مصاحبه با بابک بخت آور، پسرآقای چنگیز بخت آور در رابطه با موضوع

قتل شبه عمد پدرشان توسط فاشیست مذهبی در آذربایجان

 

لازم به یادآوری است که قبل ازاین مصاحبه یک گزارش تفصیلی تحت عنوان سوگنامه چنگیز بخت آو،ازجسورترین وپایدارترین مبارزین حرکت ملی آذربایجان جنوبی؛ تحلیل موضوع ؛ توسط نگارنده نوشته شده است که برای اطلاع مخاطبان درآخراین نوشته خواهد آمد.

گفتنی است که پسرشهید چنگیز بخت آور، آقای مهندس بابک بخت آور خود نیزازفعالان پر تلاش حرکت ملی آذربایجان محسوب می شوند و درحال حاضرنزدیک به دو سال است که درانگلستان سکونت دارند و ما این مصاحبه را با توافق ایشان درآنجا انجام داده ایم:

ضمن تشکراز آقای بابک بخت آور به علت وقتی که برای مصاحبه با مااختصاص داده اند. وضمن عرض تسلیت حضورایشان ودیگراعضاء محترمخانوده شان و نیز دوستان همرزم پدرشان در حرکت ملی آذربایجان.

می پردازیم به ارائه سوالات :

سوالی اول که ازایشان داریم این است که خواهشمندیم، برای اطلاع خوانندگان این مصاحبه بیان کنند، که درسایت گوناز تی وی، وب سایت تلویزیون ملی آذربایجان جنوبی ، مطلبی دررابطه با برگزارمراسم بزرگداشت چهلمین روزدرگذشت چنگیزبخت آور نوشته شده است. و در این متن کوتاه اشاره شده است که اطلاعات جدید و موثقی از سوی اشخاص معتبردریافت شده است. مبنی براینکه جناب چنگیز بخت آور یکی دو ماه قبل ازاین حادثه به صورت مستقیم از سوی نهادهای امنیتی جهت خودداری وانصراف از فعالیت سیاسی و ملی مدام تحت فشار بوده ومورد تهدید جانی قرارمی گرفته است و دریکی ازاین موارد مشخصا به مرگ از طریق آمپول تهدید شده بود.

به نظر شما این موضوع تا چه اندازه می تواند صحت داشته باشد؟ لطفا قدری بیشتردر این مورد توضیح دهید؟

        در ابتدا از همه عزیزانی که در این دوران سخت و دشوار همواره با ما احساس همدردی نمودند و از تمامی طیف های مختلف حرکت ملی، خصوصا در داخل که با حضور گسترده در مراسم تدفین؛ روح و وحدت ملی آذربایجان را که خواست و آرزوی زنده یاد چنگیز بخت آوربود را؛ در برابر کسانی که فریاد و ندای آزادیخواهی چنگیز را درراستای حقوق ملی ملت تورک آذربایجان برنمی تابیدند به نمایش گذاشتند از صمیم قلب تشکر می نمایم.اما متاسفانه باید بگویم که شواهد و قرائن موجود و طرز رفتار نیروهای امتنیتی اطلاعاتی جمهوری اسلامی چه قبل و چه بعد از مرگ پدرم با وی وخانواده ما همانطوری که در نوشته قبلی ام نیز به آنها اشاره نمودم تا حدود زیادی موارد فوق را تصدیق می نماید، یعنی اینکه این مرگ یک مرگ طبیعی نبوده است!! من ادعا نمی نمایم که ایشان یعنی پدرم مشخصا از طریق تزریق آمپول به قتل رسیده ولی شواهد محکم و مورد اطمینانی، تهدید به مرگ از این طریق را ازسوی اشخاصی وابسته به ارگانی هایی درحاکمیت را تصدیق می نمایند که بنده به لحاظ مسئولیتی که در قبال این افراد حس می نمایم از ذکر جزئیات مسئله بصورت عمومی خود د اری می نمایم اما آن را به طرقی پیگیری خواهم نمود.

