قتلگاه کهریزک یا آشوویتس نوین

شهناز غلامی

 

دوشنبه  ۲۶ مرداد ۱٣٨٨ -  ۱۷ اوت ۲۰۰۹

 

این دستگاه شکنجه و ماشین سرکوب این آشوویتس نوین؛ دستاورد سه دهه حاکمیت فاشیسم مذهبی در ایران می باشد.این رژیم 60 سال بعد از شکست فاشیسم و نازیسم و تبدیل شدن اردوگاه جنایت جنگی آشوویتس هیتلری به موزه ای برای عبرت گرفتن از تاریخ ، در هزاره سوم میلادی فاشیسم مذهبی در ایران ی تحت سلطه ، بدون اینکه بخواهد گذشته را چراغ راه آینده سازد بر آن است تا " آشوویتس" را در همه مناطق کشور از نو بازسازی کند.

 

باید توجه داشت که امروز در وضعیت بحرانی ایجاد شده بویژه بعد از طرح کودتا انتخاباتی و افزایش روز افزون سرکوب ها و کشتارهای خیابانی، دستگیری ها ، محاکمات و اعترافات فله ای،و نیز گروگان گیری فعالین سیاسی ، مزدوران و جیره خوارگان رژیم فاشیسم مذهبی در ایران بیش از هر زمان دیگری خود را مجهز به دستگاه سرکوب و کشتار و شکنجه مخالفان سیاسی در تمامی مناطق کشور کرده و خواهد کرد.

 

بدیهی است "زندان کهریزک" تنها یک نمونه از هزاران نمونه شکنجه گاه هایی است که در آنجا زندانیان سیاسی و غیر سیاسی مورد صدمات غیر قابل بازگشت قرار گرفته و می گیرند. اکنون بسیاری از رسانه‌های و نیز سایت‌های اینترنتی با ارائه اطلاعات و تحلیل‌هایی که در این زمینه انجام می دهند بر این نظر هستند که دیگر بازداشتگاه ها نیز وضعیت مشابه ای با کهریزک دارند.

این موضوع برای همه فعالان سیاسی در مناطق مختلف ایران مسلم است که در همه مناطق کشور ایران مکان هایی با عناوین مختلف وجود دارند که در آنجا فعالان سیاسی سابقا مورد شکنجه قرار گرفته و در آینده نیز با توجه به فضای پلیسی و امنیتی فعلی به احتمال بسیار زیاد ممکن است که دوباره خود و یا دوستان مبارز و همفکر آنان زندانی و مورد انواع شکنجه های فیزیکی و روانی قرار بگیرند.

بنابراین باید فعالان سیاسی علاوه بر مطرح کردن اعتراضات خود در سطوح مختلف و تاثیر گذار نسبت به موضوع شکنجه و کشتار زندانیان در زندان کهریزک ،لازم تا است ،تا همه فعالان سیاسی در مناطق مختلف کشور محل هایی چون اداره های اطلاعات ، مرکز سپاه پاسداران ، نیروی انتظامی ،مکان هایی موسوم به اماکن ، اداره آگاهی و سایر مراکز نگهداری از بازداشت شدگان را شناسایی نموده و نیز از طریق رسانه های مختلف اعلام نمایند تا بلکه با افشاگری های موثر و به موقع بتوانند به نوبه خود همه در عقیم نگه داشتن سرکوب و شکنجه هایی وحشیانه نقشی تاثیر گذار ایجاد نمایند.

 

موقعیت مکانی و شرایط زیستی در بازداشتگاه کهریزک

 

کمپ کهریزک مکانی است که حدود 7 سال پیش در پی عملیات موسوم به جزیره در محدوده محله خاک سفید جهت محبوس ساختن دستگیرشدگان از طرف نیروی انتظامی شهر تهران ساخته شد . این بازداشتگاه در وسط محیط خالی از سکنه و بیابان قرار دارد که دارای یک سالن، 8 اتاق و 2 اتاق قرنطینه می باشد.

این بازداشتگاه در واقع از چند سوله ساخته شده که در داخل برخی از سوله ها تعدادی کانتینر قرار داده شده است . با اینکه ظرفیت هر کانتینر به اندازه 5 نفر می باشد ولی به علت وجود بی شمار دستگیرشدگان حوادث اخیر ،در هر کدام ازاین کانتینرها حدود 30 یا 40 نفر نگهداری می شوند.این در حالی است که تنها محفظ هوایی این کانتینرها یک سوراخ کوچک است که هوا از آن وارد می شود.و نیز به علت تابش نور مستقیم آفتاب به داخل هر کدام از این کانتینر ها هوای داخل تا حدود غیر قابل تحملی گرم و پر حرارت می شود.

 

از سوی دیگر در اردوگاه مرگ کهریزک یک سولۀ مستطیلی شکل ایجاد شده است و این سوله را قفس بندی کرده اند، مساحت هر قفس در حدود 30 متر مربع می باشد. در هر کدام از این قفسها بین 40 الی 60 نفر جا داده می شد که زندانیان تقریبا فقط قادر به ایستادن باشند. در این سوله در حدود 200 نفر از دستگیر شدگان قیام مردم ایران و تعدادی از زندانیان عادی محبوس شده اند

بنا به گفته شاهدان عینی بازداشت شدگان طرح جمع آوری اراذل و اوباش و نیز تعداد زیادی از دستگیر شدگان حادثه 18خرداد و نیز دستگیرشدگان حوادث دو ماه اخیر داخل این سوله های نگهداری می شوند.

 

.تاکنون آمارهای مختلفی از تعداد بازداشت شدگان در زندان کهریزک اعلام شده است. به طوریکه گفته می شود حدود 400 الی 500 نفر در این بازداشتگاه زندانی می باشند. وجود این تعداد از محبوسان نشان دهنده این واقعیت تلخ و به غایت دردناک می باشد که تا چه اندازه دستگیر شدگان با مشکلات بهداشتی و نیز عدم داشتن فضای مناسب در این مرکز رو در رو هستند.

 

زندان کهریزک فاقد کف پوش و موکت و تخت و زیرانداز و روانداز است این در حالی است که در روز های اول معمولا مامورن از باز کردن درب اتاق ها خوداری میکنند و در نتیجه دستگیر شده ها مجبور می شوند تا در همان محیط اتاق ها ادرار و مدفوع کنند.

 

در این کمپ به علت کمبود فضا برای خوابیدن، نفرات اتاق به صورت نوبتی می خوابند. در آن وضعیت حتی تنفس کردن، نشستن و همچنین خوابیدن به سختی انجام می گیرد .این همه در وضعیتی است که تقریبا تمامی زندانیان به علت کتک هایی که می خورند بدن های شان دچار آسیب دیدگی های فوق العاده سختی می شود.

 

این مکان به دلیل دور بودنش از شهر، فاقد امکانات اولیه زندگی چون آب شهری، تلفن ،محل ملاقات، سیستم تهویه، سرمایش و گرمایش می باشد و در اتاق های آن از کف پوش، موکت و تخت خواب خبری نیست و در عین حال سیستم نور رسانی آن بسیار ضعیف بوده از سرویس های بهداشتی مفید و حمام و مرکز درمانی در این کمپ نگهداری از بازداشتی های طرح به اصطلاح عملیات ارتقای امنیت اجتماعی خبری نیست.

 

هر گونه استفاده از آب به شرط کتک خوردن و تحمل ضربات پی در پی شلنگ و کابل مقدور می باشد .به علت عدم دسترسی به آب سالم افراد زندانی در این بازداشتگاه از طریق گالن های آغشته به گازوئیل و بنزین آب می نوشند که این موضوع سبب می شد تا اکثر زندانیان دچار حالت استفراغ و تهوع و سوء تغذیه شوند.

