در بساط رژیم بازی کرد ودر انتخابات حکومت اسلامی شرکت کرد.

 

آقای رزمی میگوید طي پانزده سال گذشته، جنبش هاي ملي معاصرجهان را که از راههاي گوناگون براي کسب حقوق ملي خود مبارزه مکنند را بدقت مورد مطالعه قرار داده و بويژه جنبش هائي نظر اورا جلب کرده اند که طرفدار فدراليسم هستند و در اين ميان جنبش ملي کاتالانها در اسپانيا را بيش از هر جنبش ديگر از نظر اجتماعي و سابقه تاريخي به جنبش ملي آذربايجان نزديک احساس کرده وادامه میدهد: جنبش کاتالانها داراي دوجناح استقلال طلب و فدراليست است اما در مواقع ضرور به ويژه در انتخابات هردو جناح بدون توجه به اختلافات نظري، با هم متحد مي‌شوند و از حقوق کاتالانها يکصدا دفاع مي‌کنند.

 

قانون اساسی اسپانیا حقوق مردم کاتالونی را برسمیت می شناسد و این محصول مبارزه آنان بود و نه نیکخواهی دولت اسپانیا.در کاتالونی پارلمان محلی وجود دارد.و انتخابات کاملا آزاد است. در کاتالونی ، زبان کاتالونی زبان رسمی و اول بوده و رسانه ها به زبان کاتالونی است.در کاتالونی ، آموزش چه در سطح مدارس و چه در سطح دانشگاه ها به زبان کاتالونی است و اسپانائی زبان دوم شمرده میشود.مقایسه انتخابات در ایران با کاتالونی ، شبیه اظهارات عالمانه آن مردی است که فرمود : خسن و خوسین ،دختر های معاویه را در مدینه گرگ خورد.

من در اینجابیش از این وارد بحث کاتالونیا نمشوم ولی علاقمندان میتوانند به کتاب( عصر اطلاعات:اقتصاد،جامعه وفرهنگ / قدرت هویت جلد2 نوشته مانوئل کاسلز که توسط حسن چاوشیان به فارسی هم ترجمه شده مراجعه کنند)وببینند که تا کجا جنبش ملی آذربایجان با کاتالونیا قرابت دارد!

 

آقای رزمی میگوید: تجربه احزاب دموکراتيک در کشورها ئي که داراي سيستم انتخاباتي دوره اي بوده اند نشان مي‌دهد که بهترين آموزشگاه براي تربيت کادر سياسي جهت کسب قدرت سياسي در اين جوامع تشويق کادر ها به شرکت در انتخابات بوده است وبعدادامه میدهددر حال حاضر انتخابات دوره اي در ايران وجود دارد و جنبش ملي آذربايجان بايد وسيعا از اين فرجه استفاده کند و هر حزب يا گروه سياسي که از اين امکان بهره برداري نکند، غيرمستقيم مي‌پذيرد که به بلوغ سياسي نرسيده است.

 

آقای رزمی از کدام کشور صحبت میکند مگر در ایران احزاب دموکراتیک حق فعالیت دارند. انتخابات دوره ای درایران را مگرمیشود باکشورهایی که سیستم انتخاباتی دموکراتیک دارند ودارای احزاب سیاسی هستند کنار هم گذاشت ومقایسه کرد.

از نظر آقای رزمی شرکت نکردن درانتخابات فرمایشی که درجمهوری اسلامی برگزار میشود، فقدان بلوغ سیاسی را نشان میدهد. معنای بلوغ سیاسی در پیش آقای رزمی شرکت در انتخابات حکومت اسلامی است!

 

بر اساس گزارش خود وزارت کشور دردور دوم انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در آذربایجان غربی 37,15% ودرآذربایجان شرقی 46,18%واجدان شرایط شرکت کرده اند. براساس اعلام وزارت کشوراز46میلیون و351هزار واجد شرایط،23میلیون و440هزارنفر درانتخابات مجلس شورای اسلامی هفتم شرکت کردند.ودرتبریز31,79ودرارومیه 36,06درصددرانتخابات مجلس هفتم شرکت کرده بودند. همگان میدانند وحتی خودی های نظام نیز برتقلب ودستکاری درشمارش آرا وبالا بردن تعداد آرای احمدی نژاد ومجلس هفتم اعتراف کرده اند. به باور آقای رزمی آکثریت جمعیت آذربایجان غربی وشرقی به بلوغ سیاسی نرسیده اند.