 شما و دیگر فعالان حرکت ملی بر اساس چه مدارک و شواهدی مستدلی میگویید که پدرتان ازسوی وعامل اداره اطلاعات تهدید می شده است و دراین رابطه چه مدارکی می توانید ارائه دهید؟

        در این مورد مدارک متعددی در دسترس است و محکمترین سند در این مورد نامه ای است که اتفاقا به صورت دست نویس و از سوی شخص زنده یاد پدرم زمانیکه در اولین سالگرد قیام ملی 1 خرداد 1385 آذربایجان در سال 86 دستگیر شده بود از زندان تبریز به نهادهای بین المللی ازجمله سازمان دیده بان حقوق بشر و دیگر نهادهای حقوقی و قضائی جمهوری اسلامی نوشته و در آن مستقیما به تهدید جانی خود و تلویحا خانواده اش اشاره کرده است که شما می توانید آن را به راحتی در اینترنت بیابید.مدرک محکم دیگر برمی گردد به مراسم گرامی داشت 21 آذر در 19 آذرامسال که مامورین به صورت وحشیانه به مراسم کانون فرهنگی وارلیق درخانه یکی ار فعالین یورش برده و حتی کودکان را مورد تفتیش وبازجوئی قرار داده اند و تعدادی از شرکت کنندگان را دستگیر نمودند. در این مورد مباحثه ای میان چنگیز و مامورین اطلاعاتی درگرفته است و در حین این مباحثه یکی ازمامورین که اتفاقا مسئول ارشد نیز بوده ولی طبق معمول هویت این اشخاص برهیج کس معلوم نیست به پدرم گفته شما را دستگیر نمی کنیم زیرا با شما به زبان دیگری حرف خواهیم زد! به حال من نمی دانم اگر فردی را به علت جرم یا هر عمل خلاف یا مجاز دستگیر نمی کنند؛ آن زبان چه زبانی است که با او صحبت می کنند!؟ یا آن برخورد چه برخوردی است که می تواند با او صورت بگیرد!؟ چندین مورد دیگر نیزوجود دارد که دو مورد آنها از مهمترین است که شخصا کوچکترین تردید های مرا در مورد غیرطبیعی بودن مرگ پدرم به یقین تبدیل کرد. یکی از انها مربوط به مسئله تهدید به مرگ از طریق آمپول می باشد. مورد دوم مربوط به بازجوئی های داخل زندان و مباحثات مطرح شده در آنهاست! من از این انسان های شریف منسوب به حرکت نمی دانم به چه زبانی تشکر کنم. این اطلاعات نه تنها به روشن شدن زاوایای تاریک مرگ چنگیز کمک کرد بلکه در بعضی موارد دیگر نیز برای حرکت ملی آذربایجان در خارج نیز مفید می تواند باشد. در این بازجویی ها علاوه برمسائل مربوط به حرکت در داخل به مواردی از جمله کنفرانس آمستردام اشاره شده است! سئوالهای مشخصی درمورد افرادی خاص درحرکت شده است و در نهایت جمله ای در مورد فردی مجهول ( بدون ذکر نام ) از این افراد و در رابطه با طول عمر وی گفته شده است !؟ من بسیار متاسفم که نمی توانم شفاف صحبت کنم و توضیحات بیشتری دراین مورد بدهم و حتی این مقدار را نیز با توجه به وضیعت فعلی حاکم بر ایران و از جمله حاکم بودن جو خفقان بر آذربایجان و اتفاقات روی داده از جمله مورد پدرم ، تحرک زا می بینم. ما در برابرمنابع خبری مسئولیتی گران داریم وحتی ازسایر خبرگزاریها یا افراد منتسب به مدیا خواهش می کنم اگر اطلاعات بیشتری نیز بدست آوردند در اعلام آن دقت فراوانی لحاظ کنند.

درهنگام رحلت پدربزگوارتان از سوی پزشک قانونی گفته شده بود که نظر پزشک قانونی در طول یکی، دو هفته اعلام خواهد شد. ولی اکنون با وجود گدشت بیش از یک ماه از رحلت پدرتان هنوز پزشک قانونی نظرخود را اعلام نکرده است به نظر شما چراعلت فوت هنوزمشخص نشده و پزشک قانونی ارائه پاسخ را به یکی - دو ماه آینده موکول نموده است؟