 

کسانیکه بخواهند از دستشویی و توالت چند دقیقه ای آنجا استفاده کنند، باید در ساعات مقرر استفاده از دستشویی ، یعنی 10 صبح و 10 شب البته آنهم با تحمل ضربه های شلاق و باتوم و نیز سینه خیز رفتن و پارس کردن مثل سگ از زندانبانان اجازه استفاده از آن را بگیرند.وجود چنین وضعیتی در زندان کهریزک باعث شده است تا زندانیان غالبا به بیماری های پوستی دچار شده و در بدن اکثر آنها شپش پیدا شود و در عین حال در گرمای تابستان به گال مبتلا شوند.

 

 

یکی از ارزیابی های دهشتناک آن است که ممکن است شماری از بازداشتی ها به بیماری کشنده مننژیت دچار شده باشند. در اثر ابتلا به این بیماری در زندان، فرزند یکی از مسؤولان دولت نهم آقای محسن روح الامینی (که در تظاهرات علیه احمدی نژاد شرکت داشت) جان باخته است و همین امر موجب افشای این واقعیت گردید.

 

آنها در نهایت ضعف و در ماندگی مجبور هستند تا پس مانده های غذای کارکنان را که به طرزی توهین آمیز در بین بازداشت شدگان پرتاب میکنند به عنوان غذا بخورند. غذای بازداشتی ها، 2 وعده و در هر وعده قسمت کوچکی از یک نان بیات به همراه یک سیب زمینی در بین زندانیان بدون اینکه تقسیم شود از طرف ماموران و زندانبانان به سمت زندانیان پرت می شود. آنها برای شکستن نیروی اعتماد به نفس و اراده خودباوری در زندانیان آنان را وادار می کنند تا برای گرفتن نان و یک عدد سیب زمینی، صدای سگ در بیاورند و مثل سگ با دهان سیب زمینی را بگیرند.

 

اسامی تعدادی از شکنجه گران و ماموران دوزخی زندان کهریزک

بر اساس گزارش‌های موثق، بازداشتگاه کهریزک که فضایی یکسره قرون وسطایی بر آن حاکم است. تحت نظارت مستقیم "پاسدار رادان" قائم‌مقام فرمانده نیروی انتظامی کل کشور اداره می‌شود.هر روز صبح پاسدار رادان به این محل می آید و خود شخصا چند نفر از بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌دهد.

چنانکه گفته می شود در کهریزک زدن در اختیار ماموران دیگر بوده و است اما زدن به قصد کشتن فقط در انحصار "پاسدار رادان " خاین و سرسپرده می باشد او هر از گاه می آید و سهم خود از کشتن زندانیان را می گیرد به طوریکه حتی گفته شده است ،"محسن روح الامینی" توسط ضرب و شتم همین فرد به شهادت رسید ه است.

 

علاوه بر پاسدار رادان اسامی شمار دیگری از شکنجه گرانی که تا کنون تعدادی از معترضان سیاسی را در زیر شکنجه های وحشیانه در زندان کهریزک به قتل رسانده اند. عبارتند از:

عامریان (عامری) معاون رادان، کشمیری (از دستیاران رادان)،حقی فرمانده گارد ، کومیجانی رئیس بازداشتگاه کهریزک، پاسدار زندی معاون اردوگاه کهریزک ، پاسدار سید موسوی قاتل محسن روح الامینی، افسر پاسدار سید حسینی افسر نگهبان زندان کهریزک و هشت نفر از افراد گارد که با نقاب زندانیان را مورد شکنجه قرار می دادند.

 

شایعه تعطیلی زندان کهریزک و عدم صدور مجوز به نمایندگان اصول گرای مجلس برای بازدید از آن زندان

 

با توجه به این موضوع که گفته می شود بازداشتگاه کهریزک بنا به دستور آقای خامنه ای تعطیل شده و حدود 40 نفر از زندانیان آن به زندان اوین منتقل شده اند.در این خصوص باید گفته شود که تاکنون کسی جز مسئولین جنایتکده کهریزک ،تعطیلی آنجا را تایید نکرده اند و در این باره به احضار نظر رسمی و یا غیر رسمی نپرداخته اند این مطلب گویای این حقیقت می باشد که این شکنجه گاه همچنان بر قرار می باشد و شکنجه و کشتار زندانیان نیز کما فی سابق ادامه دارد.

گفتنی است که رژیم ضد انسانی در ایران ی تحت سلطه

حتی حاضر نشد تا نمایندگان مجلس فرمایشی خود را نیز که از اعضاء کمیته ویژه به اصطلاح حقیقت یاب بودند را به محل این بازداشتگاه راه دهد و در مقابل در خواست آنها تنها اعلام داشت که بازداشتگاه کهریزک به علت مشکلات تاسیساتی و فنی و نیز غیر استاندارد بودن چون عدم داشتن تسویه هوا و غیره تعطیل شده و زندانیان آنجا به زندان اوین منتقل شده اند.

 

علیرغم انعکاس گسترده این موضوع در سایت ها و کانال های مختلف تلویزیونی با توجه به شناختی که از دسیسه های اهریمنی رژیم داریم و نیز با توجه به این موضوع که حاکمیت اسلامی همواره سعی بر آن داشته و دارد تا شعور عمومی مردم ما را به بازی بگیرد. و به آن توهین نماید.

این موضوع مسلم به نظر می رسد که اگر بازداشتگاه کهریزک واقعاً تعطیل شده بود نه تنها نمایندگان مجلس را به آنجا مجوز ورود می دادند. بلکه دوربین های صدا و سیمای تحت انحصار و تک صدا را نیز به آنجا ارسال می کردند تا با ستایش از اقدامات هوشمندانه و به موقع آقای خامنه ای!! در تعطیلی بازداشتگاه کهریزک؛ برای اثبات عدم وجود هرگونه شکنجه در آنجا، عوامل رژیم سعی می کردند تا برای خاموش کردن مطالبات مردمی و در خواست های نهادهای حقوق بشری با نمایش و صحنه سازی های متعارف در صدا و سیما باعث ایجاد انحراف در افکار عمومی جامعه شوند.

با این حال حتی اگر گزارش مربوط به دستور خامنه ای برای بستن بازداشتگاه غیرقانونی کهریز درست هم باشد. بدون شک هدف از این دستور پوشش گذاشتن بر جنایات تکان دهنده ای است که در این زندان دهشتناک توسط دژخیمان رژیم روی داده است که آنان را در ردیف مرتکبین جنایت علیه بشریت قرار می دهد.

پس از شهادت محسن روح الامینی نارضایتی گسترده ای در میان سرداران سپاه بوجود آمد آنان به اسناد و مدارکی دست یافته بودند که متناقض با اطلاعات رسمی ارائه شده به پدر شهید محسن روح الامینی بود. آنها می دانستند که بازداشت شهید محسن با برنامه ریزی قبلی انجام شده و حتی اسامی دو نفر از شکنجه گران زندان کهریزک که در اثر شکنجه شهید محسن را به شهادت رسانده بودند را به طور دقیق می دانستند.

گفتنی است که در این مورد مهم ترین موضوع برای رژیم مسئله بسیار حیاتی نشت اطلاعات و اخبار از اداره اطلاعات بود.با توجه به اینکه طی بررسی های به عمل آمده عناصر ارتجاع متوجه شدند که برخی از کارکنان وزارت اطلاعات این کار را انجام داده اند. بنا به فرمان خامنه ای و با امضای احمدی نژاد؛ وزیر اداره اطلاعات به همراه تنی چند از معاونین اش از کار اخراج شدند. به نحویی که در حال حاضر نیز تصفیه مدیران آن همچنان ادامه دارد، بنا به فرمان مستقیم آقای خامنه ای همه افرادی که از هوادران میرحسین موسوی محسوب می شوند باید از اداره اطلاعات و نیز سایر مراکز حساس کنار گذارده شوند.

