محمد آزادگر

 

درحاشیه ی گزارش نوری زاده درکیهان (لندن) درباره سمینار "جنبش دمکراسی خواهی در ایران؛ توانائیها و مشکلات" در رم ایتالیا!

 

1) آقای نوری زاده در گزارش از سمینار روز29 ژوئن ، لیست سخنرانان را ردیف میکند ومینویسد: اسامی آوردم که در جائی ثبت شود ولی دکتر صدیقه عدالتی که ازسخنرانان اصلی وافتتاحیه سمینار( بجای دکتر رضا براهنی شاعر، رمان نویس ومنتقد ادبی) بود، حذف میکند.این حذف هیچ منطقی ندارد جز اینکه مضمون سخنرانی دکتر عدالتی خوشایند آقای نوری زاده نبوده است! البته آقای نوری زاده آقای رئوف کعبی را نیز از اتحاد فدائیان خلق ایران حذف می فرمایند! که بنظر من این فراموشی نیز از جنس همان حذفیات است.

2) آقای نوریزاده از هر فرصتی برای دشمنی بادولت های ترک وعرب همسایه استفاده میکند ومطالبات برحق ملت های عرب وترک ساکن ایران را به آن سوی مرزها می بندد: دولت های ترکمنستان وآذربایجان درکنار ترکیه با چشمانی ناپاک به این سوی مرزوهموطنان ترکمن وآذری ما مینگرند و به همسایگان عرب در حاشیه جلیج فارس برای ترغیب وتشویق اندیشه قومیت عربی در مناطق عرب نشین کشور وصل میکند. ومطالبات ملی وشهروندی بلوچ ها رابه بازی های منافقانه و خطراک سازمان اطلاعات نظامی پاکسان میبندد!

 

3) آقای نوری زاده هم در گزارش خود وهم در صحبت هایش در رم بطور آشکار به احزاب کردی نان قرض میدهد واز تعریف وتمجید آنها خسته نمیشود!ما بااین بازی ها آشنائیم. توجه کنید: کاک حسن شرفی معاون دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران وآقای نوری زاده همین جا پارانتز( ) باز میکند و:( از او- حسن شرفی - وکاک عبداله مهتدی به خاطر همدلی بدون شرطشان با جنبش بزرگ آزادیخواهی ایران وهمزمان با تاکیدشان بر وحدت ملی وهمبستگی همه ایرانیان سپاسگزاری میکند! والبته فراموش نمیکند که از مام جلال طالبانی ازمهمترین عوامل پایداری عراق یاد کند!

 

4) آقای نوری زاده حتی از حقوق شهروندی نیز بطور سرراست دفاع نمیکند بلکه سعی میکند آنرا در هاله ای از ابهام بپوشاند وآن رابه جابجایی در بالاترین مقامات کشور تنزل میدهد: در ایران فردا اگر بپذیریم به همان اندازه که شیعه فارس زبان حق دارد بالاترین مقامات در کشور را عهده دار شود کرد وبلوچ سنی،آذری ترکزبان، ترکمن وعرب ایرانی ولر وتالش وگیلانی ومازندرانی وقشقائی وبویر احمدی با زبانها وگویش های متنوع وفرهنگ غنی همراه با یهود ونصاری وزرتشتی وصائبی وبهائی وبی دین و...صاحب چنین حقی هستند، درمساله خود گردانی ونظام غیر متمرکز مشکلی پیدا نخواهیم کرد. آقای نوری زاده گویا متوجه نیست که مبارزه ملل ساکن ایران برای بدست آوردن حقوق گروهی ملی وایضا حقوق شهروندی است وبا گفتن زبانها وگویش های متنوع وفرهنگ غنی نمیتوان مدافع زبانها وفرهنگهای ملل تحت ستم ساکن ایران شد! در ضمن آن درک وفهمی که آقای نوری زاده از خودگردانی ونظام غیر متمرکز دارد با درکی که ملل تحت ستم ساکن ایران از خودگردانی ونظام غیر متمرکز دارند، مطلقا نه یکی است ونه بهم نزدیک است.آقای نوری زاده در ادامه پاراگرافی که نقل کردم بلافاصله علاوه میکند: خاصه اگر از هم اکنون دعوای جغرافیا را کنار بگذاریم وبه مقوله زبان وفرهنگ اعتبار دهیم. منظور آقای نوری زاده ازدعوای جغرافیا راکنار بگذاریم یعنی ازتعیین مناطق زیست ملل ساکن ایران که شامل فارس ها نیزمیشود حرف نزنیم. ازفدرالیسم ملی واز شرکت ملل تحت ستم در قدرت سیاسی حرف نزنیم.بگذاریم ایشان وجود ملت(قوم) فارس را انکارکند ودرعین حال آن را بجای ملت ایران بنشاند وزبان یک ملت(قوم) که در اکثریت نیز نیست،زبان مشترک وهویت ایرانیان قلمداد کند! منظور ایشان از زبان وفرهنگ نیز همان زبان وفرهنگ فارسی است! بقیه زبانها وگویش ها ، غنی اند لیکن باید به زبان وفرهنگ فارسی اعتبار داد.آقای نوری زاده این را انصافا کتمان نمی کند.ایشان هم درسمینار رم وهم در گزارش کیهان به این امر تاکید دارند. توجه کنید:در روز دوم به دوستانم یاد آور شدم، امروزاگر همه مان به زبان فارسی سخن نمی گفتیم ناچار بودیم مثل دیروز مترجم بیاوریم آنهم به تعدادزیادی مترجم تاسخنان مارا برای یکدیگر ترجمه کند. اینکه شرکت کنندگان در اجلاس رم به فارسی سخن گفتند نه دال بر مزیت زبان فارسی است ونه ازآن میشود زبان مشترک در آورد!

