http://www.rashedi-hasan.blogfa.com/post-82.aspx

معضل بحران هويتي ، زباني و فرهنگي در كشور !

در ارتباط با موضوع  دانشجوي مراغه اي دانشگاه شهيد بهشتي !

حسن راشدي   15/دي /89

در كشوري كه جهت گسترش زبان وادبيات فارسي ، هر چند سال يك بار ، نه تنها مجمع بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي با دعوت از خارجيان و با پول بيت المال تشكيل مي شود (1) تا به قول آقاي دكتر مهدي محقق " شكر فارسي در دنيا تلخ نشود " (2) و كتابهاي درسي رايگان براي مقاطع تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان براي كشور همزبان و همنژاد افغانستان فرستاده مي شود (3) و سالانه بيش از شش ميليارد دلار ودر طول بيست سال بيش از 120 ميليارد دلار براي ارائه خدمات به افغانيهاي مقيم ايران هزينه مي گردد (4)  و بورسيه دو هزار دانشجوي افغاني از فوق ديپلم تا دكترا در تهران تامين مي شود (5) و براي گشترش زبان فارسي در پاكستان ، بورسيه فوق ليسانس و دكترا براي دانشجويان دانشگاه "سند " شهر حيدر آباد پاكستان در نظر گرفته مي شود (6) و كمك 550 ميليون دلاري  (550 ميليارد توماني ) بلاعوض براي بازسازي افغانستان اهدا ميگردد (7) و براي حراست و احيا زبان و يا گويش  تاتي (چند هزار نفري)  تاكستان قزوين ، سمينار بين المللي گذاشته مي شود(8) و مجوز تدريس گويش سمناني در دانشگاه صادر وهزينه آن تامين مي گردد (9)  ولي از كنار اجراي  اصل 15 قانون اساسي و تدريس زبان و ادبيات تركي در مدارس ابتدايي آذربايجان و ديگر مناطق و شهرهاي تورك نشين كه اكثريت نسبي جمعيت كشور و حدود 30 ميليوني ايران را تشكيل مي دهند  بي تفاوت مي گذرند و حتي گوشه چشمي به كشورهاي همسايه اي چون عراق و افغانستان هم  نمي اندازند كه با توجه به اينكه اين دو كشور  از لحاظ  اقتصادي و ثبات سياسي دچار مشكلات فراواني هستند و از لحاظ دموكراسي هم ما ادعا داريم  دموكرات ترين  كشور دنيا هستيم ، ولي در هر كدام از اين دو كشور همسايه ، دو زبان اكثريت ساكنين آن، يعني " عربي و كردي " در عراق و "پشتو و دري"در افغانستان رسميت سرتاسري داشته و در تمام مقاطع تحصيلي از ابتدايي گرفته تا دانشگاه تدريس مي شوند و بقيه زبانها هم در مناطق و شهرهاي خودشان در كنار زبان رسمي در مدارس آموزش داده مي شوند ، اما ما همچنان بر طبل قداست زبان فارسي و بي تفاوتي به زبانهاي ديگر  و " سياست تك زباني در كشور"  مي كوبيم  !

 اگر اختلافات سياسي و مذهبي ،اين دو كشور را دچار بحران ساخته است اما رسميت تدريس زبانها در اين دو كشور هيچگونه مشكلي را به وجود نياورده است ، پس ترديد و شبهه ما از چيست و تا چه زماني مي خواهيم از نظر زباني شهروند درجه يك و درجه دو در كشور  داشته باشيم و اگر يك نفر فارس زبان حتي كلمه اي از زبان توركي مردم 30 ميليوني كشورش را نداند ( و اگر هم بداند ولي خودرا به ندانستن بزند !) هيچ عيب و ايرادي بر او نباشد ولي اگر دانشجوي تورك زباني در تكلم  زبان فارسي لهجه توركي خودرا داشته باشد كه داشتن لهجه وي  نشانه هويت ، موجوديت و وابستگي او به زبان و فرهنگ غني مادري خويش و يك جمعيت 30 ميليوني در كشور است ، عيب و ايراد نا بخشودني به حساب بيايد و از راههاي مختلف تحقير گردد !

 در اين كشور ، در مجلس شوراي اسلامي حتي پيشنهاد  تشكيل " فراكسيون پسته ! " هم مي دهند تا نماينده هاي مجلس راهها و مشكلات صادرات پسته را بررسي كنند (10)  ولي دريغ از كميسيوني كه بخواهد  مسائل  و مشكلات هويتي - زباني و  فرهنگي غير فارس زبانان  كشور را مورد بررسي و كنكاش قرار دهد  !