       من از این کار تعجب می کنم. آنها خوشان گفته بودند که ظرف 3-4 هفته جواب مشخص می شود. ولی با اینکه خود نیز می دانند که تعلل و تاخیر در این مسئله می تواند بر میزان شبهات بیافزاید بازهم آن را به تاخیر می اندازند! درست یا غلط واقعیت این است مسئولین جمهوری اسلامی سیاستی مشخص را در پیش گرفته اند. آنها ارزشی به کرامت انسان ، حقوق انسان و مسائلی از این قبیل قائل نیستند. مسئله اینجاست که آیا پزشک قانونی ؛ قوه قضائیه و .....اصلا نهادهایی از این دست مستقل عمل می کنند ؟! آیا تا کنون جوابی برای موردهای چون قتل پزشک کهریزک رامین پوراندرجانی وغیره جواب قانع کننده ای پیدا شده است؟ در حال حاضر این رژیم انسانها را در خیابان می کشد و با ماشین از روی جنازه انسان ها رد می شود! تجاوزها در زندانها صورت می گیرد و با اینکه اسنادی معتبر در این زمینه ها وجود دارد و رسانه های بین المللی نیز آن را پوشش می دهند رژیم به راحتی این جنایات را انکار می کند! متاسفانه باید باید بگوئیم که دروغ به چیزی عادی در رفتار آنها تبدیل شده است. با توجه به چنین سیاستی که تئوری الرعب و بالنصر پاشنه آشیل آن را تشکیل می دهد. به نظرم نیروهای امنیتی چندان هم بدشان نمی آید که تلویحا این پیام را به فعالین ملی آذربایجان برسانند که ما اگر تهدید می کنیم جدی است و دیدید که مثلا چنگیز چه شد! و به نوعی مانور قدرت می دهند. اما آنها این را به صورت تماما عریان به نمایش نمی گذارند. چرا که اگر قرار بود چنین سیاستی در آذربایجان اعمال شود و رژیم آشکارا فعالین را حذف کند. دیگر نیازی به پنهانکاری و روشهای غیر مستقیم نبود. می توانستند مثل کردستان ؛ سیستان و بلوچستان و حرکت عربها چوبه های دار راه بیاندازند.این که چرا اینکاررا نمی کنند یا نمی توانند بکنند بحث دیگری است که زمان جداگانه ای می طلبد.

 

با توجه به این که به اعتقاد شما ونیزبا توجه به نظردیگررفقاء و دوستان همرزم آقای چنگیزبخت آور، درجنبش کارگری و جبش ملی مبنی بر کشته شدن ایشان توسط عوامل و مزدوران اداره اطلاعات وامنیت تبریز؛ شما چه اقدامات قانونی و حقوقی در داخل و خارج از کشور انجام داده و یا در حال انجام دادن هستید؟

         باید بگویم که قبل از هرگونه اتهام گفتیم و می گوییم که خواهان بررسی شفاف این حادثه هستیم . همه حوادث و قرائن و عملکرد این نهادها نه اینکه روشنگر نیست بلکه گمراه کننده و شک برانگیز است. ما می خواهیم این مسئله در یک شرایط نرمال و بدون تاثیر نیروهای معین بررسی شود و مسئله به صورت واضح روشن شود. من شخصا می گویم که این مرگ با توجه به همه معلوماتی که دارم غیر طبیعی است. این عملکرد نهادهای مرتبط است که انگشت اتهام را به سوی آنها سوق می دهد. لذا بنده از تمامی توانم برای روشن سازی این مسئله از طریق نهادهای حقوق بشری و بین المللی استفاده خواهم کرد.مسئولین باید بدانند که در قبال جان شهروندان؛ خصوصا فعالین سیاسی مسئولند و باید جوابی قانع کننده بدهند. به نظرم ما در مسائل پیشین به ویژه مرگ مشکوک دکتر زهتابی و مهندس امانی بنا به دلایلی کوتاهی نمودیم. من می دانم که چه این پیگیری به نتیجه برسد یا نه؛ پدرم را باز نخواهم یافت.اما وقتی می بینم نیروهای امنیتی درمراسم دفن پدرم فعال سرشناسی چون عباس لسانی را آشکارا به مرگ و قتل تهدید می کنند. نمی توانم بی تفاوت باشم. اینها علائم هشدار دهنده ای است که به فعالین خصوصا در خارج پیام می دهد که باید بیشتر مسئولیت پذیر و جدی باشیم. به هر روی من و دوستان فعال در زمینه حقوق بشر و فعالین سیاسی درخارج به نوبه خود تمام تلاشمان را خواهیم کرد.

می دانیم که چند روزبعد از به شهادت رسیدن پدربزرگوارتان ، زمان برگزاری دادگاه عمویتان آقای جهانبخش بخت آور،که ایشان نیزاز فعالان ملی در آذربایجان هستند، بود. به نظر شما چه رابطه ای می تواند میان مرگ پدرتان با برگزاری دادگاه آقای جهانبخش بخت آور برادرآقای چنگیز بخت آور وجود داشته باشد؟

         من در این مورد نمی توانم جواب قاطعی بدهم. چون دقیقا نمی دانم زمان دادگاه چه زمانی به عمویم اطلاع داده شده است؟ قبل از مرگ پدرم یا بعد از آن؟ به هر روی این دادگاه واقعا بی مورد و موارد اتهامی نیز هیچ مبنای حقوقی نداشت.