 

آقای رزمی! عدم شرکت ، خود بیان بلوغ سیاسی مردم آذربایجان را نشان می دهد . دعوت به انتخاباتی که خودی های رژیم را نیز کنار می زند ، چیزی جز پذیرش شرایط تسلیم بی قید و شرط نیست و این بعد از سی سال تجربه جمهوری اسلامی ، نشان دهنده عدم بلوغ و ماندن در توهم خوش بینی ریشه دار نسبت به جمهوری اسلامی است .کسی که از فیلترهای التزام نظری و عملی برای نظام جمهوری اسلامی و التزام و تعهد به ولایت فقیه ونطارت استصوابی شورای نگهبان می گذرد، همکار و نماینده همان ولایت فقیه است در بین مردم آذربایجان و نه نماینده مردم.

آقای رزمی رهبران وفعلان جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان رابا بنیانگذاران جنبش عدم تعهد امثال جواهر لعل نهرو،جمال عبدالناصر ومصدق مقایسه کرده ونتیجه میگیرد رهبراني توانسته اند زنده بمانند و جنبش را بسوي پيروزي هدايت کنند که اولا امکانات مالي ومادي کافي براي تامين هزينه هاي رهبري را داشتنه اند و ثانيا عموما کساني بوده اند که پيوند هائي با طبقه حاکم داشته اند که ضمن تمرين عملي اداره امور کشوري، با استفاده از نفوذ کساني که شريک قدرت بوده اند هنگام خطر از مهلکه جان سالم بدر برده اند.

 

واقعیت این است که نه رهبران عملی وفعالان جنبش ملی آذربایجان با بنیانگذاران جنبش غیر متعهد ها قابل مقایسه اند نه در مضمون و نه درجهت گیری سیاسی شان شباهت هایی قابل مشاهده است. جنبش عدم تعهد ، تجمع عده ای از دولت ها بود که نمی خواستند عضو پیمان ناتو و پیمان ورشو باشند .در بین این کشورها پاره ای کمونیست بودند و عده ای دیگر نیز ملی.مقایسه جنبش عدم تعهد ها با امکان شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات، شبیه مقایسه شیر سماور با شیر کربلاست!.اما به نظر می آید آقای رزمی به این مقایسه دست زده تا این فکر تماما غلط وویرانگر راجا بیندازد که رهبران جنبش ملی اولا باید امکانات مالی ومادی کافی برای تامین هزینه های رهبری وهم پیوندهایی با طبقه حاکمه داشته باشندتاهنگام خطر از مهلکه جان سالم بدربرند!این است تعریف رزمی از رهبری جنبش ملی!

 

آقای رزمی میگوید در جنبش ملي افرادي با معيار هاي مردم پسند وجود دارد و براحتي مي‌توانند از فيلتر هاي متعدد حکومتي بگذرند و انتخاب يشوند .

آقای رزمی راست نمیگوید. فیلترهای متعدد حکومت اسلامی که حتی خودی های معتقد به نظام وولایت مطلقه فقیه که اعتقاد والتزام به اسلام وج.ا دارند مانند نوه خمینی وجانبازان حزب الهی جنگ وذوب شدگان درولایت راهم حذف میکنند چگونه مدافعان ووابستگان جنبش ملی میتوانندازاین فیلترهابگذرندو انتخاب بشوند.

 

فعالان جنبش ملی آن چوپان مورد اشاره آقای رزمی نیستندکه به خواستگاری دختر پادشاه میروند تا سری در میان سرها پیدا کنند.فعالان ملی اگر میخواستند سری درمیان سرهای مورد نظر آقای رزمی پیدا کنند ،میتوانستد مسیر دیگری انتخاب کنندولزومی نداشت که دیگر به دفاع از منافع ملت مظلوم آذربایجان بر خیزند.

 

از نظررزمی جنبش ملی مدرن ودموکراتیک آن است که در انتخابات مجلس هشتم شرکت کند واگر کسی ،حزبی ویا جنبشی در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نکند مدرن ودموکرات نیست.درک آقای رزمی از سیاست متمدنانه شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی است! آقای رزمی معتقدندکه برای رسیدن به حق تعیین سرنوشت ملل راه های مختلفی وجود دارد وحتما هم شرکت در انتخابات یکی ازآن راههاست. درخاتمه به آقای رزمی دوستانه خاطر نشان میسازم که تنها راهی که به حق تعیین سرنوشت ملل مطلقا نمی انجامد، شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی است.