 

موضوع اعلام تعطیلی بازداشتگاه کهریزک به منظور فرار از مطالبات و درخواست های مردم آگاهی است که خواهان روشن شدن وضعیت این بازداشتگاه می باشند .علاوه بر آن بیش از 90 تن از نماینده مجلس ارتجاع نیز که همگی سوابق نظامی گری در سپاه داشته و دارند و حتی خود رئیس مجلس که از سرداران سپاه می باشد بعد از اعلام شهادت روح الامینی و نیز مشخص و آشکار شدن مسائل پشت پرده آن؛ رئیس مجلس و اعضای کمیته ویژه تلاش نمودند تا مصرا درخواست بازدید از بازداشتگاه کهریزک را از بیت رهبری بکنند.

با این حال تقاضای نمایندگان کمیته حقیقت یاب مجلس که اصرار بر بازدید از زندان کهریزک را داشتند، مردود اعلام شد.و از طرف بیت رهبری به آنها تذکر داده شد که نظر آقای خامنه ای دایر بر این می باشد که موضوع بدون آنکه بررسی و تحقیق شود از دور خارج شود.این مسئله باعث شد تا اعضای کمیسیون مجلس همگی استعفاء دهند و در نتیجه امکانی برای ادامه فعالیت کمیته ویژه حقیقت یاب به وجود نیاید.

 

اعلام تخلفات در زندان کهریزک و مجازات متخلفین از سوی رژیم فاشیست مذهبی

اعلام برخی تخلفات در کهریزک و انتشار اخبار مربوط به مجازات متخلفین از دیگر موضوعاتی است که از طرف به اصطلاح مسئولین رژیم اعلام گردیده است.دادستان کل کشور آقای دری نجف آبادی نیز ضمن قبول اینکه در روزهای اول بعد از حوادث انتخابات شکنجه وجود داشته، در خصوص بازداشتگاه کهریزک چنین ابراز نظرمی نماید: تذکر داده بودیم کسی را به بازداشتگاه كهريزك نبرند، غفلت و سهل انگاری بعضی از برادران باعث شد که حادثه کهریزک و بعضی از حوادث تلخ دیگر به وجود بیاید.

 

کلی‌گویی مسئولان و روشن نکردن واقعیت‌های هولناک بازداشتگاه کهریزک، سبب شده است تا احساس بی اعتمادی مردم نسبت به کارگزارران رژیم روز به روز بیشتر گردد. و این موضوع به نوبه خود منجر بدان شده است تا افکار عمومی در داخل و نیز خارج از کشور به شدت نسبت به این موضوع و موضوعات مشابه عکس العمل نشان دهد.

 

در اطلاعیه ای که از جانب فرماندهی نیروی انتظامی در نهایت استیصال در سایت تابناک منتشر شده است ،چنین می خوانیم:

"در بندهای چهارگانه آخرین اطلاعیه ناجا درباره وضعیت بازداشتگاه کهریزک و مسائل پیرامون ،این موارد به چشم می‌خورد مانند اینکه:

شماري از دستگيرشدگان اغتشاشات 18 تير به زندان اوين برده مي‌شوند، ولي به خاطر محدوديت پذيرش، تعدادي از آنها به صورت موقت به بازداشتگاه كهريزك منتقل مي‌شوند كه با توجه به شرايط ياد شده اصولا اعزام بازداشتي‌ها به اين بازداشتگاه‌ها درست نبوده است.

با اینکه: محدوديت پذيرش بازداشتگاه و اضافه شدن دستگيرشدگان 18 تير باعث تراكم جمعيت در بند بازداشتي‌ها شده و شرايط نامساعد زيستي و بهداشتي موجبات آزار و اذيت آنان را فراهم مي‌آورد.

در بخش دیگر بیانیه ناجا آمده است: برابر بررسي‌هاي انجام شده و مصاحبه با بازداشت‌شدگان و مطلعان، سهل‌انگاري و تخلف تعدادي از مسئولان، مأموران و كاركنان بازداشتگاه كهريزك و رده‌هاي نظارتي محرز مي‌باشد؛ بنابراين ضمن تشكيل و تكميل پرونده برای فرستاده شدن به مراجع قضايي براي افراد فوق اقدامات تنبيهي درون‌سازماني به شرح ذيل اعمال شد:

- عزل و تنبيه مسئولان بازداشتگاه به دليل پذيرش بازداشت‌شدگان بيش از ظرفيت بازداشتگاه، عدم انعكاس محدوديت‌ها و مشكلات به سلسله مراتب، بي‌توجهي و نبود نظارت و كنترل بر زيرمجموعه و عدم توجه به تدابير ابلاغ شده در خصوص نحوه نگهداري و مراقبت از بازداشت‌شدگان.

- عزل و تنبيه دو نفر از مسئولاني كه در انجام وظايف نظارتي و كنترلي كوتاهي و سهل‌انگاري داشته‌اند.
- برخورد و تنبيه دو نفر از افسران نگهبان وقت به دليل اقدام خودسرانه در تنبيه بدني بازداشت‌شدگان.
ـ تنبيه انضباطي تعداد ديگري از مسئولان و مأموراني كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم در ايجاد شرايط به وجود آمده نقش داشته‌اند."

در همین باره، حميدرضا كاتوزيان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز گفته است: "در مورد وقايع كهريزك يك بخش‌ قتل‌هايي است كه رخ داده و منجر به از بين رفتن تعدادي از جوانان اين كشور شده است كه در اين موضوع قانون روشن و شفاف است و صرف‌نظر از بحث سياسي بايد مورد بررسي قرار گيرد".

 

گفتگو با اسیران و زندانیان آزاد شده از زندان کهریزک

 

سایت شهرزاد نیوز در گفتگو با مادر ميثم لطفي،از دانشجويان بازداشتي 18تير 78در آستانه اعدام، چنین می نویسد:

"ساعت يک بامداد در خانه شان را زدند. پسر 25 ساله اش از خانه گريخت. پليس 17 گلوله به سمت او شليک کرد. 2 تير به پاهايش اصابت کرد. دايي 52 ساله اش را نيز از خانه بردند با کليه ها و معده ي بيمارش. مادر رد پسر را از "سوله کهريزک"، "زندان رجايي شهر" تا "زندان اوين" مي گيرد. تا اينکه به جاي پسر، نام فرزند را روي تخته نشان اش مي دهند:ميثم لطفي. نفر هفتم از ليست اوباش اعدامي. تا عكسهاي ميثم را آماده ارسال كنيم خبر اعدام به جرم محاربه با خدا پخش شد....شبي که پليس خانه ما آمد برادرمن با همسرش مهمان بودند و اصلا کسي از اين برنامه هاي پليس خبري هم نداشت. پليس با فرياد و فحاشي وارد خانه ما شد و تا ميثم را ديدند چند نفر به طرف او حمله کردند.واقعا کسي نمي دانست که جريان از چه قرار است. نمي دانم چرا ميثم فرار کرد اما بعد از زندان هميشه از پليس مسلح وحشت داشت. تا وقتي او را دوباره بگيرند 17 گلوله شليک شد و من با شمارش هر کدام مي گفتم ديگر مرد. ولي فقط به پاهايش زده بودند. بعد هم که دستگير شد با همان وضع آوردند مقابل من و با دستهاي بسته کتک اش زدند و گذاشتند عکاس ها عکس بگيرند. از فردا عکس ميثم با چشم ترکيده اش از تلويزيون پخش مي شد.

...هيچ حکمي به ما نداده بودند. فقط يک ليست روي ديوار شعبه امنيت زده بودند که يک ليست اعدام اراذل و اوباش بود و اسم ميثم هم هفتمين نفر بود. بعد از دستگيري برادر و پسرم چندبار مراجعه کردم. آخرين بار من را هم زدند که بيني ام شکست، همينطور دختر 13 ساله ام را به طرف در هل دادند و دستش به خاطر برخورد با شيشه 40 تا بخيه خورد. با اسناد پزشکي قانوني عليه پليس شکايت کردم و البته کسي هم جواب نداد.