 پدر شما قبل ازفوت و نیز خانواده شما در زمان فوت به طرزی جدی همواره تهدید می شده اند آیا اکنون نیز خانوداه شما برای برگزای مراسم چهلم و یا هریادمان دیگری مورد تهدید قرارمی گیرند؟

       من خبری مبنی بر تهدید در مورد مراسم چهلم دریافت نکرده ام. اما حضور پررنگ نیروهای امنیتی در مراسم های قبلی مشهود بود و نیروهای یگان ویژه در مراسم حضور داشتند. تهدید نیز در موارد قبلی صورت گرفته بود و آنها یا به صورت مستقیم یا از طریق تلفن اعضای خانواده خصوصا برادرم سیامک را تحت فشار قرار می دادند. فکر می کنم در این مراسم نیز جوی امنیتی وجود داشته باشد.

  می دانیم که در زمان برگزاری مراسم به خاکسپاری آقای چنگیزبخت وربیش از بیست نفردستگیرو زندانی شدند درحال حاضرازآنها تعداد چند نفر در زندان هستند و یا آزاد شده اند؟ اسامی آنها را می توانید بیان کنید؟

        من و کل خانواده به شدت از این امر ناراحت و متاثریم. ضرب شتم شرکت کنندگان خصوصا شخص عباس لسانی تاثیر بسیار بدی بر اعضای خانواده مان گزارده است ؛ حتی دوستان به زحمت توانسته بودند انها را از مداخله باز دارند.! باور کنید که خانواده ما حتی در آن روزهای سخت نیز به این مسئله اعتراض کرد ولی خود خانواده نیز مورد تهدید و تحت فشار بی امانی بود. بنده در همان روز مصاحبه ای با رادیو زمانه انجام دادم و گزارش مفصلی از دستگیریها و ضرب و شتم ها و همچنین در خصوص پدرم دادم . اما متاسفانه دریغ از یک کلمه منتشره ......! سایتی که گلویش را برای یک حادثه هرچند پیش پا افتاده در مرکز پاره می کند اصلا کلمه ای از آنچه در آذربایجان می گذرد ننوشت. ولی همین نوع سایت ها هر روز ادعا می کنند که چرا آذربایجان به جنبش مرکز نمی پیوندد!؟ طبق معلومات بنده از ۲۲ تن فعال آذربایجانی؛هادی حمیدی شفق ،حسین نصیری، ابراهیم فرج زاده، هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن، رضا ابری، فرزین اصغری، علی ایمانی، یعقوب وجودی، محمد رضا یوسفی، ابراهیم آسمانی و سه برادر به نامهای مهدی،مجید و نصیب جوادپور وشماری دیگر بازداشت شده بودند که از این میان آنها ابراهیم آسمانی،ابراهیم فرج زاده، محمد رضا یوسفی مهدی،مجید و نصیب جوادپور هرکدام به قید وثیقه ۳۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده اند اما از سرنوشت هادی حمیدی شفق ، حسین نصیری، یعقوب وجودی، فرزین اصغری وعلی ایمانی و دیگر فعالین آذربایجانی که در این مراسم بازداشت شده بودند، خبری دردست نیست.

به نظرشما با توجه به امنیتی شدن فضای آذربایجان همچون سایرشهرهای ایران تا چه اندازه احتمال می دهید که در مراسم چهلم پدرتان نیز شرکت کنندگان دراین مراسم مورد بد رفتاری نیروهای امنیتی و اطلاعاتی درتبریزو نیز سایر شهرهای آذربایجان قرار بگیرند؟

       با توجه به ماهیت مدنی و سیاستی که حرکت ملی آذربایجان خصوصا در مورد حوادث اخیر و جنبش سبز اتخاذ نموده و با توجه به اینکه ایجاد درگیری و نا آرام کردن منطقه آذربایجان درشرایط کنونی که رژیم به شدت در مرکز و تهران درگیر بوده و از موقعیتی متزلزل برخوردار است به صلاح رژیم نمی باشد ؛ من فکر نمی کنم چنین اتفاقاتی بیافتد.اما درهر صورت از این رژیم چیزی بعید نیست.!

