پنجشنبه 15 ارديبهشت 1390

بيانيه شيرين عبادی به همراه رهبران اتحاديه ها، مدافعان حقوق بشر و عفو بين الملل در حمايت از منصور اسانلو و کارگران ايران

حقوق کارگران، حقوق بشر ميباشد
کارگران ايرانی نيز مستحق برخورداری از حقوق بشر ميباشند


ما کارگران ، اعضاء اتحاديه کارگران و فعالان حقوق بشرو عضوی از جامعه انسانی بيش از پيش نگرانی خود را نسبت به نقض فزاينده حقوق کارگران ايرانی اعلام ميداريم در حاليکه که بسياری از کارگران جان خود را از دست داده اند و عده ای در حال حاضر در زندان بسر می برند و عده ای نيز با وجود بيماری از دسترسی به امکانات بهداشتی درمانی محروم هستند، گروهی که در پی درخواست شرايط کاری مناسب در صدد سازماندهی مستقل اتحاديه کارگران بودند نيز از اين کار باز داشته شده اند.

اين مسأله با توجه به نقش ايران در ايجاد سازمان بين المللی کار و عضويت فعال ايران دراين سازمان بسيار دلسرد کننده است. بنا بر بيانيه سارمان بين المللی کار، کارگران در هر کشور از حقوق زير برخوردار هستند:

حق سازماندهی انجمن و تشکل
حق مذاکرات دسته جمعی
لغو کار اجباری
لغو کار کودک
عدم تبعيض دراشتتغال
حق برخورداری از شرايط مناسب کاری

مرگ، شکنجه، ارعاب ، آزار و اذيت و نقض حقوق کار گران به وضوح نشان دهنده ناديده گرفتن اصول اساسی سازمان بين المللی کار در ايران وهمچنين چشم پوشی از خواسته های کارگرانيست که تنها جرمشان مطالبه شرايط کاری مناسب و زندگی با عزت برای خانواده هايشان است.

ايران يکی‌ از قديمی‌‌ترين اعضای سازمان بين المللی کار می‌باشد که در سال
۱۹۱۹ ميلادی، در بدو شکل گيری اين سازمان، به آن ملحق شد. اولين اتحاديهٔ بازرگانی مستقل در ايران بيش از يک قرن قدمت دارد. اما امروز کارگران و معلمان ايرانی‌ از بسياری حقوق تعريف شده توسط سازمان بين المللی کار محروم هستند. آنان هم تحت قانون کار ايران و هم در عمل از دسترسی به حقوق اوليهٔ خود باز مانده اند. آنان نمی‌توانند اتحاديهٔ بازرگانی مستقلی تشکيل دهند تا حقوق اوليهٔ خود از قبيل دستمزدهای معوقه که در برخی‌ موارد تا ۳۶ ماه پرداخت نشده اند را مطالبه کنند. حکومت به طور دائم کارگرانی را که به دنبال حقوق خود هستند بازداشت و محاکمه‌ می‌کند. نيروهای امنيتی غالباً به تجمعات صلح آميز کارگران حمله می‌کنند، خانوادهٔ آنان را مورد اذيت و آزار قرار ميدهند و همانطور که در تجمع کارگران معدن مس شهر بابک در نزديکی کرمان در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاد، حتی آنان را به قتل می‌‌رسانند.

رهبران اتحاديه ها، منصور اسانلو-سينديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه- ، محمود صالحی- کارگر نانوايی از شهرستان سقز در زندان به سر ميبرند. مجيد حميدی، فعال سر شناس حقوق کارگران که هدف ترور قرار گرفته هم اکنون در بيمارستان بستری می‌باشد. يازده کارگر در فوريه ۲۰۰۸ به جرم شرکت در تجمع مسالمت آميز روز جهانی‌ کارگر زندانی و جريمه شدند. گرچه ماده ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی ايران آزادی تشکل را به رسميت ميشناسد، قانون کار ايران به صراحت در تضاد با اين قوانين حقوقی می‌باشد ايجاد تشکلهای صنفی و فعاليتهای گروهی است در ماه مارچ سال ۲۰۰۷ هزاران يکی ديگر از مظاهر جنبش کارگری تلاش معلمان دبستان و راهنمايی برای معلم دست به تظاهرات در مقابل مجلس زده و خواستار رسيدگی به شکايات خود شدند که ازآن جمله تبعيض گسترده در مقايسه با ديگر کارکنان دولتی و دستمزد کم می باشد که آنها را مجبور به زندگی در زير خط فقر نموده است. در پاسخ به اين تلاش برای جلب توجه نمايندگان مجلس، نيروهای امنيتی دست به خشونت زده و به آنها حمله کردند. از آن تاريخ به بعد رهبران سازماندهنده اين تشکلها در دادگاههايی ناعادلانه محاکمه شده ودرمواردی تا ۵ سال محکوم به زندان شدند.