....آن زمان هم که ميثم را گرفتند گفتند در شب 18 تير لاستيک ماشين آتش زده. ولي اين حرف را در مورد همه دانشجوها مي زدند که اينها اوباش هستند. وکيل پسرم آقاي عبدالفتاح سلطاني بود و کاملا در جريان اين پرونده است. ميثم 55 روز در انفرادي بود. همان زمان زير شکنجه دچار پارگي فتق شد. بعد از اينکه از بيمارستان بقية الله سپاه به زندان منتقل شد با آستين پيراهن اش در سلول اقدام به خودکشي کرد ... به هر حال ميثم بعد از آن زندان هيچوقت مثل سابق نبود. ولي همانطور که گفتم فقط چند درگيري داشت که آن هم اصلا به کلانتري و غیره نکشيد. حتي اگر اينطور مي شد موضوع دعوا بود. مرتکب قتل نشده بود که حکم اعدام بگيرد آن هم به اتهام اوباش گري...

تا آنجا که من ديدم 2 نفر در زندان رجايي شهر مردند. به خانوده هاي آنها گفته اند که اگر در اينباره جايي حرف بزنند آنها را هم مي برند. تا آنجا که من مي دانم وضعيت غذا و بهداشت اين زندان ها بدتر شده. اطلاع ديگري ندارم.

..تا آنکه بعد از گذشت ماه‌ها شكنجه و بازداشت در سلول انفرادي، ميثم لطفي، جواني كه به اتهام"اراذل و اوباش" در ارديبهشت ماه سال جاري بازداشت شده بود آزاد شد. لطفي كه در مدت بازداشت خود سه زندان سوله كهريزك، اوين و قزل حصار را از سر گذرانده بود در اوج ضعف جسمي و رواني رهايي را تجربه كرد.

نام لطفي در تمام اين مدت در ليست اعدام 7 نفره اعدامي‌هایی بود كه با تلاش مادر خود و فعالان حقوق بشر، بدون اثبات هيچ يك از اتهامات با وثيقه 50 ميليون توماني آزاد شد.

لطفي در مصاحبه با ما از زندان كهريزك و قزل حصار به عنوان بدترين و غيرانساني‌ترين زندان‌هاي جهان نام برد. او يكبار برگه سفيدي را امضا كرده بود كه در دادگاه به او گفته بودند، آن برگه حكم اعدام وي بوده است. قاضي پرونده ی او و هم پرونده‌هايش "قاضي حداد" است.

حين آزادي به لطفي گفته‌اند كه يكي از اتهامات تجاوز به عنف، حمل سلاح، قاچاق مواد مخدر و اخلال در نظم را بپذيرد كه وي تا لحظه آزادي هيچ يك از اين اتهامات را نپذيرفته است.

...لطفي پيش از اين پرونده در حادثه كوي دانشگاه در سال 78 بازداشت شده و به مدت 6 ماه در زندان اوين به سر برده بود. در جريان پرونده اخير او اهالي محل به بي‌آزار بودن او شهادت داده بودند. با اين‌حال ميثم به دليل رسانه‌اي شدن پرونده‌اش بيش از ديگران شكنجه شده بود.با وجود آزادي او تعداد بي‌شماري از جوانان كه به طور فله‌اي و به اتهام "اوباش" بازداشت شده‌اند هنوز در شرايط سختي به سر مي‌برند.(منبع شهرزاد نيوز(86.05.03)

بنا به گزارش ،کمیته گزارشگران حقوق بشر

".... چند روز پیش از شروع دور جدید این طرح مبارزه با اراذل و اوباش، سالارکیا معاونت دادستان خبر از اعدام قریب الوقوع 6 تن از متهمان به اوباشگری داد. محمود سالارکیا بدون نام بردن از هویت اشخاص یاد شده، اعلام کرد که این افراد از کسانی هستند که سال گذشته بازداشت شده و با قرارهای سنگین در زندان به سر می برند.اعلام این خبر موجی از نگرانی را در میان خانواده های بازداشت شدگانی که از سال گذشته تاکنون در زندان به سر می برند بوجود آورد. مادر هانی خواندار که پسرش از اردیبهشت ماه گذشته در شرایط بلاتکلفی در زندان نگهداری می شود، طی روزهای گذشته با مراجعات مکرر به نهادهای قضایی مختلف خواهان روشن شدن وضعیت فرزند خود شده است. او می گوید که طی یک ماه گذشته به تمام نهادهای موجود مراجعه نموده ، اما تاکنون با پاسخ روشنی مواجه نشده است.هانی خواندار پس از حدود 5 ماه بازداشت در بازداشتگاه کهریزک به زندان اوین منتقل و بیش از 10 ماه است که در بند اطلاعات سپاه نگهداری می شود.

عفت قواعدی مادر وی می گوید که قاضی دادگاه در جواب اعتراض او به نگهداری فرزندش در سلول انفرادی، گفته است که در جمهوری اسلامی انفرادی وجود ندارد. وی چنین ادعایی را رد می کند و می گوید:

"مرا به دلیل دفاع از فرزندم بازداشت و یک ماه در سلول انفرادی نگهداری کردند، چطور می شود در برابر من بگویند انفرادی وجود ندارد؟"

اصل 36 قانون اساسی و ماده 2 قانون مجازات اسلامی عنوان می دارد:

" هر فعل و یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد؛ جرم محسوب می شود." بر اساس همین اصل، هم جرم و هم مجازات می بایست دارای تعریف قانونی باشد. حال آنکه واژه " اراذل و اوباش" هیچ تعریف مشخص حفوقی نداشته و لذا مجازات افراد به این اتهام غیرقانونی تلقی می شود."

 

در سایت سبز پوش از زبان یکی از آزاد شدگان زندان کهریزک چنین می خوانیم:

"نمیدونم از کجا شروع کنم ! اگه از لحاظ انشایی و املایی گزارشی رو که میخوام الان از گوانتاناموی ایران کمپ کهریزک بگم ایراد داشت من رو ببخشید چون خیلی عجله دارم و باید زودتر برم . الان که دارم این رو مینویسم ساعت 8 دقیقه به 6 بامداد مرداد ماه هست. من بامداد امروز به همراه چند نفر به طرز معجزه آسایی از مرگ حتمی نجات یافتیم و الان از بیمارستان رسیدم خونه و بلافاصله پای سیستم اومدم و این وبلاگ رو ایجاد کردم.من 18 تیر دستگیر شدم . 21 سال سن دارم . الان که دارم اینو مینویسم باز باورم نمیشه که آزاد شدم . تو تظاهرات 18 تیر که با یکی از دوستام سوار موتور بودیم و دوستم داشت با موبایل فیلمبرداری میکرد توسط چند لباس شخصی مورد ضرب و شتم قرار گرفتیم .

یه زن اومد ما رو از زیر دست اینا نجات بده که اون بیچاره را هم کلی زدند . ما رو انداختند توی یه مینی بوسی که پر از آدم کتک خورده و شل و پل بود مثل خود ما . مینی بوس ما رو به یه کلانتری برد . انقدر کتک خورده بودم که نفهمیدم کجا بود . بعد ما رو اونجا کنار دیوار چیدند و منو دوستم کنار هم وایسادیم . بعد یه لباس شخصی قوی هیکلی اومد و یکی در میون میکشید بیرون و با تک پا سوار مینی بوسمون کرد و اون لحظه دیگه از دوستم خبر نداشتم و ندارم. ما رو به همراه ده ها نفر دیگه به اردوگاه کهریزک بردند . باور نمیکنید حداقل اون اتاقی که ما رو بردند 200 نفر بودند . همه زخمی و باتوم خورده . صدای ناله همه جا رو فرا گرفته بود . با خودم گفتم اینا میخوان چی به سرمون بیارن . شاید فردا بریم دادسرایی . زندانی . اونجا حداقل از اینجا بهتره . اصلا جا نبود که بشینی . تمام در و دیوار خون بود. .