        با توجه به این که آقای چنگیز بخت آور به واقع همچون دوست شهیدشان آقای مهندس غلامرضا امانی، نقش تعیین کننده ای درهدایت تئوریک و رهبری عملی حرکت ملی به عهده داشتند به نظرشما با شهادت ایشان چه خلائی درآذربایجان اتفاق خواهد افتاد؟ ونبود فیزیکی ایشان چه تاثیری درروند حرکت ملی در داخل و خارج از کشورخواهد داشت؟

         به نظرم حرکت ملی از بدنه ای جوان و بسیار قدرتمند برخوردار است. به همین دلیل است که هر آن شاهد ظهور نخبگان و مبارزین جوان هستیم. کافی است نگاهی به سن و سال بازداشت شدگان در مراسم های مختلف مثلا همین مراسم وداع پدرم بیاندازیم. از طرف دیگر جوان های دوره دهه 70 حرکت ، امروز به مرز میانسالی نزدیک می شوند و با خود کوله باری از تجربه و اندیشه را به حرکت می آورند. کسانی که فکر می کنند با حذف نخبگان فکری حرکت مثل دکتر زهتابی و مبارزین سیاسی سرشناس و خستگی ناپذیر آن همچون شهید مهندس امانی و چنگیز بخت آور می توانند این حرکت را زمین گیر کنند سخت در اشتباهند.این را خود رژیم ایران نیز میداند.اما طبیعتا پدید آمدن و بروز چنین شخصیت هایی نیز کار چندان آسانی نیست و زمان و فعالیت در خور توجهی را می طلبد و خصوصا در مقطع کنونی و در شرایطی که حاکمیت با بحران سیاسی دست و پنجه نرم می کند ، خلاء شخصیت هایی از جنس امانی ها و چنگیزها که نیروهای پراگماتیک بوده و نقش موثری در حرکت های میدانی و تلفیق تئوریک و پراتیک حرکت ایفا می نمودند مشکلاتی را بوجود خواهد آورد. اما به نظرم این خلاء یا مشکلات ؛ مقطعی بوده و همانطوریکه اشاره کردم بدنه حرکت قدرتمند است و با توجه به این اصل اساسی و به غایت مهم حرکت ملی اذربایجان نشان داده که از قدرت ترمیم بسیار بالایی برخوردار است.

  شما چه پیامی برای همرزم مان، پدرتان و دوستان همفکرتان در حرکت ملی آذربایجان در داخل و خارج ازایران دارید؟

         به نظرم حرکت ملی آذربایجان و فعالین آن به خوبی به مسائل آگاه هستند و این را هم درعمل و هم درعرصه های سیاسی و فرهنگی نشان داده اند. مهمترین کاراکتر حرکت ملی قدرت مانور و دینامیکی بودن آن است. برهمین اساس نیزحرکت ملی آذربایجان حتی در خفقان آمیزترین و غیردموکراتیک ترین شرایط ممکن نیز، فضاهایی را برای دوام و گسترش خود و خروج از رکود و بن بست پیدا کرده است. در مقطعی از تاریخ حرکت نوین ملی آذربایجان (20 سال اخیر) قورولتای بزرگ تولد بابک، سمبل مبارزه و قهرمان ملی آذربایجان؛عرصه حضور و نمایش قدرت و گسترش آگاهی و بیداری ملی بود والان نیز به رغم فضای بسته واختناق آمیز کنونی حتی استادیوم های ورزشی به صحنه طرح مطالبات حقوق ملی تبدیل شده است.اما یگانه آرزوی قلبی و صمیمانه من که همانا خواست و آرزوی پدرم چنگیز نیز بود؛ تلاش و همت راسخ در جهت هرچه بیشتر متشکل شدن، کاهش اختلافات و ایجاد ائتلاف های وسیع، زمینه سازی برای حرکت سیستماتیک بر مبنای اهداف مشخص کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است. تلاشی که تا حدودی نشانه های مقدماتی آغاز آن نیز دیده می شود و به شدت رژیم جمهوری اسلامی شوونیسم فارس را به واهمه انداخته و آزار می دهد.

از این که وقتتان را برای مصاحبه دراختیار ما قرارداده اید.از شما صمیمانه سپاسگزارم وامید وارم همچون پدرمرحومتان ازمدافعان حقوق مدنی وملی ملت بزرگ آذربایجان باشید.

شهناز غلامی