آقای نوری زاده در ادامه گزارش خود از بی مهری شماری از هموطنان عرب وآذری به حضرت فردوسی گله میکند ومیگوید که این بی مهری راهیچگاه نخواهد پذیرفت! ایشان حق دارند نپذیرند. حضرت فردوسی برای ایشان وامثال ایشان پاسدار زبان پارسی وشاهنامه هویت ملی شان است. ولی برای ما ترکها وهمچنین عربها فردوسی نه شاعر ملی است ونه شاهنامه هویت ماست.( تمام نقل قول های بالا از گزارش آقای نوری زاده در کیهان لندن شماره1314 پنجشنبه17 تا چهارشنبه 23 تیر ماه 1389 آورده شده است)

آقای نوری زاده درادامه گزارش خود در کیهان شماره 1315 ( پنجشنبه 24 تا چهارشنبه 30 تیر ماه 1389) باز هم زبان فارسی را زبان مشترک ایرانیان قلمداد میکند ومینویسد: اینکه ما در طول روز دوم کنفرانس که فقط خاص ما ایرانیان بود به زبان فارسی سخن گفتیم گویای این حقیقت بود که پیوند تک تک ما با این زبان که در معرض توفانهای خانه براندازی چون حمله عربها در صدر اسلام ویورش مغول وتاتار و...پایدار مانده با ورود واژگان وتعبیرها از زبانهای مورد گفتگو در کشور به زبان مشترک روز به روز بارورتر شده است.

آقای نوری زاده حتما بهتر از خیلی ها اطلاع دارند که تمام امکانات دولتی وغیر دولتی در این 90 سال گذشته در خدمت زبان فارسی بوده است وباروری زبان فارسی به بهای نابودی زبانهای ملل واقوام ساکن ایران بدست آمده است. با وجود همه اینها زبان فارسی درمقایسه با زبان های عربی و ترکی زبانی است نارسا وناقص! درباره امکانات وظرفیت زبان ترکی آذربایجانی وفارسی نوشته های فوق العاده با ارزشی توسط آذربایجانی ها نوشته شده است ودراین نوشته ها نشان داده میشود زبان فارسی در مقایسه با زبان ترکی آذربایجانی علیرغم ممنوعیت 90 ساله زبان ترکی وفشار وتضیق مداوم بر کاربران آن زبانی است فقیر ونا کارآمد. آقای نوری زاده برای اطلاع ازفقر وناکارآمدی زبان فارسی کافی است به نوشته های آقایان محمدرضا باطنی وداریوش آشوری( فارس زبان) مراجعه کنند.

قصد ما در اینجا تحقیر زبان فارسی نیست. در هر حال ده ها میلیونها نفربه این زبان حرف میزنند و فارسی زبان مادری شان است وزبان هر کس برای خودش عزیز وگرامی است.

زبان فارسی زبان مشترک ایرانیان نیست و تنها زبان مادری فارس زبانهاست. گرچه فعلا نقش زبان ارتباطی را بازی میکند، ولی این نقش به طور دموکراتیک حاصل نشده بلکه به قیمت نابودی و امحاءدیگر زبانهای رایج در ایران به ملل غیر فارس تحمیل شده است.

آقای نوری زاده درادامه همین گزارش ادعا میکند که در نشست روز دوم اختلافی بین شرکت کنندگان برسر زبان مشترک نبود وتعدادی اسم به دنبال هم ردیف میکند.اینکه روز دوم شرکت کنندگان درسمینار به فارسی صحبت کردند دلیل توافق برسر زبان مشترک فارسی نمیشود! تا آنجا که من میدانم نه دکتر اصغر زاده و خانم فاخته زمانی ونه آقای یوسف عزیزی بنی طرف ودکترکریم عبدیان و دیگردوستان عرب وبسیاری از شرکت کنندگان غیر فارس و، نه شرکت کنندگان از جنبش فدرال دموکرات آذربایجان در این نشست، ، توافقی بر سر زبان مشترک زبان فارسی نداشتند!