به فکر دوستم بودم آخه اون از بچه هایی نبود که بتونه این جور جاها رو تحمل کنه . تو این اوضاع و احوال کسانی که تو اتاق بودند شروع به گریه و زاری و ناله کردن و گفتن 1 نفر مرده . صدا از ته اتاق میومد ولی شاید باورتون نشه همه به هم چسبیده بودیم و نمیتونستیم تکون بخوریم . نگهبانای لباس شخصی اومدن تو و لامپارو شکوندن در تاریکی مطلق شروع کردن زدن . هر کی جلو دستشون بود میزدن . نیم ساعت حسابی کتک زدن . چند نفر از شدت کتک خوردن به کما رفتن شاید هم مردن.

بعدش چند تا چراغ قوه روشن کردن و انداختند تو صورت ما ها گفتند اگه صداتون دراد این باتوم ها رو میکنیم .. باورم نمیشد . فکر میکردم دارم کابوس میبینم

صادق که انگار ارشدشون بود جنازه اون کسی رو که مرده بود رو برداشت و تکیه جنازه رو داد به دیور چراغ قوه رو انداخت رو صورتش گفت ما حکم کشتن شما رو داریم . پس شانس بیارید و مثل این مادر ( به مرده ) نمیرید . هیچ صداتون رو در نمیارید . تا صبح اگه زنده موندید موندید . اگه نمردید که...

گفت شما محاربه هستید . میدونید محاربه یعنی چی . یه نفر از اون جلو که پسری بود حدود 16 . 17 سال سن داشت گردنش رو گرفت به اینا بگو محاربه یعنی چی ! گفت نمیدونم . گفت غلط کردی ندونی ! شروع کرد به زدنش گفت بگو . بگو بگو . اونقدر زدش که از حال رفت . میگفت یعنی شیطان . یعنی خطا کار . انقدر زدش که چند نفر شدیدا اعتراض کردن . که اونها هم در حد مرگ کتک خوردن .

تو اون اتاق ما تا صبح حداقل 4 نفر کشته شدن

صادق نعره می کشید و میگفت اینجا از توالت فرنگی و مسواک و اینا خبری نیست همینجا کاراتون رو میکنید !!! . شیر فهم شدید ؟

هیچ آدم سالمی بین ما نبود و همه خونی بودند و خون رو صورتشون لخته زده بود مثل من . یا چشمشون باد کرده بود مثل من . یا مثل خیلیا دست پاشون شکسته بود . به دلیل تاریکی مطلق من خیلیها را نتونستم ببینم

وقتی که در رو باز میکردند با دیدن نور چشممون شدیدا احساس ناراحتی عجیبی میکرد . فردای اون روز و روزهای دیگه رو به بدترین شکل که توضیحش زمان بسیار میخواهد گذروندیم . به ما برای اینکه از گرسنگی نمیریم هر روز که نمیدانیم شب بود یا روز بود ! یک گونی ته مانده غذا که آن را با اشتیاق میخوردیم به مامی دادند. که داخلش تکه های نان . سبزی . برنج بود.

.... تا اینکه بعد از چند روز صادق آمد و چند لامپ با خود آورد و ما را بعد از چند روز به محوطه کمپ برد . واااااای برا ما یک حس آزادی بود . آسمان ابی و نور خورشید برای ما تازگی داشت . ( در ضمن این را بگم که بخاطر این ما را به محوطه آوردند که کثافتها و مدفوع خود را از اتاق بیرون بریزیم ) معذرت میخوام که اینطور مینویسم ولی تا چند وقت دیگه که بقیه هم از زندان آزاد بشن بخصوص کمپ کهریزک اونها بهتر واستون توضیح میدن و مطمئن هستم این کمپ در بعضی موارد دست گوانتانامو و ابوغریب را طی این چند روز از پشت بسته . به هر حال به گفته نوچه های صادق ما جزو اولین کسانی بودیم که بدون دادگاهی ! بامداد دیروز به خاطر شلوغی بیش از حد کمپ ما را به بیرون انداختندو تهدید کردند که اگر جایی حرفی بزنیم ما را به قتل میرسانند

. من بلافاصله با موبایل یک عابر با خانواده ام نیمه شب دیشب تماس گرفتم و آنها به سراغم آمدند.

. طعم آزادی خیلی شیرین است . اما به یاد داشته باشید که الان هزاران نفر تو اردوگاه کهریزک بدترین شرایط رو میگذرونن .

در ضمن اسامی چند نفر رو که تو این مدت جان خودشون رو فقط تو کمپ ما از دست دادن و من حفظ کردم رو میگم . در ضمن اگر این حیوان صفتها اینها رو به بیمارستان میبردند شاید الان زنده بودند.

حسن شاپوری دانشجو) )
رضافتاحی دانشجو))
میلاد فاقد فامیلی ( اون پسره 26 . 17 ساله که توسط صادق شب اول به باد مشت و لگد گرفته شد و به کما رفت و اون رو با خودشون بردند . ولی دکتر هم بند ما و به قولی ارشد ما گفت اون از گوش و دهنش خون اومده و متاسفانه مرده

مرتضی سلحشور،مراد آقاسی،محسن انتظامی

در ضمن اسامی تعداد زیادی از بازداشت شده ها رو تو کمپ خودمون دارم که اون رو هم تو این وبلاگ تا چند روز آینده میگم

خدایا ما رو از شر اینا راحت کن
باورم نمیشه که 24 ساعت پیش کجا بودم

خدایا همه ایرانیها و آزادیخواهان رو هر چه سریعتر نجات بده

در ضمن احتمال میدم با تغییراتی که تو کمپ کهریزک پیش اومده اون بازداشتگاهی که رهبر فاسد قراره تعطیلش کنه همین کهریزکه . چون خیلی ها توش کشته شدند


رضا یاوری) نام مستعار من )
6 مرداد ماه ساعت 1:10 دقیقه بامداد
به امید آزادی دربندان کهریزک"

(سبز پوش . بلوگ . فا)

 

سایت خبری ایراندخت از دیگر سایت هایی است که در مصاحبه خود با زندانیان زندان کهریزک چنین می نویسد :


"ماجد، الف، یکی از دستگیر شدگان روز 18 تیر است. این دانشجوی بیست و چند ساله، پس از آزادی از بازداشتگاه کهریزک در گفت و گو با سایت خبری "روز" از شرایط مخوفی گفته که بر این زندان حاکم است:
"بین ما، وقتی گاز اشک اور را زدند نزدیک به 10 یا 12 نفر را بازداشت کردند. وقتی گاز خوردیم هیچ کاری نتوانستیم انجام دهیم. ترکیبات گازی که ماموران به مردم می زنند بسیار متفاوت تر از گازاشک آور است به دلیل اینکه این نوع گاز به محض اصابت و استشمام باعث بی حالی و کدری دربدن می شود. وقتی این نوع گاز که حاوی سی او اس است به بدن وارد شود قدرت کاری و تصمیم گیری از بین می رود و به راحتی به دام خواهی افتاد....پس از بازداشت درمحل انقلاب درهمانجا و حین دستگیری ما را به شدت کتک زدند. یعنی درحالی که نمیتوانستیم حرکت چندان زیادی را انجام دهیم(به دلیل گازگرفتگی) ناگهان 6، 7 نفر ریختند روی سر ما و شروع کردند به ضرب وشتم. با باتوم های الکتریکی و مشت ولگد؛قدرت هیچ نوع دفاعی را نداشتیم.
آنها ابتدا ما را که قریب 50 نفر بودیم . به ستادفرماندهی نیروی انتظامی در کارگرجنوبی بردند.
و بعدا حدود نیمه های شب. فکرمی کنم ساعت 4 صبح بود که برای انتقال به جایی که بعدا فهمیدیم کهریزک است، ما راحرکت دادند ما را به کهریزک بردند
با یک یا دو اتوبوس. دست و پاهایمان را زنجیر زدند، چشم هایمان را بستند وسوار اتوبوس کردند...وقتی رسیدیم اول از همه همگی مارا کتک مفصلی زدند. دوباره ساعت 6صبح بود که 13 الی 14 نفر ریختند سر ما و با فحاشی های بسیار رکیک ما را به باد کتک گرفتند. همه رابا باتوم های شوک آور زدند. بعد لختمان کردند و به رویمان آب پاشیدند و با کابل وزنجیر به ما یورش آوردند. آن موقع اغلب ما به دلیل بی خوابی و دردهای بدنی عملا بی جان شده بودیم و رمقی برایمان نمانده بود. با این برخوردها درمحوطه کهریزک توان بلند شدن هم نداشتیم....بی دلیل. فحش می دادند ومی گفتند منافق، آشغال و هزاران فحش دیگر که گفتنی نیست...

