یادداشت سیاسی هفته:

مشروطه آغازی بر سنت مبارزات مدرن آذربایجان

این روزها در آستانه سالگرد انقلاب مشروطیت قرار گرفته ایم. توجهی دوباره به این رویداد مهم و تاثیرپذیری آن از جریان های فکری و عینی که در زمان ها و جغرافیاهای دیگر اتفاق افتاده ضروری ست. بی شک انقلاب مشروطه به یکباره و بدون مقدمه و پیوستگی زمانی و مکانی روی نداده است. اما مهمتر از همه تاثیری است که خود این رویداد بر جریانهای دیگر که بعد از آن اتفاق افتاده داشته است. یعنی هم یک جریان در امتداد برخی رویدادهای عینی و فکری اتفاق می افتد و هم بعد از روی دادن عامل مستقیم یا منشاء الهام رویدادهایی دیگر می شود. این رویدادها بصورت پیوستاری از تغییرات و دگرگونی های فکری و رفتاری بازیگران این رویدادها ظاهر می شوند. زمانیکه بر تعداد این رویدادها افزوده می شودف بصورت نهادینه شده سنت مبارزاتی یک ملت را پدید می آورند. انسان هایی که در متن یا حاشیه این وقایع عمر گذرانیده اند از آن تاثیر می پذیرند و فرهنگی متناسب با این مبارزات پدید می آید. زمانیکه یک جامعه در طول دهه ها شاهد مبارزات ضد استعماری باشد بدون شک در این جامعه سنت مبارزه ضد استعماری شکل خواهد گرفت و افکار ضد استعماری نهادینه خواهد گردید.

همه اندشمندان علوم انسانی و اجتماعی بر تاثیر دو مولفه و فاکتور بر شکل گیری هویت ملی تاکید دارند. یکی از این مولفه ها، مولفه های عینی و دیگری مولفه ذهنی است. به بیان دیگر زمانی یک فرد خود را عضو ملتی می داند که دو مولفه زیر او را به این ملت ربط داده باشند. مولفه عینی شامل عواملی همانند زبان، رنگ پوست، نحوه لباس پوشیدن، ساکن بودن در جغرافیای خاص و... می شود. اما این عوامل نمی توانند به تنهایی ظهور ملت ها و هویت های ملی را تضمین نمایند. مهمتر از این عوامل شرایط ذهنی است که باعث پدید آمدن ملت ها می شود. داشتن آگاهی بر وجود چنین ملتی در آحاد آن ملت، داشتن روایت تاریخی منحصر به آن ملت و داشتن حسی برای سرنوشت و آینده ای مشترک شرایط ذهنی را پدید می آورد که اعضای آن جامعه را از لحاظ روانی در هم می تند و شکل گیری موجودی جدید به نام ملت با هویت ملی مخصوص به خود را باعث می شود. جنبش آزادی بخش ملی آذربایجان (حرکت ملی آذربایجان) می بایست قرائتی آسیب شناسانه و هویت بخش از جنبش مشروطه و رویداد های قبل و بعد آن داشته باشد:

1-      بازگشت به مقدمات این جنبش نشان میدهد که افکار آزادیخواهانه و لیبرالیستی حاکم بر آن زمان همانند قانون خواهی، تفکیک قوا، مشروطیت قدرت سلطان و مبارزه با استبداد و تمرکز قدرت در افکار مستشارالدوله تبریزی، طالبوف و ... دیده می شود. بناربراین سنت مبارزات تجددخواهانه در آذربایجان دارای قدمت 150 ساله می باشد که می بایست مورد مطالعه قرار گیرد و شناسانده شود.

2-      بعد از انقلاب مشروطه نیز جریاناتی متاثر از این رویداد توسط جوانانی که در این فضا بوده اند شکل گرفته است. مطالعه قیام شیخ محمد خیابانی و تشکیل حکومت آزادیستان در آذربایجان جنوبی، تشکیل حکومت ملی در آذربایجان شمالی در سالهای 20-1918 با هدایت مشروطه طلبانی همانند محمدامین رسولزاده و تجربه مبارزات و حکومت ملی آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری نشان می دهد که همه این مبارزین یا خود از فعالین مشروطه طلب بوده اند و یا خود را ادامه دهندگان راه مشروطه می دانستند.