در تلويزيون دهها ميزگرد ريز و درشت  در مورد انواع و اقسام موضوعات حتي ساده و پيش پا افتاده ميگذارند و روزها پيرامون آن بحث و گفتگو مي كنند ولي از گذاشتن  حتي ميزگرد ساده تلويزيوني در مورد بررسي مهمترين مسئله كشور كه در صورت بي تفاوت بودن به آن  مي تواند بحران ساز باشد ، يعني مسئله هويتي غير فارس زبانان كشور كه نمونه اش اعتراض سراسري ملت آذربايجان به اهانت روزنامه " ايران " به تركهايي  آذربايجان را در  خرداد ماه سال 1385 به دنبال داشت ، به راحتي ميگذرند و گو اينكه هيچ اتفاقي در كشور نيفتاده و اصلا نيازي به پرداختن به چنين موضوعي نيست ، همچنان بي تفاوت از كنار  قضيه رد مي شوند !

آيا مي توان اجتماع صدها هزارنفري توركان ايران در مراسم قلعه بابك در نزديكي شهر كليبر آذربايجان شرقي در نيمه دوم تير ماه سالهاي 1379 الي 1382 را صرفا  اجتماعي براي نواختن ساز  و خواندن شعر به زبان توركي و اجراي نمايشنامه و.... ، و در كل  تفريح و گذران اوقات فراغت براي زنان و مردان آذربايجاني از سنين پايين گرفته تا دانشجويان و ادبا و نويسندگان و فعالين ادبي فرهنگي با كمترين امكانات رفاهي اين مكان تا افرادي با سنين هفتاد سال  تفسير كرد ؟

آيا خواسته هاي فرهنگي مدني 14 ماده اي شركت كنندگان اين مراسم در سال 1380 و 12 ماده اي سال 1382 را مي توان نوعي تفريح به حساب آورد ؟

آيا نام انواع شعارهاي پارچه اي به زبان توركي و انگليسي و اندكي هم به فارسي در مورد فراموش نكردن  جمعيت 30 ميليوني توركان ايران ، شناسايي هويت آنها ، اعتراض به سياست آسيميلاسيون زباني ،حق تحصيل به زبان مادري ، خواستار برنامه هاي 24 ساعته  به زبان صحيح توركي در تلويزيون  و نا اميد شدن از اجراي اصل 15 قانون اساسي در اين مراسم  را مي توان نوعي تفريح و وقت گذراني ناميد ؟ !

 با همه اين احوال چگونه مي توان  پخش تمام برنامه هاي 8 كانال تلويزيون تهران را به فارسي توجيه كرد در حالي كه به عقيده اكثريت ساكنين تهران چه تورك و چه غير تورك ، حداقل نصف جمعيت ساكنين تهران را توركان تشكيل مي دهند ؟ !

حتي به جز يك كانال تلويزيوني استاني  بعضي از استانهاي تورك نشين ، كه فقط افعال زبان برنامه هاي باصطلاح توركي آن ، توركي است و مردم آذربايجان زبان برنامه هاي اين كانالها را به شوخي " فاركي " (مخفف فارسي توركي )  مي نامند و فارس زبانها بهتر از خود توركان اين برنامه ها را متوجه مي شوند ، بقيه 4 - 5 كانال استانها هم همه به فارسي برنامه پخش مي كنند در حالي كه در اين استانها در صورتي كه فارس زباني هم به صورت مامور و كارمند وجود داشته باشد يك درصد جمعيت ساكن اين مناطق را هم تشكيل نمي دهند !

و اما در سالهاي اخير و در ورزشگاههاي فوتبال ، آيا مي توان از كنار شعار نوشته " تورك ديلينده مدرسه "  و ديگر شعارهاي هويتي 80- 90 هزار نفري تماشاگران و طرفداران  تيم فوتبال  تراكتور سازي در استاديوم تبريز و 40 50 هزار نفري توركان در استاديوم آزادي تهران به راحتي گذشت و بر آن بي تفاوت بود ؟!

آنچه كه در بالا آورده شد فقط نمونه اي از خروار ها مسائل و مشكلات  هويتي و فرهنگي  غير فارس زبانان كشور بخصوص توركان است كه با داشتن اكثريت نسبي جمعيت كشور و حافظه تاريخي حاكميت هزار ساله مستمر و لاينقطع از زمان شروع حكومت غزنويان تا پايان سلطنت قاجاريان  بر ايرن و بر كليه اقوام ايراني فارس و غير فارس ، هم اكنون بيشترين بي احتراميها و تحقيرها بر زبان و فرهنگ و شخصيت آنها از ميان روشنفكرترين و تحصيل كرده ترين افراد جامعه فارس زبان گرفته  تا بي سوادترين و وامانده ترين اين قشر  بر آنها روا داشته مي شود ! 