وضعیت محل اسکان افتضاح.بود سوله هایی ساخته بودند که بوی رطوبت درآن بیش از هرچیزی آزار می داد. دراین سوله ها تعداد زیادی کانتینر هست که برای نگهداری 5نفر ساخته شده. ولی همه مارا ریختند در این کانتینر های 5 نفره. حداقل 20 نفر در هر کانتینر. آنجاامکانات بهداشتی درحد صفر است. بازداشتگاه وسط بیابان است و داخل آنها خیلی گرم می شود. هوای مناسب برای استشمام وجودندارد و خیلی ها مریض شدند.



برای دستشویی رفتن همه 20 نفر را یک جا دستبند و پابند می زدند و به جلوی توالت ها می بردند. بعضی وقت ها هم از بیرون بردن خبری نبود برای همین در داخل کانتینرها، بوی تعفن همه چا پیچیده بود.
...نزدیک 48ساعت چیزی به ما ندادند. بعد از آن فقط نان دادند. نان لواش بیات چند روز مانده. از همه سخت تر این بود که آب نداشتیم. آب را اززیر در می ریختند روی کف کانتینر تا لیس بزنیم. ما هم قسمتی را آماده کردیم تا آب در آنجا جمع بشود. جایی که کمتر جای پا روی آن وجود داشت. اما همان جا هم روز بعد آلوده تر شد و موقع کتک زدن بعدی، به کثافت کشیده شد.
آنها فقط کتک می زدند. هر روز چند نوبت. خیلی اوقات شب ها هم می آمدند و می زدند.

.... از این صبح تا صبح بعد در این به اصطلاح سلول های کثیف بودیم. آن جا آنقدر تنگ بود که تکان نمی توانستیم بخوریم، آن هم در حالیکه همه خونین ومالین بودیم. برای خواب هم نه پتو وجودداشت و نه بالش. زندانیان روی پاهای یکدیگر می خوابیدند.... ما را اصلا بیرون نمی بردند. محوطه آنجا خیلی کوچک بود و تعداد زیاد. فقط یک سوراخ، به اندازه یک وجب بالای سقف بلند بازداشتگاه محل نگهداری ما وجود داشت که فقط از نور آن متوجه زمان می شدیم.

...البته شکنجه های دیگری هم بود بسیاری را برای ساعات طولانی آویزان کرده بودند. خیلی ها را فقط کتک می زدند و این بهترین قسمت بود. عده ای را در انفرادی ها نگه می داشتند. دست و پای خیلی ها را درقیر داغ می سوزاندند. دندان خیلی ها در این مدت شکسته شد. بیشتر کسانی که به کهریزک رفته اند دندان سالم ندارند. کم سن وسال ها را برای اعدام به پای چوبه دارمی بردند، طناب را دور گردن آنها می انداختند و دوباره پائین می آوردند. بچه ها می مردند و زنده می شدند اما آنها در همان حال هم کتک می زدند و فحش های ناموسی بسیار زشتی می دادند. زندانیانی که قوی تر بودند از همان اندک غذا هم محروم بودند و بیشتر وقت در کانتینر می ماندند آن هم در حالیکه موش های زیادی را درسوله ها رها کرده بودند و...


....متاسفانه بدترین قسمت شکنجه ها این بود. که کسانی راکه آرام تر و جوان تر بودند مورد تجاوز قرار می دادند. ما مرتب فریادهای این بچه ها را می شنیدیم.. 3 نفر از هم سلولی های من برایشان پیش آمد. هرسه زیر 22 سال داشتند. اینها را روزی یک بار می بردند. البته پس از آن آمپول هایی به آنهاتزریق می کردند که استراحت کنند!

...خیلی از این هایی که خبر فوت شان را به تازگی اعلام می کنند، مدت ها قبل جان شان را از دست داده بودند. یعنی بین کشته شدن و اعلام فوت آنها به خانواده ها چندروز طول می کشبد.این به خاطر این بود که از بازداشت آنها بگذرد و بگویند که مثلا فلانی بازداشت بوده و زیر شکنجه نمرده است. در حالیکه شکنجه ها به حدی بود که بسیاری از کشته شدگان همان روزهای اول کشته شدند.

هنگام آزادی از ما تعهد گرفتند. بعد عکس گرفتند. اثر انگشت و جزئیات افراد خانواده، محل سکونت زندانی و افراد درجه یک خانواده. بعد ما را رها کردند.

من خودم هم در حال حاضرتحت درمان هستم. دنده های سمت راستم شکسته و همینطور دندان هایم. گوش چپم دچار افت شنوایی شده ام. "

(پرستو سپهري ،روز)



گزارشگران بدون مرز از قول یکی از زندانیان چنین می آورد:

" اونجا آب نداشت، آب می آوردن تو دبه های 20 لیتری گازوئیل، به خدا قسم وقتی میاوردن و تو این شیشه های زمزم می دادن به ما، روی آب هفت رنگ بود.. یعنی چرب بود و مزه گازوئیل رو احساس می کردی..

او همچنین در شرح شکنجه های رایج در کهریزک می گوید:

والا، یه دستشویی آدم می خواست بره، باید 20-30 تا باتوم می خورد تا می رفت، 20-30 تا هم میخورد تا برمیگشت.، یعنی میگفتن 1-2-3 باید میومدی بیرون، فقط 3 شماره فرصت داشتی که تو دستشویی بمونی..

هر 10 روز یکبار هم سردار محمودی می اومد با تیمش.. می رفت ته حیاط، تیمش هم دورش بودن.. 10-15 نفر رو می بردن تو حیاط، یکی یکی، می انداختن وسط.. با باتوم به قصد کشت می زدنش ، بعد جنازه ش رو برمیگردوندند تو سلول. معمولا اونایی که اسمشون بیشتر بود رو انتخاب می کردند.

نمیدونم سیستم زدنشون چطوری بود، یعنی یه هفته با باتوم میزدن، یه هفته با کابل، یه هفته با شلنگ، که انگار بدن عادت نکنه..

... اصلا تو دوران بازداشت، چیزی به عنوان بازجویی نداشتیم. در مدت دوماهی که در کهریزک زندانی بودم ، میگفتن که تو اعدامی هستیم، من میگفتم آخه به چه جرمی. میگفتن به یه دختر 13 ساله تجاوز کردی، انقدر اینو گفتن که من خودم باورم شده بود، که نکنه من یه همچین کاری کردم، یا نکنه اینو گذاشتن تو پرونده من ، مثلا یه پسره بود، بهش گفته بودن، تو عروس دزدیدی، انقدر پسر رو زده بودن ، یه روزاومد تو اتاق ما، می گفت به خدا قسم این دروغه..

تو این مدت اصلا نمی دونستیم چه اتهامهایی داریم، بعد از 2 ماه آقای نمازی مسئول رسیدگی به پرونده های ما آمد، همه رو تو حیاط دادگاه جمع کرد، چند تا سوال پرسید، بعد مارو داد زندان. من جز اولین نفرا بودم که دادن زندان، چون وضعم خیلی بد بود، فکر کنم اگر دو هفته دیگه می موندم، می مردم.. منو دادن رجایی شهر، 6 ماه اونجا بودم.. ".