3-      سیر تغییر، تطور و تکامل افکار این مبارزین نشان دهنده چرخش از مبارزات ایران محور به مبارزات آذربایجان محور است. هرچند در انقلاب مشروطه رگه هایی از اندیشه های غیرسانترالیستی همانند تاسیس مجالس ایالتی دیده می شود اما در کل این حرکت در جهت منافع ملی ایران جهت دهی شده بود. اما در قیام شیخ محمد خیابانی و بویژه حکومت یکساله فرقه دموکرات آذربایجان شاهد کاهش علایق تهران مرکز و گسترش اندیشه های مرکز گریز وایجاد اندیشه های آذربایجان محور بوده ایم. در جنبش آزادیبخش آذربایجان جنوبی (حرکت ملی آذربایجان) که در دو دهه اخیر شکل گرفته بطور کامل منافع ملی آذربایجان محور اقدامات و خواسته های مبارزین بوده است.

4-      تفکرات مشروطه طلبان آذربایجانی علاوه بر خواست های ایالتی تفاوت دیگری نیز با مشروطه طلبان تهران داشت. مشروطه در تهران بیشتر تحت تاثیر افکار لیبرالیستی و مذهبی قرار داشته در حالی که در آذربایجان ظهور اندیشه های چپ نیز قابل مشاده است. تشکیل احزاب مختلف چپ به تبعیت از مبارزین قفقازی و تاثیر انقلاب 1905 روسیه اصلی ترین عوامل این مساله بوده اند. تشکیل حزب سوسیال دموکرات و عدالت در قفقاز و احزاب دموکرات-عامیون و اجتماعیون-عامیون و نقش محوری اشخاصی همانند حیدرخان، محمدامین رسولزاده، ستارخان و.. در آنها نشان از تاثیر اندیشه های چپ بر انقلابیون آذربایجان است. احزابی همانند مرکز غیبی نیز با پشتیبانی مالی و فکری این جریان ها شکل گرفت. از اینرو در رویدادهای دهه های بعد گرایش به چپ در آذربایجان بر گرایشات لیبرالی غلبه کرد. بطوری که در دهه های 30-1360 بطور کامل بر فضای مبارزاتی آذربایجان مستولی گشته تفکرات انترناسیونالیستی را در بین جوانان آذربایجان رواج داد.

5-      نقش مبارزات فکری و فرهنگی در شکل گیری مشروطه قابل تامل است. تاسیس چاپخانه در تبریز، اقدامات حسن رشدیه در گسترش آموزش و تشکیل گروههای فکردهی که بعدا به مجالش فراماسونی مشهور شدند باید مورد تدقیق قرار گیرد.

6-      در تاریخ نگاری ایران به عمد رویدادها و افراد خاصی برجسته شده اند. برای مثال هرگز سخنی از مبارزات حیدرخان عمواغلو و یا رسولزاده به میان نمی آاید. جنبش ملی آذربایجان باید بازخوانی دوباره از این رویدادها و بازیگران ارایه دهد.

7-      درکل با بررسی و نگارش دوباره این مبارزات خلاء سنت مبارزه در اذربایجان بصورت عمده ای پر می شود و از سوی دیگر روایت تاریخی که هر جوان آذربایجانی از این مبارزات در ذهن خود مجسم می کند بر شکل گیری هویت ملی وی تاثیر خواهد گذاشت.

8-      آسیب شناسی و پرهیز از تعریف و تمجیدهای بیجا از یک سو و پرهیز از تخریب مبارزانی که به خاطر موقعیت تاریخی خود نتوانسته اند منافع ملی آذربایجان را درک کنند باید در نظر گرفته شود. داشتن دیدگاهی انتقادی می تواند خلع تجربه مبارزاتی را پر کند و از تکرار اشتباهات مشابه جلوگیری نماید.

گله جک بیزیمدیر

شنبه دوازدهم مردادماه 1387

http://www.oyrenci.com/