توركان ايران حد اقل بعد از اسلام ، با داشتن حافظه تاريخي 1000 ساله حاكميت در ايران و جهان و بخاطر گسترش دادن اسلام در دنياي غرب و شرق و مشهور شدن به شمشير اسلام ، هرگز جفا و تحقيري كه بعد از روي كار آمدن رضا خان و حاكميت سياست شوونيستي و ادامه آن در ايران ، بر آنها رفته ، در طول تاريخ بخود نديده است !

در ادامه همين سياستها و آموزه هاي ي نژاد پرستانه رضا خان و فرزند  وي ، و بي تفاوت بودن به اين معضل اجتماعي فرهنگي در دوران حاضر است كه  امروزه در مهمترين مركز  آموزش علوم  كشور  يعني در  دانشگاه شهيد بهشتي تهران ، استاد دانشگاهي كه بايد الگو و نمونه رفتاري  براي دانشجويان باشد  بخاطر  اشتباه جزئي دانشجوي پزشكي مراغه اي در آزمايشگاه ، مليت وي را مورد تحقير قرار مي دهد !

 بنا به گفته ي شاهدان عيني ماجرا ، استاد درس آزمايشگاه فيزيك پزشكي در پي اشتباه كوچك علمي دانشجوي مراغه اي در استفاده از وسايل آزمايشگاه او را هدف توهين هاي شنيعي كه مليت تورك را نشانه رفته بود، قرار  مي دهد . اين اقدامات ناشايست استاد درس ، تحريك احساسات دانشجوي مذكور را در پي داشته ؛ در اين وضعيت ، دانشجوي تحقير شده كنترل رواني خود را از دست مي دهد و با ترك آزمايشگاه اقدام به تهيه چاقو نموده و استاد هتاك را با چاقو مورد جرح قرار مي دهد !  

وي پس از اين اقدام ، به طور داوطلبانه خود را به نيروهاي حراست دانشگاه معرفي كرده و در كلانتري تحت بازداشت و بازجويي قرار مي گيرد؛ از وضعيت استاد مجروح نيز خبري در دست نيست !

 

حال با توجه به  نمونه اي كه در اين دانشگاه اتفاق افتاده  و نمونه هاي بسيار ديگري  كه هرگز خبري از آنها به جهان بيرون درز نمي كند  آيا هنوز هم بايد به معضلي كه نام "بحران هويتي و زباني  غير فارس زبانان كشور  " بايد به آن نام نهاد ، بي تفاوت باشيم ؟!

 

............................................................................................................

(1)      "مجمع بين المللي زبان و ادبيات فارسي " ،  روزنامه همشهري ، پنجشنبه ،3 / آبان / 1380 شماره 2542

(2)     " شكر فارسي تلخ نشود " روزنامه جام جم ،يكشنبه 20/آبان / 1380

(3)     "افغانستان كتابهاي آموزشي ارسالي را پس داد "  روزنامه ابرار اقتصادي ، 7 / ارديبهشت / 1381 شماره 1106

(4)     " شش  ميليارد دلار هزينه  سالانه افغانها در ايران "  سايت اينترنتي بازتاب  3/4 /1382

(5)     "بورسيه دو هزار دانشجوي افغاني از فوق ديپلم تا دكترا در تهران "  روزنامه همشهري ، 24 /5 / 1381 شماره 2810

(6)     " دانشجويان زبان فارسي بورسيه شدند "  ضميمه روزنامه اطلاعات ، 17 /10 / 1376

(7)     "كمك 550 ميليون دلاري به افغانستان ! "  روزنامه همشهري ، چهار شنبه ، 30 /مرداد / 1381 ، شماره 2816

(8)      "سمينار زبان تاتي  " خبر ساعت 14 كانال يك تلويزيون تهران  مورخ 14 /آذر / 1378

(9)     "تدريس گويش سمناني در دانشگاه سمنان " روزنامه اطلاعات ، 11 / اذر / 1389 شماره 24911

(10)  درخواست تشكيل فراكسيون پسته در مجلس  شوراي اسلامي " سايت انترنتي صنايع غذايي ايران " سال 1378 www.foodna.ir/9494-fa.html?p=5