 

باز در همان سایت از قول مادر" هانی خواندار "چنین آورده می شود:

"خانه اش بوی غم می دهد، عکس دو پسرش را ردیف چیده است روی زمین کنار تلویزیون، و خودش مدام پکی بر سیگار می زند و از رنج دو سالی که گذشت می گوید. م.ل که از پسرش حرف می زند، و از شرح شکنجه هایش می گوید، چشمانش پر از اشک می شود و سرش را تکان می دهد. این مادر 20 ماه است که هر روز راهروهای دادگاه را از این اتاق به ان اتاق طی کرده است و هنوز خبری از آزادی پسرش نیست.

عکس هانی را با حسرت نشان می دهد و می گوید که زمان بازداشت 120 کیلو بود و حالا 67 کیلو شده است.. چه بر سر فرزندم آمده است..

عفت قواعدی، مادر هانی خواندار به دلیل مصاحبه ی خود با رسانه های خارج از کشور و اعلام اینکه ناخنهای فرزندش را کشیده اند، به مدت یک ماه بازداشت و در بند( 2-الف )زندان اوین نگهداری شد. قاضی نمازی، صحبتهای او را تکذیب کرده و گفته بود به دلیل کمبود قند ناخن های او افتاده است!

با این حال سایر بازداشت شدگان، ادعای "هانی خواندار" را می پذیرند، آنان با یادآوری روزهای تلخ بازداشت در کهریزک می گویند که به یاد دارند، یک روز این خبر دهان به دهان در زندان پیچید که ناخن های هانی را کشیده اند و از آن پس هیچ کس هانی را ندید تا صحت مطلب را از خود او بپرسد.

اما این پسر 27 ساله در ملاقات با مادرش خبر مذکور را تأیید کرده و گفته است که 3 بار تا پای چوبه دار برده شده و مراسم اعدام را برایش اجرا کرده اند و سپس دوباره به سلول بازگردانده شده است.اعدام مصنوعی اما، نه تنها در مورد هانی خواندار که در مورد بسیاری دیگر از بازداشت شدگان نیز به اجرا گذارده شد.

هانی خواندار، که از او به عنوان یکی از شرورترین افراد تهران یاد می شود، یک هفته پیش از آغاز طرح امنیت اجتماعی بازداشت شد. وی در دوران بازداشت خود در سوله کهریزک به شدت از جانب مأموران مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت. در لیست 18 نفره نیروی انتظامی نیز، نام وی به عنوان اولین فرد محکوم به اعدام درج شده بود.

وی که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج و در سلول انفرادی نگهداری می شود قرار است اواخر ماه جاری مورد محاکمه قرار گیرد.گفته می شود در کیفرخواست صادره از سوی دادستان برای وی حکم اعدام درخواست شده است.

 

شکنجه و کشتار زندانیان در زندان کهریزک توسط دژخیمان رژیم

اکنون قریب به سه دهه است که شکنجه به طرزی آشکار در همه جای اسارتگاهی به نام ایران چه در برابر انظار عمومی - جلوی دیدگان همه مردم و دوربین های تلویزیونی و خبرنگاران جراید، در زمان سرکوب معترضان در خیابان ها، زدن تازیانه به زنان و مردان تحت عناوینی چون شرب خمر و زنای با نامحرم ، آفتابه به گردن انداختن، با باتوم بقصد کشت زدن،به دار آویختن قاتلین ،بریدن دست، انگشت و غیره و نیز اجرای رجم و سنگسار در مورد زنانی که مرتکب به انجام زنای محصنه شده اند. همه و همه از جمله موضوعات بدوی و کاملا غیر انسانی هستند که ما همه چه بخواهیم و چه نخواهیم می باید شاهد چنین جنایاتی در مکان های عمومی تمامی شهرها و روستا های کشور باشیم.

 

البته در این میان اعمال شکنجه به منظور اخذ اعتراف و تکمیل پرونده و تفهیم اتهام درمراحل مختلف بازجویی در رابطه با زندانیان عادی و نیز مجرمان سیاسی نیز از دیگر مصدایق بارز شکنجه است که از سوی دستگاه سرکوب رژیم نسبت به همه شهروندان اعمال می شود.

عوامل رژیم اعم از آقای خامنه ای و نهادهای انتصابی دیگر که با دکترین "النصر بالرعب" ( یعنی فتح و پیروزی در سایه ایجاد رعب است) بر آن هستند تا پایه های قدرت پوشالی خود را محکم کنند.حاضر هستند برای ماندگاری خود به هر عمل ضد انسانی

دست بزنند .

این در حالی است که رانت خواری توسط خودی ها و آقازاده ها ؛ ناعدالتی در همه زمینه ها اعم از ناعدالتی قضایی ، اقتصادی، جنسیتی ، طبقاتی و نیز فساد دولتی و نابسامانی اقتصادی و معیشتی و شیوع مواد مخدر و بیکاری 25 درصدی، افزایش رو افزون فقر و فحشاء و سایر آسیب های اجتماعی ، زندگی متعارف همه شهروندان محروم از حقوق اولیه شهروندی را دچار نابسامانی کرده است.

وقتی جلوی چشم مردم و دوربین ها عوامل رژیم واپسگرای مذهبی در ایران با باتوم به معترضان حمله میکنند و آنها را در جلوی چشم همه تا حدمرگ کتک می زنند و یا در نهایت درنده خویی به طرف راهپیمایی کنندگان آتش می گشایند و باعث به شهادت رسیدن تعداد بی شماری از مردم می شوند. مسلم است که در بازداشتگاه کهریزک و نیز سایر بازداشتگاه ها و زندان ها و در اطاق های مجهز

به انواع آلت شکنجه ،چگونه رفتار سبعوعانه ای نسبت به دستگیر شدگانی که فقط متهم هستند و هنوز جرم شان در هیچ محکمه ای ثابت نشده است، خواهند داشت ؟!!

در این اردوگاه مرگ ،از همان ابتدای ورود بازداشت شدگان به کمپ کهریزک شکنجه ها شروع می شود. بازداشت شدگان در هنگام ورود به کمپ توسط مامورین لخت می شوند و وادار می شوند تا بر روی زمین های آسفالت به صورت سینه خیز مسیر طولانی را طی کنند،در این میان عده ای از زندانبان ها و ماموران بند نیز با کمربند و فانوسقه سعی می کنند تا زندانیان را در یک نقطه ثابت نگه دارند تا سایر شکنجه گران زندان بتوانند با ضربات پوتین و چوب و کابل و یا حتی دسته بیل و غیره دستگیر شدگان را مورد ضرب و شتم قراردهند.

در هر حال این برای همه زندانیان در زندان کهریزک مسلم است که آنان در تمام مدت محبوس بودنشان در زندان لابد از آنند تا درد بی پایانی که در نتیجه وارد آمدن ضربات باتوم ، کابل و شلنگ بر آنها وارد می شود را به عنوان تجربه ای تلخ و درد آور و از یاد نرفتنی تا پایان زمان آزادی شان با خود داشته باشند.

 

بنا به اظهارات کسانی که در زندان کهریزک زندانی بوده اند گفته شده است که اطاق های شکنجه کهریزک علاوه بر تخت تعزیر برای شلاق زدن بر زندانی و کابل برقی، مجهز به تمام امکانات برای شکنجه های دیگر از جمله شکنجه هایی چون قپانی و جوجه کباب و آویزان و غیره می باشد.

از اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ سلسله عملیات های پلیسی در سرتاسر کشور خصوصا در تهران از طریق نهادهای انتظامی شروع شد.این طرح که ظاهرا هدف از آن ارتقای امنیت اجتماعی در سطح جامعه اعلام گردید ناقض کلیه پیمان نامه و میثاق های حقوق بشری و حتی قوانین موجود در کشور بود.

این طرح که در 4 مرحله مبارزه با بدحجابی ، جمع‌آوری معتادان پرخطر و برخورد با اراذل و اوباش، برخورد با بدحجابی در شرکت های خصوصی انجام شد موجی از اعتراضات را در ابعاد داخلی و خارجی سبب گردید یکی از مهمترین مراحل این طرح که با واکنش و اعتراض شدید نهادهای بین المللی همراه شد، بازداشت افرادی موسوم به " اراذل و اوباش" بود.