دولت به شدت معلمان شرکت کننده در تظاهرات را با شليک به آنان، بازنشستگی زودهنگام ، کم کردن دستمزد يا به تعليق در آوردن کارشان مجازات کرد. تنها نشريه مستقل معلمان با عنوان قلم معلم مورد هجوم و چپاول ماموران امنيتی قرار گرفت و خبرنگاران و سردبيران نشريه به ميز محاکمه کشيده شدند. و می کوشد تا از تشکيل جلسات اين انجمنها جلوگيری کند. وزارت کشور اعلام کرده است که همه انجمنهای صنفی معلمان غير قانونی است.

تظاهرات عمومی کارگران بطور معمول با سرکوب شديد نيروهای امنيتی مواجه ميشود. يک مثال قابل توجه از اين نمونه وضعيت کارگران شرکت رشت الکتريک، يکی از بزرگترين توليد کنندگان لوازم الکتريک و قطعات الکتريکی در خاورميانه، است. در سه سال گذشته کارگران رشت الکتريک در راستای احيای حقوق ابتدايی خود همواره کشيده اند تا اعتراض خود را در قالب تظاهرات و تجمعات مسالمت آميز نشان دهند هر چند که اين تلاش ها نتيجه ای در پی نداشته اند . از ديگرنمونه های اين قبيل اعتراضات گسترده ميتوان به اعتراضات مجتمع هفت تپه در اهواز و اعتراضات کارگران نساجی در کردستان اشاره کرد. در تمامی نمونهای مذکور، سرکوب شديد و خشونت آميزنيروهای امنيتی به اجتماعات کارگران پايان داده است.

نمونه های ارعاب، اذيت و آزار، و سرکوب شديد اعتراضات صلح آميز کارگری وبی توجهی به حقوق ابتدايی کارگران ، ما را بر آن داشت که طی نامه ای به دولت ايران خاطر نشان کنيم که حقوق کارگری جزئی از حقوق انسانی بوده و بايد محترم شمرده شود.

ما، مدافعان حقوق بشر، سازمان عفو بين الملل ايالات متحده آمريکا، سازمان عفو بين الملل ويسکانسون ، امضا کنندگان اتحاديه کار در ويسکانسون امريکا و اتحاد برای ايران مصرانه از جمهوری اسلامی ايران، شورای کار اسلامی، و وزارت کار جمهوری اسلامی خواستاريم تا قانون بين الملل کار و اعلاميه جهانی حقوق بشر(منشور سازمان ملل ) را اجرا کرده و به آنان احترام بگذارند.

ما همچنين آزادی موقت کارگران بازداشت شده که نيازمند مراقبت پزشکی هستند را خواستاريم.

امضا کنندگان

دکتر شيرين عبادی برنده جايزه صلح
خانم دولورس هورتا مؤسس کارگران مزرعه آمريکا به همراه سزار چاوز و معاون سابق آن سازمان
دکتر هادی قائمی، مدير اجرايی، کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران
دکتر اعظم نيرومند راد رئيس عفو بين الملل ويسکانسون
خانم انجی هوگس، سازمان عفو بين الملل آمريکا
دکتر اليز اور باخ، متخصص ايران و اردن در سازمان عفو بين الملل آمريکا
آقای جيم کاوانا، رييس فدراسيون کار جنوب مرکزی ويسکانسون
دکتر برايان کندی، رئيس، فدراسيون معلمان آمريکا ويسکانسين
خانم فيروزه محمودی، مدير اجرايی سازمان اتحاد برای ايران


گيرندگان:

عليرضا آوايی رييس کل دادگستری استان تهران
صادق اردشير لاريجانی
دفتر حفاظت منافع ايران در واشنگتن دی سی
کميسر عالی‌ حقوق بشر سازمان ملل متحد