به عبارت دیگر اکثریت مطلق قربانیان این طرح از محرومترین لایه های اجتماعی بودندکه به هیچگونه نهاد، مجموعه یا تریبونی برای بیان حقایق دسترسی نداشتند .

مأموران نقابدار نیروی انتظامی در ساعات پایانی شب، با شکستن درب منازل افراد، همراه با ضرب و شتم شدید، آنان را بازداشت می نمودند.بازداشت شدگان سپس به کمپ کهریزک منتقل شده و شرایط طاقت فرسایی از شکنجه های فیزیکی و روانی را تجربه می کردند. شدت برخورد های خشن و غیر انسانی و شکنجه با این افراد به اندازه ای بود که بنابر آمار غیر رسمی، تعدادی از این افراد در کهریزک جان خود را از دست دادند.

بنا به خبر ارسالی کمیته گزارشگران حقوق بشر در اطلاعیه شماره 503-2008 25 تیر1387:

"سال گذشته با اعلام سردار"رادان "فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر تداوم اجرای طرح امنیت اجتماعی، بار دیگر به منازل افرادی که از آنان به عنوان "اراذل و اوباش" یاد می شود حمله شده و نیز اقدام به بازداشت آنان نمودند. منابع آگاه می گویند که کلیه بازداشت شدگان به زندان کهریزک انتقال یافته اند....سال گذشته همزمان با اجرای این طرح و انتشار تصاویری از برخوردهای خشن صورت گرفته، موج اعتراض های بین المللی، فرمانده نیروی انتظامی را وادار کرد تا با انجام مصاحبه ای برخوردهای خشن صورت گرفته را محکوم کرده و اعلام کند که با مأموران خاطی برخورد خواهد شد. با این حال خانواده های بازداشت شدگان،که تا مدت ها از سرنوشت فرزندان خود بی اطلاع بودند، پس از مدتی خبر از اعمال شکنجه های شدید بر آنان در بازداشتگاه کهریزک را دادند. به گفته ی شماری از بازداشت شدگان که این روزها با شروع دوباره این طرح بیش از پیش احساس خطر می کنند، در جریان بازداشت سال گذشته دست کم 10 نفر در کهریزک جان باختند."

علاوه بر آن رژیم فاشیسم مذهبی در ایران در مرداد ماه سال گذشته به خاطر ایجاد شرایط ضد انسانی و طاقت فرسای در این زندان باعث شد تا 18زن زنداني که در گرماي سوزان مرداد ماه، در داخل بنگال هاي فلزي حبس نموده بودند در اثر اين اقدام جنايتكارانه و به علت عدم رسيدگي به مشكلات اين قربانيان، تمامي آنها به خاطر گرماي زياد و مشكلات تنفسي جان خود را از دست بدهند.

 

دیگر زندانيان از بوي تعفن و سوختگی اين اجساد، متوجه اين واقعه تكان دهنده شدند. اما شکنجه گران رژیم نه تنها تلاشي براي انتقال اين اجساد به عمل نياوردند بلكه آنان براي ايجاد فضاي رعب و وحشت بیشتر در بین سایر زندانیان و نیز نشان دادن نهایت چهره پلید و ضد بشری خود اجساد 18 زن قربانی دروزخ کهریزک را برای مدتی طولانی هم چنان در داخل بنگالها باقي گذاشتند. و وقتی اخبار این جنایت در رسانه ها منعکس گردید مقامات رژيم سعی کردند تا اين جنايت تكان دهنده را با پرونده سازي و انتشار اخبار دروغ نظير ايست قلبي يا خود كشي اين زندانيان پرده پوشی کند .

از کمپ کهریزک میتوان به عنوان یکی از ضد انسانی ترین شکنجه گاههای موجود نام برد. قربانیان در این زندان که تعداد آنان به ده ها تن میرسد حتی از وضعیت حقوقی پرونده خود اطلاعی ندارند و تاکنون به هیچ مرجع قضائی معرفی نشده اند و به طور یقین پروسه های بازداشت و بازجویی و زندان آنان بدور از حداقل استانداردهای حقوقی و قانونی می باشد .

بنا به شهادت افرادی که خود و یا اعضای خانواده آنها جزئ قربانیان خشونت در این بازداشتگاه محسوب می شوند.

آنها میگویند: "علاوه بر مشاهدات متعددی از فوت زندانیان که بعلت ضربات وارده و یا بدرفتاریهای سیستماتیک در کمپ مذکور اتفاق می افتاد همگی از موضوعی مشابه نیز یاد می نمایند و آن واقعه ای در مردادماه سال گذشته می باشد که نیروهای نظامی تعداد 18 زن بازداشت شده را بعلت فقدان بند ویژه زنان در کمپ مذکور در داخل کانکسهای فلزی در درجه حرارت بالا حبس نمودند. در اثر این عمل و به علت عدم توجه به وضعیت آنان تمامی این افراد بعلت حرارت بالا و مشکلات تنفسی جان خود را از دست دادند . زندانیان مذکور عنوان می نمایند در اثر این حادثه بوی مشمز کننده تعفن جسد ، کمپ مذکور را در بر گرفته بود و پرسنل نظامی از این واقعه و ذکر آن برای ایجاد فضای رعب وحشت بیشتر در کمپ مذکور استفاده میکردند. گفته می شود موارد و پرونده های فوت متهمان در این کمپ با مدعیاتی همچون استفاده از مواد مخدر ، ایست قلبی یا خودکشی بسته میشود. این زندانیان همچنین از حضور منظم سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی در این کمپ سخن میگویند و تقدیر وی از پرسنل نظامی بعلت برخوردهای غیر انسانی آنان با متهمان. همچنین گفته میشود نیروی انتظامی در منطقه تهرانپارس (خاک سفید) در حال ساخت محلی جدید با استفاده از تجربیات کمپ کهریزک جهت برنامه های آتی خود می باشد." (رادیو ایرآوا)

 

جنایت هولناک شکنجه و قتل فجیع 18 زن زندانی در شکنجهگاه کهریزک را می توان نمونهیی از فجایع بربریت زنستیز رژیم تو تالیتر و لکه ننگی برپیشانی فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران توصیف کرد.  

 

نتیجه گیری

در وضعیت حاضر ما فعالین مدنی،ملی و حقوق بشر در سراسر کشور نسبت به سلامت جان و روان دستگیر شدگان قیام مردم ایران که در شکنجه گاه ها بسر می برند، هشدار جدی می دهیم. و از دبیر کل و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل برای پایان دادن به کشتار معترضان سیاسی و نیز مردم عادی که عوامل رژیم مسبب اصلی آن می باشند ،خواستار ارسال یک هیئت تحقیق بین المللی برای تحقیق و بررسی از وضعیت و شرایط دستگیر شدگان و نیز بازدید از شکنجه گاه ها و شناسایی آمرین و عاملین این جنایت ها به ایران هستیم.

 

ما فعالان حقوق بشر با توجه به اوضاع وحشتبار حقوق بشر در ايران خواستار محكوميت شديد اين جنايت ها و ارجاع پرونده نقض وحشيانه حقوق بشر در ايران، به شوراي امنيت ملل متحد براي اقدامات فوري لازم الاجرا هستیم. به اعتقاد ما نمیتوان در قبال چنین جنایت های هولناکی بیتفاوت ماند. اقدام ویژه در این خصوص نه فقط دفاع ضروری از حقوق انسانی زندانیان و به خصوص زندانیان سیاسی و زنان زندانی در ایران، بلکه دفاع ازشرف و هویت انسانی و اصول حقوقبشر و یک ضرورت اخلاقی و مسئولیت بینالمللى است.

ما یک بار دیگر برضرورت ارجاع پرونده نقض حقوقبشر توسط رژیم به شورای امنیت ملل متحد و اتخاذ اقدام هاى لازم و الاجرای بینالمللى براى متوقف کردن توحش غیرقابل تحمل فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، تأکید می نماییم .